همای شگفتی یا فاجعه ؟

پیش نوشت

صبح وقتی سری به کامنت های وبلاگم زدم کامنتی نظرم را جلب کرد، کم و بیش اگر یک بار به این چهار دیواری سر زده باشید و کمی از اوضاع و احوال من خبر داشته باشید می دانید که من در موسیقی رژیم خاصی ندارم و گوش هایم با موسیقی در هر سبکی آشناست. در این میان تنها در مورد یک نفر در لابدان نوشته ام، آن هم «همای» خواننده جوان است که شاید بیشترین دلیلش گیلک بودنش است و برای من نوعی افتخار محسوب می شود. در بسیاری از بحث ها از همای حمایت کرده ام، چه در دنیای مجازی چه در دنیای حقیقی، دلایل زیادی هم برای حرف هایم دارم، کاری به حواشی ندارم، المیرا و مهران عزیز در نظر هایشان از من خواستند که سری به وبلاگی بزنم و …

با کمی صبر تا آخر بخوانید

من حدود پنج سالی است که آرایشگرم را تغییر نداده ام، دست بر قضا این آرایشگر من اسمش میثم است، لابد از خود می پرسید که چه ربطی به آب و هوا دارد! (کمی صبر) این حاج میثم در محل کارش یک ضبط پارس از آن قدیمی ها دارد که از ایامی که در خاطرم هست یک نوارکاست در داخلش چسبانده بود و آن نوار کاست هم گلچینی بود از خواننده های محبوب و مردمی مانند حامد هاکان، محسن یگانه و … خلاصه هر دفعه من به نزد حاج میثم می رفتم باید ابتدا گیری می دادم که کاست را عوض کند و … از من اصرار و از او انکار، تا اینکه چند روز پیش وقتی رفتم دیدیم سیستم صوتی مغازه را تغییر داده و یک فروند CD Player  از نوع بلبل نشان تهیه کرده و … گفتم حتما نوار را رویCD  زده ای تا کیفیتش بهتر شود و … خندید و سیستمش را روشن کرد، فکر می کنید چه چیزی پخش شد؟ موسیقی سنتی، گروه مستان، صدای همای …

فکر می کنید چرا شخصی همچون میثم که چهار سال فقط آن چیز هایی را که گفتم گوش می داد و ذهنش فقط اوپس اوپس را می توانست هضم کند موسیقی سنتی را انتخاب کرد؟ در حدی که بیشترین ساعتی را که در بیداری است و کار می کند با موسیقی سنتی خودش را سر گرم می کند؟ نمونه های میثم بسیارند، چرا آن اساتید اهل فن ما نتوانستند امثال میثم ها را جذب موسیقی سنتی کنند؟ مگر موسیقی چیست؟ مگر موسیقی هم باید همچون خیلی چیزها فقط برای افراد خاص قابل درک باشد، یا اشعار باید حتماً در چهارچوب سنتی باشند؟ مطمئن باشید که به تغییری احتیاج بود، چون اگر روال اساتید ما درست بود ساز محبوب جوانان ما گیتار نمی شد! نمیدانم چرا ما قدری تحمل تغییر را نداریم و راستش اگر کمی چشمانمان را باز کنیم می بینیم که موسیقی غرب به عنوان مثال بلوز و جاز هزاران شاخه شده اند! از دل سبک راک هزاران شاخه زده بیرون! مطمئن باشید اگر آن ها هم می خواستند مثل ما گیر بدهند که آری فلان کس قاعده اساتید را رعایت نکرده پس فاجعه است! جالب است هر گروهی که کمی تغییر در سبکی داده (چه از لحاظ شعری و چه از لحاظ موسیقیایی) در نزد مردم عادی مورد استقبال قرار گرفته! راستش نمی دانم چرا این عینک بدبینی و البته حسادت را از چشمانمان بر نمی داریم!

چنگیز آیتماتوف در کتاب «رویای ماده گرگ»، جملات زیبایی در مورد موسیقی می گوید: {موسیقی ما را از فراز خشک مغزی ها و تعصبات قرون گذر می دهد و دریچه های آینده را به روی ما می گشاید و این کاری ست که از عهده کلمات بر نمی آید}.

باز هم روی این مسئله تاکید می کنم که همای و گروهش از دید من و خیلی های دیگر یک پدیده است، شاید  به نظر شما از لحاظ موسیقی حرفی برای گفتن نداشته باشد {که دارد} به عنوان یک هنرمند توانسته مردم عامه جامعه که موسیقی فقط برایشان صدای اوپس اوپس است را با موسیقی سنتی آشتی دهد. راستی در مورد اشعارش هم فکر نمی کنم بد تر از چیز هایی باشد که این روزها در کوچه و خیابان می شنویم!

مطالب مرتبط خودم:

1- معجزه ای به نام همای

2- معشوقه بازی عرفانی، یک شب در کنسرت همای {بخش اول}

3- معشوقه بازی عرفانی، یک شب در کنسرت همای {بخش دوم}

مطالب مرتبط دیگران:

1- همای پدیده نیست! {مجله گیلانیان}

2- همای گیلانی {رادوار}

3- یک فاجعه هنری تمام عیار {ملکوت}

4- تصاویر کنسرت همای در رشت {حوزه هنری}

———————————————————————–

لنگ نویس:

1- راستی ملکوت عزیز که می گویی همای دسیسه ی حکومت است،باید بگویم که تمامی کنسرت های همای در ایران لغو شد!

2-کامنت ها را به زودی پاسخ می دهم.

3-اگر کسی هم در این مورد مطلبی نوشت حتما خبرم کند.

4- میثم {آرایشگر} در خیابان با همای عکس هم انداخت، جالب این بود که آن زمان نمی شناختش و فقط چون فهمیده بود هنرمند است عکس گرفته بود، دلیلش هم این است که حوزه هنری گیلان نزدیک مغازه اش است.

5- از مهران و المیرای عزیز هم متشکرم از بابت اینکه خبرم کردند.

6- بیشتر از این ها هم می شد گفت ولی سخن را کوتاه کردم!

با سپاس کاوه گیـــــلانی

Advertisements

16 پاسخ

  1. نمی شه گفت یه فاجعه اس،البته چندان پدیده ای هم نیست، ولی در کل قابل قبوله.
    منظورم از پدیده بودن از لحاظ اجتماعیه ، همون طور که گفتم خیلی ها به موسیقی سنتی علاقه مند شدن

  2. درود بر همه
    هزار و اندی سال پیش دانشمند فرزانه پورسینا پزشک برجسته ایرانی، خواست دلیل مرگ پیرمردی را بداند با استاد ارمنی خود نصف شب گور پیرمد را باز کرد تا کالبد بی جان وی را تشریح کند، کاری کردند کارستان، پورسینا مرتد، یاغی، ضد دین و کافر معرفی شد، بیچاره را تا پای دار بردند، امروز که نیاز به افتخار دارند ایشان پزشک اسلام است …
    هزار سال پیش شیخ ابوبکر محمد ابن ذکریا رازی، این دانشمند بلند مرتبه ایرانی مایعی را کشف کرد که خودش نامش را ال کل، یعنی جمع همه چیز گذاشت، بیچاره را به جرم اینکه دست در نجاسات برده از شهر بیرون کردند، مرتد دانستند، آنقدر به سرش زدند تا کور شد، امروز نقش الکل رو ببینید …
    اون یکی چون ابزار موسیقی حرام است کار جهنمی کرد …
    آن دیگری صدایش شیطانیست …
    یکی دیگر مداح شاهان است …
    همه از زندگی خواجه شمس الدین محمد شیرازی که خود را رند شیراز می نامید آگاهند…
    و امروز بهانه ای دیگر، قواعد شعری …
    افسوس
    هزار افسوس
    مگر نه اینکه این مردمانند که با علاقه خود سبکی را یا کاری را می پذیرند یا رد می کنند، یعنی علایق و قبول مردم شرط نیست؟
    من برای داریوش میم در وبلاگ ملکوت پیام گذاشتم که اگر ازاد اندیش باشند و آزاده حتما آنرا خواهد گذاشت!
    چرا چهار چوب، چرا قفس، چرا دیوار برای مغز خود و دیگران درست میکنید
    چرا نمی گذارید فکرهای نفس بکشند
    چرا همش نه، پس تازکی و نو از کجا بیاید
    خیلی متاسفم
    افسوس و باز هم افسوس
    متشکرم

