زن

در دوران انتخابات چند نفری بودیم که با هم این طرف و آن طرف می رفتیم. شب قبل از پایان مهلت تبلیغات کل سطح شهر و هر جایی که ستاد هر کاندیدایی بود را سرک کشیده بودیم. صحنه های جالبی دیدیم و به قولی خودمان هم شوری حسینی داشتیم، مثل همه بچه های هم سن و سال ذوق هم می کردیم آن هم از نوع خرکی . من یک پوستر میرحسین دستم بود و با پررویی تمام می رفتم جلوی برادران مخلص پاتوق می زدم. آن ها شعار می دادند و ما می خندیدیم و البته ما هم فقط می گفتیم 2*2=5 و این خود به اندازه هفتاد سال فحش خواهر و مادر برای برادران مخلص بود. جالبترین شخصیتی که در همان موقع من در جلوی یکی از ستاد های کاندیدای محبوب برادران مخلص دیده بودم، زنی بود که به حد انفجار فریاد میزد موسوی زن ذلیل ، موسوی زن ذلیل! راستش ما چشممان چهار تا شده بود و بهت زده به آن زن نگاه می کردیم! نمی دانم شاید هم زن نبود ، وقتی کاندیدای محبوب برادران مخلص در کابینه اش دو زن را معرفی کردبه عنوان وزیر بی اختیار یا فریاد های آن زن نما افتاده بودم که قدرت و شعور یک زن موفق مانند زهرا رهنورد را حمل بر ذلالت میرحسین می گذاشت!