وقتی از همه چیز خسته می شوم!

اطرافیان می گویند که در انتخابم اشتباه کرده ام و مطمئن هستند روزی پشیمان خواهم شد …هر کس حق را به خودش می دهد ولی من حق ندارم حقی برای خودم قائل باشم ! در گذشته اگر اشتباهی انجام بدهی همه تورا از دید ان اشتباه می بینند! گویا همه می توانند آینده را به روشنی امروز پیش بینی کنند و فقط من هستم که چشمانم کور شده و گوشهایم کر ! حس وحشتناکی است این نشستن سر دوراهی و از هر سمت سخنی شنیدن !می دانم زندگی و آینده  همچون جاده تاریکی هستند که عابرینش هیچ چراغی در دست ندارند. عده ای جلو ترند و عده ای عقب تر ! آن عده که جلوترند فکر می کنند که فقط یک مسیر وجود دارد …

باید صبر کرد تا صبح امید …

good_bye_daddy_by_selebant

چند روز شاید هم چند ماه در لابدان چیزی ننویسم. منظورم از نبودن تعطیلی نیست یک وقفه است برای شروعی دوباره. به قول سنجد بر می گردم، حتما ! {البته سنجد هم زیر قولش می زند}

دوستتان دارم ، به امید روزهای آفتابی

Advertisements

خداحافظی با دو وبلاگ در وردپرس!

اول سلام به همه

دوم دلتون هم نگیره از تیتر من ! راستش این رفتن اون رفتن نیست! بریم سر اصل مطلب ! همون طور که می دونید دو تا از یار های شفیق ورپرس از این محله رخت بر بستن!

اولیش که رفتنش {البته فعلا} به خاطر قیلترینگ جمهوری اسلامی بود، کسی نیست جز پیر دیر وردپرس شیخ الشیوخ نادرالدین شاه عزیز که مطمئنم خانقاهش رو دوباره راه میندازه و البته یه جای مطمئن تر ! امیدوارم که از وردپرس نره چون هر چی باشه شیخ حق آب و گل داره و رفتنش مثل اینه که نقطه های پ وردپرس رو برداریم! خیلی کم می نوشت ولی هر بار که نوشت به قولی آتشی زد به جان همه من خودم چند پست از شیخ رو خیلی خیلی دوست دارم! مخصوصا اون مطلبی که در مورد خلیج فارس نوشته بود. ای کاش می تونستیم مثل شیخ دنیای اطرافمون رو ببینیم … پست خداحافظی رو بخونید که خالی از لطف نیست.

شیخ عزیز امیدوارم که همیشه سلامت باشی و دعای همیشگی این مرید رو هم بدرقه راهت می کنم، انگشتانت پرتوان ، برقتان وصل و اینترنتت هم پر سرعت باد!

و اما نفر دوم که دل از وردپرس Com رفت جوون فعال و پرکار محله وردپرس بود که یه جورایی از محله متوسط وردپرس کوچ کرد به محله های اعیانی ! فکر کنم شناختینش آره! خودشه یک فتحی بود و یک وردپرس ! همه خلاقیت های یک فتحی یادمونه مخصوصا اون جشنواره نوروزی و یا اون پارتی وردپرسی که در نوع خودش جالب بود. یک فتحی همیشه جزء وبلاگ های برتر وردپرس بود و مطمئنم که همتون با من موافقید که هیچ وقت به سمت زردی نرفت و هر دفعه هر کس به خونه یک فتحی میرفت با دست پر بر میگشت. هر چندکه خودم اوایل زیاد باهاش حال نمی کردم ولی باید همین جا اعتراف کنم که یک فتحی رو به خاطر افتادگیش دوست دارم و دوست خواهم داشت. امیدوارم که همیشه موفق باشه و بدونه که ما بچه محل های وردپرسی همیشه به یادش هستیم. ببینید خونه جدید یک فتحی رو که چه امکاناتی داره! {سونا، جکوزی، استخر و…}

و دعای بالا رو برای یک فتحی مجددا تکرار می کنم، انگشتانت پرتوان، برقتان وصل و اینترنتت پر سرعت باد!

——————————————————–

لنگ نویس:

1- نوشته بالا فقط جنبه اطلاع رسانی و گرامیداشت این دو وبلاگ از دست رفته رو داشت! 🙂

2- در نبود من شایعه پخش شد توسط بعضی ها که من ملکوتی شدم! و تازه روز ختم من هم میرزا قاسمی دادن!

3- کامنت ها رو هم کم کم دارم جواب می دم! با عرض معذرت ویژه از همه!

4- راستی مطلب من در مورد عبدالمالک چه کرد توی بالاترین!

با سپاس کاوه گیــــــلانی