  3. سلام آقاي مهران، از توجه تون ممنونم. و بايد بگم تا زماني كه انسان هاي همچون ملكوت در ايران وجود دارد اوضاع همين است. كسي از دل مي گويد مرتد و بي دين و…
    گل زرد و گل زرد و گل زرد
    بيا باهم بناليم از سر درد
    عنان تا در كف نامردمان است
    ستم با مرد خواهد كرد نامرد
    یکی مارو هم تحویل بگیره 🙂
    از شوخی گذشته باز هم متشکرم

  4. وقت خواندن مطلب ملکوت را ندارم، ولی چیز جدیدی نیست، ما ایرانیها معمولا دچار توهم توطئه هستیم. و بسته به اینکه کدوم طرف ایستاده باشیم، هر چیز جدیدی (نه الزاما جدید، هر چیزی) رو دسیسه ای می پنداریم از دشمنان جمهوری اسلامی یا حکومت!
    به نکته جالبی اشاره کردی محمد جان، توهم توطئه!

  5. کاوه جان نمی خوام تو ذوقت بزنم ولی باید در نهایت احترام عرض کنم که به عنوان یک جوان سنّتی کار (که هم جوان و جویای تغییر هستم و هم سنّتی کار و خواهان حفظ ارکان موسیقی این مرز و بوم) با نظرت مخالفم.
    فرمودی به لحاظ موسیقی حرفی برای گفتن داره؛ خدمتت عرض کنم که شوربختانه نداره؛ یعنی به لحاظ فنی و تکنیکی یکی از ضعیف ترین نمایندگان نسل جوان سنّتی کار محسوب میشه (تنها نقطۀ قوتش -اگه بشه گفت نقطۀ قوت- استفاده بیشتر از سازهای ریتمیکه که خب نمونۀ بسیار عالی تر و حرفه ای ترش رو گروه دستان (به شباهت نام مستان و دستان دقت کن) و گروه ضربانگ اجرا می کنن. به لحاظ تکنیک خوانندگی و قدرت صدا هم که عیان است و چه حاجت به بیان است! (بی تعارف یکی از ضعیف ترین و محدودترین صداهاییه که در عمرم شنیدم)
    مسئله اینجاست که هر تغییری، حتی اگه با اقبال عامّه مواجه بشه لزوما مثبت نیست، این مردم همون مردمی هستن که بنیامین بهادری و امثالهم «پدیدۀ سال» شونه، پس یه شبه علّامۀ دهر و کارشناس موسیقی نشدن که ورق برگرده و تشخیص بدن چی درسته و چی غلط. اتفاقا به نظر من این ساده ترین ملاک برای تشخیص این موضوعه که در مورد این گروه یه جای کار حتما می لنگه.
    ضمن اینکه نقش تبلیغات رسانه ای رو هم نباید نادیده گرفت، تو فقط نگاه کن VOA چندبار با این جناب پرواز خان همای گفتگو کرد؛ آیا این فرصت در اختیار دیگران قرار گرفته؟
    + می دونم ناراحت میشی ولی وبلاگ ملکوت که آماج نیش و کنایۀ سرکار و خوانندگان محترم قرار گرفته اتفاقا کاملا زده تو خال و نکته به نکته ای که مطرح کرده درسته؛ یعنی اگه کسی ذره ای سواد داشته باشه می دونه که مصرع «شیرین لبی شیرین تبار مست و می آلود و خمار» که دو صفت ذاتا متناقض «مست» و «خمار» رو کنار هم گذاشته توصیفی جز «بند تنبانی» نداره (این یه نمونه از شاهکارهای این جناب «استاد جوان» محسوب میشه دیگه تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل؛ بگذریم که متأسفانه سواد ادبی هم نداره و هر کسی که دوخط عروض و قافیه خونده باشه می دونه که شعر این بابا اصلا وزن عروضی نداره و خودبخود از درجۀ اعتبار ساقطه)
    ++ گلایه ای هم از اون دوستمون جناب مهران خان داشتم که این آدم کوچولوها رو با اعاظمی امثال حافظ و رازی و پورسینا مقایسه کرد… لطفا بهش گوشزد کن که از این به بعد شأن بزرگان رو با چنین مقایسه های تأسف برانگیزی لکه دار نکنه
    آرش جان چرا فکر کردی تو ذوقم می خوره ؟ اتفاقا خوبه که مخالفی . من در سطحی نیستم که بخوام بگم موسیقی رو سطح بندی کنم درسته گفتم و اون حرف من نبود دوستی بود که در موسیقی دستی داشت هر چند انتقادات زیادی به صدای همای میکرد و اون هم نقطه قوتش رو مثل تو در سازهای ریتمیک گفته در این مورد دلیلی برای دفاع ندارم چون اطلاعات فنی در مورد موسیقیام فقط در حد یک شنونده است و نه بیشتر. در مورد گروه دستان و کارهای حمید متبسم زاده هم باهات موافقم.
    آرش جان فکر نمی کنم بنیامین بهادری ربطی به این موضوع داشته باشه، متاسفانه تو منظور من رو درست متوجه نشدی ، حرف من اینه که موسیقی سنتی ما در بین مردم عادی جامعه جایگاهی نداشته فکر کنم که این رو قبول داری ؟ حالا یکی مثل همین همای پیدا شده که مردم به موسیقی سنتی ارائه شده اش علاقه مندن، چه ایرادی داره؟ چرا این همه حرف و حدیث ؟ موندم چرا این همه استاد و اهل فن نتونستن در بین مردم عادی جایی پیدا کنن ؟
    در مورد حمایت رسانه ای از کی باید حمایت می شد و نشد ؟ وقتی در بین این همه هنرمند داخلی سومین نفری که بهوالت دیسنی کنسرت هال میره یه جوونه بی نام و نشونه نباید مورد توجه قرار بگیره ؟
    یکی از بچه های برنامه نویس می گفت برای نوشتن یک برنامه هر کس به یک طریق می نویسه ، یکی یه برنامه مشخص رو با ده خط یکی همون برنامه رو با پنجاه خط ، مهم خروجیه در کل که باید درست باشه، در مورد همای هم مهم خروجیه که تونسته به خیلی ها که توی عمرشون یه ساز سنتی هم نشنیدن یه جورایی نشون میده که گوشه هایی از موسیقی سنتی چیه ؟
    مطمئنم که برای شنیدن موسیقی سنتی باید از یه جایی شروع کرد، متاسفانه کارشناس های ما اصلا به این توجه نمی کنن و فقط می خوان سنگ چیز هایی رو به سینه بزنن …
    ++ و اما مهران هم به نظر من هدفش از مقایسه این بود که برای حرف های جدید همیشه حرف و حدیث هست ، همین . والبته خودش هم فکر کنم جوابی بده 😉

