بزم محبت

داشتم در گودر بالا و پایین میرفتم که به اینجا رسیدم، راستش من هم حس عجیبی پیدا کردم. فکر کنم در عین مشکلات خاص ، خوشبخت هستند. نا خودآگاه یادم افتاد :

بنازم به بزم محبت كه آنجا
گدايي به شاهي مقابل نشيند
طبيبا مياساد ميان دو گيتي
كسي كه ميان دو منزل نشيند

هر چند که شاید نه گدا باشند و نه شاه، ولی بزم محبتشان خالصانه است و کسی به خاطر پول و خانه و ماشین  و … در کنار هم ننشسته است. به قول اردوان اشک من هم نثار شادیشان باد. سیزدهم آذر ماه روز جهانیه معلولان نیز نزدیک است. از شما دوستانی که لابدان را می خوانید، دعوت می کنم که برای روز جهانی معلولان مطلبی بنویسید، در ضمن برنامه ای در ذهن دارم که فکر کنم بعد از قطعی شدن و قابل اجرا بودنش به شما خواهم گفت .

—————————————————

لنگ نویس:

1- روزگار می گذرد و ما نیز در تلاشیم که بد نگذرد !

2- قول یک پست را داده بودم برای هدیه تولد یکی از وبلاگ نویس ها که شاید بعضی ها بدانید بنا به دلایلی از انتشارش منصرف شدم، هر چند شاید روزی برای همگان منتشرش کردم.

با سپاس کاوه گیــــلانی

Advertisements

10 پاسخ

  1. میدونم که میخواستی تولد سال دیگه ی منو تبریک بگی. اما ایراد نداره , میدونم , من هم همه ی شما رو دوست دارم. من متعلق به همه ام. 🙂 {اسمایلی اشک شوق}
    حالت خوبه ؟ 🙂

  2. سلام
    واقعا خالصانه و پاك بود خيلي تحت تاثير قرار گرفتم
    در همسايگي ما هم موضوعي مثل موضوع پست قبلي شما براشون اتفاق افتاد ولي اونها كه خيلي همديگه رو دوست داشتند با هم ازدواج كردند 2 سال صبر كردند تا خانواده ها رو راضي كنند ولي آخرش با كلي واسطه و ناراحتي رفتند خونه خودشون الان 5 ساله كه ازدواج كردند هيچ وقت نديدم كه كسي چيز بدي از زندگي شون بگه مخصوصا مادر پسر كه بيشتر مخالف بود و آتيش مي سوزوند…
    اميدوارم هر چي خيره براتون پيش بياد…
    سلام
    متشکرم دوست عزیز ، من هم امیدوارم هر چی خیره همون بشه.

  3. راستي من بخاطر طرز تهيه دلار يا بقول خودمون دلال اومدم اينجا كه تو ماست مي ريزن … جالب بود نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  4. درود بر همه
    سلام به کاوه عزیز
    کاوه جان دست خوش، یادی از کسانی کردی که در عین نقص عضو اراده ای قوی و کامل دارند و گاه بیشتر از آدم های معمولی قوی هستند.
    چیزی که برای همه اون ها مهمه اینه که در عین مهربانی براشون دل نسوزونیم و با احساس ترحم بهشون نگاه و کمک نکنیم.
    تندرست باشی و شادکام
    سلام
    دقیقا ، به نکته ظریفی اشاره کردی ، چون اون ها نیازی به ترحم ندارند

  5. چه تحملی دارند..چه اعتماد به نفسی….!
    با واقعیت کنار اومدن همین

  6. نمی دونم اگه من معلول بودم چقدر میتونستم تحمل کنم. کافیه یه لحظه تصور کنیم که الان انگشتان دست نداریم و با مچ داریم موس رو تکون میدیم. برامون غیر قابل تحمله , حالا چه برسه به معلولیت کامل بعضی اعضا
    جریان اون شعره که میگه اگه در رو ببنده یه در دیگه باز میکنه و این حرف ها 🙂
    در ضمن زیاد فشار نیار 🙂

  7. 1. داش کاوه این پست تو آتیش زد زیر طبع طنزپردازی ما؛ پیشاپیش تأکید می کنم که مسئولیت تمامی عواقب پست مذکور به عهدۀ سرکار خواهد بود
    2. این سروش عجب آدم ساده لوح و بدبختیه؛ دلم می سوزه براش
    + خدا ختم به خیر بکنه 🙂
    + آخه چی کارش داری بنده خدا رو 🙂

  8. […] نبشت 3: باز این کاوه گیلانی عزیز ما اومد و آتیش زد به زیر طبع طنزپردازی ما؛ سیزدهم […]

  9. خيلي تحت تاثير قرار گرفتم يعني تحتم متاثر شد
    موفق باشي دوست عزيز
    لينكت كردم
    قربانت 😉

  10. دستت درد نکند ،از همت والای تان . از آنکه یاد معلولان هم بودید . جاعتتی از همنوعان ما ، که بجای همدردی مان ،بعنوان اقلیتی از جامعه حقوق خود را از ما طلب کارند . سعی کنیم ،در جایی که توانایی شان زیاتر از انسان سالم است ، حقوق شان را ضایع نکنیم.
    کاری نکردم ، متشکرم دوست عزیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: