شفاف سازی !

در پست قبلی سال نو را پیشاپیش تبریک گفتیم، اینجا هم سال جدید را تبریک می گوئیم به امید روزهای خوب و پروانه ای برای شما دوستان عزیز ، از تکه پاره کردن تعارفات بگذریم باید خدمتتان عارض شوم که حودو یک هفته ای روزه اینترنتی گرفته بودیم و به قولی توفیق اجباری بود که در دنیای مجازی حضوری زرد داشته باشیم ، جایتان خالی یک سفر چند روزه ای به خطه قهرمان پرور کردستان داشتیم، البته این سفر خود حکایتی دارد که فکر کنم ارزش داشته باشد که یک پست برایش اختصاص دهم. در طول سفر تکان دهنده ترین خبری که شنیدم فوت همزمان عده ای در رشت بود که بر اثر نوشیدن مشروبات الکلی دار فانی را بالا رفته بودند! بعد از بازگشت به رشت از چند نفر که دستشان به جایی بند بود پرسیدم که اوضاع از چه قرار است، یک نفر که از جوجه مسئولین است گفت فقط دوازده نفر مرده اند ولی یکی از دوستان که روز واقعه در تازه آباد {قبرستان} رشت حضور داشت می گفت تعداد کسانی که آن روز به قبرستان می آوردند بیشتر از این حرف ها بود! با یکی از دوستان تماس گرفتم که احوالش را جویا شوم ، گفت که یکی از دوستانش به همین صورت در گذشته است، مسجد برایشان مراسم نگرفته و نیروی انتظامی و پایگاه بسیج محله  از برگزاری مراسم جلوگیری کرده ، دلیلش هم این بوده که به قولشان نجس از دنیا رفته ! از دلیل اتفاق پرسیدم چون می دانستم که دایی جان ناپلئونش دربیمارستان رازی رشت کار میکند، گفت : در مشروب سیانور ریخته بودند، و تا حالا هم سی و هشت نفر کشته شده اند. از جوان هفده ساله تا پیرمرد هفتاد ساله ! یکی دو مجلس عروسی هم به عزا تبدیل شده … وقتی پرسیدم چرا سیانور یک سری حرف های عجیب غریب هم می زد که من زبانم شاخ در آورده بود، می گفت در اصل بخار سیانور می دهند که گیرایی داشته باشد ولی سازنده فیلسوفش یک قطره سیانور ریخته بود که به قولی بترکاند و … .هم سازنده و هم توزیع کننده را گرفته اند ولی چه فایده که …

راستش نمی شود حرف خاصی زد، ای کاش سعی کنیم نخورده مست باشیم … یکی گفت اگر مجلس هم برای اینها بگیرند ، به عنوان مثال مداح چه میخواهد بگوید؟

———————————————————————————————————

لنگ نویس:

1-از دوران کودکی منتظر سال 88 بودم چون روز تولدم تقویم می شود 88/8/8 ، چقدر جالب میشدو این همه 8 کنار هم!

2- باز هم امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

3- می خواستیم شاد کنیم ملت را ولی دیدیم یک چیزی روی دوشمان سنگینی می کند باید کمی خبرگزاری بازی در می آوردیم!

4- تا سال پیش فکر می کردم که آی کیو اینجانب به اندازه مرغ است برای درک بعضی از مسائل ولی امسال به یقین رسیدم که آی کیوی من برای درک بعشی از مسائل از مرغ هم کمتر است ، با عرض پوزش از یک وبلاگ نویس عزیز !

5- فکر کنم تا بعد از سیزده بدر هم نباشم ! {هرچند مهم نیست ولی خواستیم گفته باشیم 🙂 }

6-مطالعه این پست هم برای تعویض روحیه به شدت  پیشنهاد می شود !

7- آجر پاره هم دوساله شد !

8- این هم خبری در رابطه با بحث اصلی همین پست !

9- کامنت ها رو هم به زودی جواب میدم.

با سپاس کاوه گیلانی

Advertisements

در باب اتفاقات مسخره وبلاگستان!

مثلا جریان بلگفا زندان شده و شیرازی شده فلان طور و از گوانتانامو بدتره و هزار حرف و حدیث دیگه! من نمی گم کار شیرازی درست بود ولی خود شما اگه جای شیرازی بودین چی کار می کردین؟ شیرازی و شیرزای ها رو ما با همین کار ها از خودمون رنجوندیم و کاری کردیم که کم کم دور بشن از ما! به قول یکی مرده اختیار مالش رو داره! این که نشد ما بیایم یه نابغه (حالا نه به این شدت ولی چند نفر رو سراغ دارین که مثل شیرازی باشن؟) رو مقایسه کنیم با رییس زندان! لابد اگه اون زندانبانه من و شما هم قاتل و معتاد و …! متاسفانه بعضی ها دقت نمی کنن و یا بهتر بگم انتقاد کردن رو بلد نیستن! هر چند من خودمم هم پخی نیستم ولی این دیگه حالیم میشه که به هر کسی هر طوری نمیشه توهین کرد!

آخر و عاقبت دعوای این آقا و این خانم به کجا ختم میشه؟

من خودم با طرز بیان زهرا اصلا نمی تونم کنار بیام ولی اینکه کمانگیر و بعضی ها سعی کنن خودشون رو تافته جدا بافته بدونن (شمال و جنوبی کردن وبلاگستان) کمی که نه، خیلی ناراحت کننده است!

فقط این رو می تونم بگم که شعار نباید داد! افتادگی آموز گر طالب فیضی           هرگز نخورد آب زمینی که بلند است!

—————————————————

لنگ نویس:

1- این پست به نظر من از مهرنوش محتشمی یه مقدار عجیب بود ولی از حق نگذریم که جواب جالبی داد! (فکر کنم باید نشست و دید که چه عواقبی داره)

2- متاسفانه مثل اینکه این دنیای مجازی هم فرقی نمی کنه با دنیای واقعی!

3- پست بعدیم شاید یه پست متفاوت المپیکی باشه!

4- از بچه هایی هم که توی بازی وبلاگی شرکت کردن یا قول شرکت کردن رو دادن متشکرم ولی اون هایی که … !

5- این سالومه شایگان با اینکه از پشت کنکور اومده بیرون ولی هنوز اون بالا نوشته: کیبورد نویس های یک پشت کنکوری!

6- بخوانید از رضا عظیمی در مورد زهرا و حرف هایش و بخوانید در مورد شیرازی و بلاگفایش از علیرضا!

با سپاس کاوه گیـــــلانی