  6. درود بر همه
    برای دوست فرزانه و بزرگوار پلنگ خان صورتی
    دوست مهربان شما دیدگاه، انتقاد و یا دید کارشناسی خودت را فرمودی، خیلی هم خوب و پسندیده.
    منم دیدگاه و نظر خودم رو گفتم و خواستم بگم همیشه تو این کشور یا حداقل در هزاره اسلام هر چیز نو و تازه ای رو جلوگیری کردند، همه این نه گفتن ها، ایراد گیری ها، انگ زدن ها و …به یک جا ختم میشه:
    در جا زدن
    باید اجازه داد بسازند، بخوانند، بکِشند و بنویسند، آنچه شایسته و ماندگار است خواهد ماند و همه این ساختن ها و خواندن ها یعنی بروز توانمندی ها، یعنی جلوگیری از خود سانسوری، یعنی آزادی بیان و عقاید، یعنی رشد …
    مگر در یک دوره چند تا پدیده بروز می کنه، این پدیده ها از کجا می آیند …
    پرواز همای یکی از خیل فراوان خوانندگان و نوازندگان، همه که از بدو تولد علامه به دنیا نیامدند.
    خلاصه کلام
    من میگویم چرا نه؟ بگذاریم همه کالای خود را عرضه کنند، من، شما و همه حق انتخاب داشته باشیم و کالای مورد نظر خودمان را برگزینیم، خرد مردم بزرگتر، آقا بالا سر و نمی دانم وکیل و وصی نمی خواهد.
    اگر همای پسندیده نیست، خود به خود به فراموشی سپرده خواهد شد …

    با احترام باید خدمت شما عرض کنم که کسی به من گوشزد نفرموده که پیام بگذارم تا به پیشنهاد شما گوشزد بفرمایند بنده پیام نگذارم، خدا را سپاس حداقل در دنیای مجازی آزادم …
    و دیگر آنکه بزرگانی که شما «اعاظم» نامیدید در زندگانی خودشان گرفتار نیش و کنایه های بسیار بوده اند و اگر بزرگند و فرزانه که صد البته هستند کوچولویی را یارای از رنگ و رو بردن بزرگی شان نیست، شما نگران نباشید.
    و در آخر این که … بگذریم، از حوصله خارج است.
    حرفی ندارم که بزنم 🙂

  7. کاملا با پلنگ خوان صورتی موافقم همه ی چیزایی رو که می خواستم بگم گفت
    مطمئنی چیزی جا نمونده ؟ پس همون جواب ها رو هم بخون

  8. کاوه جان از لطف و بزرگواری تو در برخورد با انتقادات ممنونم. با فحوای کلامت موافقم ولیکن یک نکته رو لازم می دونم مطرح کنم: همون طور که عرض کردم هر تغییری مثبت و سازنده نیست؛ و قرار نیست به هر وسیله ای، با هر ابزاری و تحمل هر هزینه ای موسیقی سنتی رو با آحاد جامعه آشتی داد، که در این صورت مسلما نیازی به امثال این بزرگوار نیست و استادان بزرگ ما همونطور که شاهکارهای بزرگ موسیقی سنتی رو خلق کردن، صدالبته می تونن با چند آهنگ کوچه بازاری «ریتمیک» دل مردمی که هنوز هم معتقدم «بنیامین بهادری» پدیده شونه رو به دست بیارن. راستش، با مروری به گذشتۀ موسیقی سنتی ایران می بینیم که امثال پرواز همای کم نبودن و اتفاقا سبکشون که اصطلاحا «موسیقی کوچه باغی» نامیده می شد بسیار هم مورد علاقۀ جامعه قرار داشت در حالی که در همون زمان حضرات استادان قمرالملوک وزیری و عارف قزوینی در بدترین شرایط ممکن به زندگی ادامه می دادن.
    قصدم کل انداختن نیست و مسلما با هرکسی چنین قصدی داشته باشم هرگز به خودم اجازه جسارت به تو برادر عزیزم رو نمیدم ولیکن لازم دیدم به سهم خودم از بروز وضعیتی جلوگیری کنم که امثال این بزرگوار تبدیل به «بزرگان نسل جوان موسیقی سنتی» ما بشن
    ***
    اما در پاسخ به مهران عزیز عرض کنم که بله من هم اعتقاد دارم که نهایتا بهترین ها در حافظه تاریخی ما باقی خواهد موند (ما هنوز هم ترانه های 30 سال پیش فرهاد و داریوش و گوگوش رو می شنویم در حالی که کارهای سخیف امروزی رو بعد از چند هفته فراموش می کنیم) ولیکن نباید فراموش کنیم که گوش موسیقایی شنوندۀ ایرانی که به اندازۀ کافی «ضعیف» شده با شنیدن این آثار ضعیف تر هم خواهد شد. فی الواقع، این همون حرفیه که کوروش یغمایی به درستی در هر مصاحبه ای چندین و چند بار گوشزد می کنه و از مردم می خواد به موسیقی «مبتذل» (در مفهوم دقیق کلمه که شامل کارهای پرواز همای هم میشه) گوش ندن چون موسیقیدان های بزرگ باید سالها زحمت بکشن تا بتونن تأثیر نادرست و مخرّب اون بر گوش موسیقایی و سلیقۀ هنری مخاطبان رو خنثی و اصلاح کنن
    در مورد «اعاظم» که مورد نیش و کنایۀ سرکار قرار گرفت هم عرض کنم که هنوز هم اعتقاد دارم این آدم کوچولوها شایستۀ مقایسه با اون اعاظم نیستن و اساسا جنس برخورد با اون بزرگان متفاوت از انتقاد به حق و درست از این آدم کوچولوهاست. فراموش نکن که حافظ در روزگار خودش از دست متحجرین مذهبی در عذاب بود نه کارشناسان ادبیات و موسیقی. هیچ کس، چه از متقدمین و چه از متأخرین جرئت جسارت به شعر بی نظیر حضرت حافظ رو نداشته و نداره؛ و این فرق می کنه با اینکه ما به حق و از سر دلسوزی متذکر بشیم که پرواز خان همای حق نداره با اشعار بندتنبونی، موسیقی مبتذل و صدای ضعیف شأن و منزلت موسیقی سنتی رو پایین بیاره
    باز هم تأکید می کنم، ما سنّتی کارها خواهان گسترش موسیقی فاخر و ارزشمند سنّتی در میان آحاد جامعه هستیم؛ اما نه به هر قیمتی؛ و ایمان داریم که هرقدر سواد جامعه بالاتر بره، جایگاه و پایگاه موسیقی سنتی و شأن و منزلت این هنر عالیقدر و این جواهر بی نظیر فرهنگ عالیقدر ایرانی بالاتر و والاتر خواهد بود. سپاس.

  9. […] و اگه مایلید در جریان جزئیاتش قرار بگیرید دعوت می کنم اینجا و اینجا رو بخونید. خود این بحث چندان اهمیت نداره؛ اما […]

  10. من نظر شخصیم اینه که صدای دلنشینی داره، اما معیار های زیبایی و تشخیصش برای افراد مختلف متفاوته، پس نظر مخالفین هم عزیز است!
    البته اگه اون مخالفین عزیز بتونن درک کنن این مطلب رو !

  11. یکی از کامنتها معلق مونده بود نمیدونم چرا- به هرحال درش آوردم
    چرا رو که من می دونم ، از خوش شانسیه منه 🙂

  12. اكنون ديگر نمي خواهم با فرياد يا التماس كسي چون من بيانديشد.. من مي گردم تا بيابم كسي را كه چون من ميانديشد و هماي را يافتم….

  13. حرفي براي گفتن مانده…….فكر كنيد…. هماي در تلاش خط زدن خدا نيست…. در تلاش است تا خدايي را كه در خط نامه هاي عربي گم كرديم بيابد… خدايي كه تنها به مجازات نمي انديشد…. خدايي كه خداست و هرگز اخم نمي كند…..

  14. با سلام و عرض ادب
    سخن دارم با جناب پلنگ خوان صورتی و دیگر دوستان
    چرا به مردمت توهین می کنید؟چرا آنها را بی فرهنگ و جاهل فرض می کنید؟
    چرا یاد نمی گیرید همای و امثال او را بپذیرید و آنها را محترمانه نقد کنید به گوششان برسانید و راهنمایی کنید، نه آنها را تخریب و تحقیر کنید چرا؟
    مگر به قول خودت سنتی کار نسیتی؟چرا نمی خواهید فرهنگ انتقاد همراه با راهکار را یاد بگیرید…چرا؟انتقاد کنید، راه حل ارائه دهید تا پیشرفت کنیم.
    ما ایرانی ها با این طرز تفکرمان به هیچ جا نمیرسیم.خدایا تا به کی تعصب و کوته نظری، تا بکی…
    من نمی گم همای ایراد ندارد و استاد است نه.ایراد دارد ولی باید اجازه داد ،راهنمایی کرد،فرصت داد تا عالی شود مگر استاد شجریان از اول این بوده است؟یا دیگر عزیزان…
    با هم کمی مهربان تر و به هم احترام بگذاریم تا به خود احترام گذاشته باشیم.
    ببخشیدم اگر احتمالا رنجیدید.
    یا حق.

  15. وقتی برای اولین بار به اهنگ های گروه مستلن گوش کردم دستگاه پخش را خاموش کردم اما بعد ها از طریق دوستم سجاد اشناییبیشتری پیدا کردم به طوری که در حال حاضر بیشتر وقت ازادم را صرف شنیدن اهنگ های همای میکنم زیرا به شما پیشنهاد میکنم که اهنگ هایی گوش دهید که معنای ان را بفهمید.

  16. وقتی برای اولین بار به اهنگ های گروه مستان گوش کردم دستگاه پخش را خاموش کردم اما بعد ها از طریق دوستم سجاد اشنایی بیشتری پیدا کردم .علت ان که برای اولین بار دستگاه پخش را خاموش کردم آشنا نبودن با این سبک موسیقی بود دلیل دیگر این بود که به رپ وراک گوش میکردم به طوری که در حال حاضر بیشتر وقت ازادم را صرف شنیدن اهنگ های همای میکنم از این رو به شما پیشنهاد میکنم که اهنگ هایی گوش دهید که معنای ان را بفهمید و به نظر من آهنگهای گروه مستان جزء بی نظیر ترین آهنگها هستند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: