سپندارمذ مبارک

دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
چون هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

جشن سپندارمذ روز عشق، روز زن، روز زمين و روز مادر بر همه ی دختران و بانوان و مادران ایرانی خجسته باد!

اسفند نام روز پنجم از هر ماه زرتشتی و ماه دوزادهم سال است، سپندارمذ در اوستا به صورت سپَنتَ آرمَ ای تی آمده است که چهارمین اَمشاسپند در آیین زرتشتی ست، این واژه آمیزه ای است از «سپنته» به چم پاک و مقدس و «آرمَ ای تی» به چم فروتنی و بردباری٬ پس نام امشاسپند سپندارمذ به چم سازگاری، فروتنی، بردباری نیک و مقدس است؛ این واژه در پهلوی به گونه ی سپندارمت و در پارسی سپندارمذ٬ اسفندارمذ و اسفند شده است؛ این امشاسپند در شکل مینوی (معنوی) نماد بردباری و سازگاری اهورا مزداست و در شکل جهان خاکی (مادی) نگهبانی زمین به وی سپرده شده است؛ روز پنجم اسفند (در گاه شمار امروزی بیست ونهم بهمن ماه کنونی) به مناسبت تقارن نام روز و ماه جشن بوده و این جشن همراه با آداب و رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می شد. این جشن ویژه زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت آنان بر پا می گشت، مردان و پسران به زنان و دختران خانواده و یا به دلدادگان خود به جهت قدردانی پاداشی به شکل هدیه می دادند.
از ويژگي هاي دیگر اين جشن این بود که بر پاشنه هاي در منزل، آويشن مي ریختند و آش و سيروگ (نان مخصوص زرتشتي) می پختند و دیگر، فرمانبرداري كامل مردان از زنان بود و به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و تمام کار روزانه ی آن روز بر عهده مردان بود.
جشن سپندارمذ را به سبب اینکه زنان كار خانه را تعطيل مي كردند واداره امور منزل بر عهده مردان بود و مردان به زنان مزد يا هديه مي دادند، «جشن مژدگیران یا مزدگيران» نیز مي گفتند.
روز سپندارمذ روز زمین نیز هست چرا که این امشاسپند در جهان خاکی پاسبان زمین است و البته زمين هم نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد.
بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ است.
باشد که در این خانه همیشه شادی گیرند.

مادر، شخصی که در زندگی به هیچ وجه نمی توان برایش جانشینی انتخاب کرد… مطلب فوق را مهران عزیز برایم فرستاد. فکر کنم کم کم باید برای این دوست عزیز به فکر یک حساب کاربری باشم! من این شعر را بسبار دوست دارم و البته اعتقاد قلبیم هم همین شعر است:

120970472837970_5

اگـر یـکه باشی به نـام آوری اگر مهر باشی به روشنگری
اگـر روزگـاری تـو را بـرنـهـنـد نـگیـن حکومت بر انـگـشتـری
دو صد حشمت آنچنانی تو را نیرزد به یک لحظه بی مادری

——————————————————————–

منابع:
1- سالنامه زرتشتیان 3746 زرتشتی (1387 خورشیدی)
2- شعر از زنده یاد ایرج میرزا {اون اولی رو میگه}
3- آثار الباقیه عن القرون الخالیه به چم اثرهای مانده از قرن‌های گذشته، از ابوریحان بیرونی 390 هجری.
4- خورده اوستا بخشی از کتاب اوستا تفسیر و تالیف استاد ابراهیم پورداوُد.
5- یشت ها جلد 1 از استاد ابراهیم پورداوُد.
6- مقام زن درایران باستان از موبد اردشير آذرگشسب 1345.

7-http://www.zoroastriannews.com

8- قسمت دوم این پست هم به زودی هوا می شود !

9- این پست در دنیای مجازی به بانوان وبلاگستان تقدیم می شود و در دنیای مجازی هم به مادر عزیزم .

10- این هم مطلب قدیمی لابدان در همین رابطه!

11- این هم موسیقی پیشنهادی از عمو هوشنگ عزیز

12- بازی های وبلاگی دعوت شده را هم به زودی لبیک می گوئیم، البته با عرض پوزش از دوستان عزیز.

21 پاسخ

  1. به به
    چه سنت های قشنگی داریم اون وقت میچسبیم به ولنتاین … ( بماند خودم هم با بانو رفتیم بیرون و کادو و عشق و اینا … )
    وبلاگ ما قابل شما رو نداره، ممنون که ما رو لینک کردین 😉
    ما هم با اجازه شما تقدیمش کردیم به عشقمون ( «خاک تو سر زن ذلیلت کنن» جمعی از حضار)
    خوب در مورد چسبیدن به سنت های این طرف و اونطرف باید بحث کرد 🙂 زیاد هم بد نیست ، روزی که بشه به همدیگهابراز علاقه کرد مهم نیست که مال کجاست ، مهم نفس عمله 🙂 + به افتخار عمو هوشنگ چهار ساله و بانو :))

  2. سلام…

    مادر ستاره ایست که خورشید پرور است.

    بر همگان مبارک
    سلام
    متشکرم دوست عزیز

  3. به‌به!
    مبارکت باشه 🙂

  4. درود بر شما
    من هم به نوبه‌ي خودم اين روز رو به همه‌ي بانوان ايراني كه همچون زميِن پاك ساده، سخاوتمند هستند شادباش مي‌گويم.
    چند روز پيش كه داشتم در اينترنت درباره آيين‌هاي ايران باستان جستجو مي‌كردم(پس از پست شما درباره‌ي جشن سده) به نوشته‌هايي درباره‌ي جشن اسفندگان برخوردم، كه جالب بود، درباره‌ي زمان درست اين جشن كه بر سر آن دودستگي‌هايي وجود دارد(اگرچه باور دارم هر روز مي‌تواند روز عشق، دوستي، محبت و… باشد)، به نظرم بهتر است اين جشن در زمان درست آن برگزار شود. براي اطلاع از زمان درست آن به اين تارنما سري بزنيد:
    http://www.chn.ir/news/?section=2&id=44977

    از شما دوست گرامي هم سپاس‌گذارم
    پاينده باشيد.
    سلام
    مهم همون دوست داشتنه و در کنار هم شاد بودنه ، نباید زیاد به روز و ماه و سال دقت کرد …
    متشکرم

  5. زمین چند بار دور خورشید چرخید
    پس، رو به آفتاب ایستاد
    و شادمانه از او پرسید:
    طلوع دخترم را دیدی؟!
    ماه رقصان، با نی لبکی بر لب
    و چهره ای بشاش
    بر دامن آسمان چرخی زده و
    رو به ستارها کرد و
    از آنها پرسید :
    درخشش خواهرم را دیشب دیدید؟!
    ستاره ها ی جوان حیران ماندند
    و با چشمهای گشاده و روشن
    از آسمان پرسیدند :
    این دختر زمین کیست ؟!
    که از ما و خورشید و ماه
    زیباتر است !
    آسمان اندکی سکوت کرد
    پس به احترام شب کلاهش را
    از سر برداشت
    و راه برای عبور دختر زمین
    باز شد
    «منوچهر مرعشي»
    برداشت از:http://manouchehrmarashi.blogspot.com/2009/01/blog-post_27.html

  6. درود به همه
    درود به کاوه جان
    پیشکش شما و همه ی آنهایی که دلشان روشن است به دوشارمه (به چم عشق)
    بسیار سپاسگزارم
    باشد که در این خانه همیشه شادی گیرند.

  7. مبارک….
    مبارک شما باشه 🙂

  8. سلام
    این روز رو به همه بانوان وردپرسی و غیر آن تبریک میگم.
    آئین جالبیه ولی ای کاش که به فراموشی سپرده نمیشد مخصوصا یک همچین مراسم و جشنهای در زمان کنونی ما بسیار لازمه زمانی که همه زن و مرد از صبح تا شب به فکر کار و فعالیت هستن و اصلاً به خودشون و زندگی و زندگی کردن فکر نمیکنن.

    😛
    ممنون از مهران و کاوه عزیز به خاطر این پست
    سلامت و پیروز و سربلند باشید.:)
    باز زدی جاده خاکی ؟ حتما باید سانسورت کنم ؟ :))
    با عرض معذرت یک خط از کامنت ایشون حذف شد چون بئی نژاد پرستی میومد 🙂

  9. مادركسي است كه جانشيني براي آن پيدا نمي شود….آري چنين است كاوه جان افسوس
    متشکرم تورج جان

  10. البته خیلی ها هستند که هنوز باتری و امپراتور رو با ط مینویسن، اگر تلفظ سپندارمذ چیزی بین z وth باشه یا اینکه ریشه ای عربی داشته باشه اون املا درست خواهد بود.
    البته مثلا بعضی جاها مثل شصت و شست بعنوان قرار دادی برای تمایز حروف مختلفی به کار میره.
    بنده ادعای ادبیات دانی کامل نمی کنم و نمی تونم به صراحت شما استدلالات دیگران رو به سخره بگیرم، اما تا جایی که می دانم نوشتن سپندارمزگان با «ذ» یک غلط مصطلح است. همانگونه طهران نیز صحیح نبود. باقی به عهده خودتان
    لابد همه {حتی منابعی که خودتان ذکر کردید اشتباه می کنند} اشتباه می کنند ، وقتی چیزی باعث خندیدن می شود باید خندید. ما هم نگفتیم اطلاعات ادبی داریم ، گفتیم منابعی که خود ذکر کرده اید همه با ذ نوشته اند.

  11. مبارک باشه ولنتاینتون:)
    🙂

  12. سلام
    ای زز آبروی مارو بردی اَه اَه
    😛
    سلام
    شما رو هم می بینیم به زودی 🙂

  13. به به به به…

  14. بالاخره که چی؟!
    نخودچی 🙂

  15. سلام حال شما؟
    چه رسماي قشنگي!!!!
    بهر حال مرسي كه ما رو مطلع كردين.من هم پيشاپيش تبريك مي گم.
    سلام
    متشکرم 🙂

  16. اه اه به مصداق کلمه : لوووووووس 😀
    هه هه ! جوونیه دیگه شما ببخش 🙂

  17. با درود به همه
    و درود ویژه به دوست مهربان پزشک 87
    دوست مهربان و فرزانه:
    1- سپاس از توجه و دقت شما.
    2- واژبند (حرف) ذ در دین دبیره وجود دارد البته همانگونه که فرمودید در تلفظ مخرجی با چیزی بین ز و ث، که اول واژگان کاربرد ندارد و دیده نمی شود، مانند بوذ در اوستا که به پارسی بوییدن یا بَئوئیذی به چم بوی خوش.
    3- همانگونه که در متن گفته شد واژه سپَنتَ آرمَ ای تی در پارسی سپندارمذ٬ اسفندارمذ و اسفند شده است و در واقع این واژه اوستایی نیست و شاید تحت تاثیر واژبند و زبان تازی نوشته شده باشد.
    4- واژبندهایی مانند ص، ض،ع، غ، ط، ظ و ح در هر واژه ای دیده شوند آن واژه بی چون و چرا تازیست اما ذ را گمان نکنم …
    5- هر کشوری و زبانی تحت تاثیر فرهنگ های متفاوت است و همه از همه تاثیر می پذیرند به ویژه پارسی، فارسی و فرهنگ ما که خود بیشتر دانی.
    هر گوشه ای از شعر، ادب، فرهنگ رو بگیری حرف و حدیث بسیار دارد و واژه سپندارمذ یکی از آنها …
    روزگار خوش و دانایی توانایی ست
    متشکرم مهران عزیز

  18. چرا کامنتای من تو وبلاگت پاک میشه؟زود تند سریع جواب بده!
    پاک نمیشه ، باید تائید بشه ، بعضی اوقات هم واسه خودش میره تو اسپم ها و از قلم میفته یه کم دیر جواب داده میشه ، در کل شرمنده 🙂

  19. «نام من عشق است»
    نام من عشق است آیــا می‌‏شناسیدم؟
    زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟
    بـــا شما طـــــــــی‌‏کـــــرده‌‏ام راه درازی را
    خسته هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟
    راه ششصدســاله‌‏ای از دفتر «حــافظ»
    تا غزل‌‏های شما، ها! می‌‏شناسیدم؟
    این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیده‌است
    من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم
    پای ره وارش شکسته سنگلاخ دهر
    اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟
    می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را
    همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم
    اینچنین بیگــــانه از من رو مگردانید
    در مبندیدم به حاشا!، می‌‏شناسیدم!
    من همان دریایتان ای رهروان عشق
    رودهای رو به دریـــا! می‌شنـاسیدم
    اصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بود
    عشق»قیس»و حسن»لیلا» می‌‏شناسیدم؟
    در کف «فرهـاد» تیشه من نهادم، من!
    من بریدم «بیستون» را می‌شناسیدم
    مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام
    با همین دیدار حتی می‌‏شنـاسیدم
    من همانم, آَشنــای سال‌‏هـای دور
    رفته‌‏ام از یادتان!؟ یا می‌‏شناسیدم!؟
    «خليل جوادي»
    پنجم اسفند روز سپندارمذ را به همه‌ي ايرانيان شاد باش مي‌گويم.

  20. با سلام
    من خوشحالم که حداقل چند نفر تو این دنیا یادشون بیفته ما چه هویت و تمدنی داشتیم و حالا چه ناپسندیده والنتاین را جشن می گیریم.
    امیدوارم سال آینده باشم و بتوانیم به کمک هم این روزها رو زنده نگه داریم.
    متشکرم 🙂

  21. افشاگری کردم … هرچندخودم میدونستم چیم ..!

    گاهی سرمی زنم اینجا اما پست های طولانی رو حتی برای احترام به نویسنده اش هم نمیشه تا اخر خوند
    🙂 خوب پست بلند خودند حوصله والبته وقت می خواد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: