پیام بازرگانی !

چند روزی است که کار و فشارات کاری خیلی زیاد شده ، کمتر خوانده ام و هیچ ننوشته ام ! شما به بزرگواری خود ببخشید، اگر هم نبخشیدید برایم حسابی دفتری باز کنید بزنید به حساب تا در زمان روئیدن گل نی به شما بدهکاریم را بپردازم. اگر احوالات این بنده حقیر و سراپا تقصیر را جویا باشید باید بگویم که خوبم به لطف شما دوستان عزیز ، سرما خوردگی سختی هم داشتم که به پایان رسید. این چند روز زندگیم آبستن اتفاقات زیادی بود و دست بر قضا اتفاقات عظیم تری نیز در راه است. به قول شاعر: نمی دانم چه می خواهم بگویم ، زبانم در دهان باز بسته است ! ای کاش می توانستم راحت و آسوده بنویسم که چه می گذرد ولی افسوس که  این جانوران چهارگوش امانم را بریده اند.

شاید روزهایی که انتظارش را می کشیدم دارند نزدیک و نزدیک تر می شوند …

————————————————————

لنگ نویس:

1- همین جوری گفتم پیام بازرگانی که یعنی می تونین این پست رو ندیده هم بگیرین!

2- جریان قطع درختان کهنسال رو تو گیلان شنیدین ؟! حیف که رو مد نیستم وگرنه یک مطلب طوفانی و انقلابی و چپ گرایانه می نوشتم، شاید اگر فرصت پیدا شد نوشتم 🙂

3- جانواران چهار گوش لقب اعطا شده من به سرور های سازمان است! نشد عکسشان را آپلود کنم. باور کنید که دهنم آسفالت شده!

4- منظور از مد در بند دوم همان حس و حال و نداشتن اعصاب برای تازاندند انگشتان بر روی کیبورد است!

5- راستش چند تشکر ویژه هم به چند نفر بدهکارم که صبر کنید تا به موقع ادایش کنم!

6- این هم آلبوم جدید کیـــــوسک !

با سپاس کاوه گیـــــلانی

Advertisements

18 پاسخ

  1. مثل همیشه لنگ نویس رو عشق است ….
    قربونت 😉

  2. 1- لنگ نویس 6 رو عشق است. دمتان داغ
    2- دی دی ری دی رییییییییییییی … دی ری دی ری دیییی دی دیی ریییییییییی
    (آهنگ عروسی) 🙂 میثم جون تو هم آره؟
    تا ببینم خدا چی می خواد 😉

  3. سلام کاوه عزیز
    امیدوارم خوش خبر باشی
    و اما بریدن درختان کهنسال ایران زمین به بهانه حذف شرک، بهانه ای خیالیست برای از بین بردن درختان هزار ساله ای که گذشته از تاریخی بودنشون، خود نمادی از تمدن ایرانیست.
    مانند هزاران مورد دیگر جای بسیار افسوس دارد، مردمی که هر لحظه به خدای یکتا شریکی می چسبانند به بهانه ای پوچ اینبار نیز به چپاول میراث فرهنگی و زیست محیطی این سرزمین پرداخته اند و مهمتر اینکه ما مردمان این سرزمین همچون بع بع گویان سر در آخور داریم و به چریدن مشغول، نه اعتراضی و نه …هیچ
    خلایق را هر چی لایق
    متشکرم مهران عزیز ، مثل همیشه عالی بود

  4. به به چه پست پرباری!
    ببینم باز عاشق شدی ؟!
    من و عشق ؟ مگه نبودم ؟

  5. نمیدونم چرا جانوران رو دیدم فک کردم همستر خریدی =)) !!! حالا این چیه تو caseت؟
    هنوز هم تو فکر همستری ؟ =))
    اون کیس من نیست ، یکی از سرورهای یه جای باصفاست 🙂
    اگه سیستم من Xeon بود که من الان وبلاگنویسی نمی کردم 😉

  6. چه خبره؟منتظر چه روزهایی هستی؟زود اعتراف کن…
    اعتراف ؟ چشم به زودی 😉

  7. لینکت کردم البته اعتقادی به تبادلش ندارم دلت خواست اینکارو بکن نخواست هم نو کرتیم داداش!
    ما خاک پاتیم آبجی 😉

  8. چرا جانور چهار گوش اتفاقی برای کیس افتاده؟
    اگه بدونی چقدر اذیت می کنن این جانورا ! به زودی توضیح می دم

  9. سلام
    کاوه جان از فشار کار نمیگم که خودن خوب خبر داری از حال و روزم ولی امیدوارم که این اخبار خوش همراه به شیرینی و شام و….
    باشه دیگه ، پس ما منتظریم.
    🙂
    شاد باشی و سربلند.
    سلام حاج احمد 🙂
    بعله کاملا مطلع هستم 🙂 ، شام ؟ اول شام توروباید بخورم بعد …

  10. 1. الهی صدهزار بار شکر که برگشتی و خلقی رو از سرگردونی نجات دادی
    2. این جانواران چارگوش لقبیست بس زیبا و به یاد ماندنی، خدایتان خیردهاد
    3. در ارتباط با قطع درختان کهنسال، این کار چیزی نیست جز تداوم سنّت اعراب صدر اسلام در قطع درختان کهنسال ایرانی نیست که نمونۀ غم انگیز و فاجعه بار اون رو در قطع سرو مقدّس کاشمر تاریخ به ثبت رسونده (که به دست زرتشت سپندارمذ کاشته شده بود) و حالا حضرات «خرافات ستیز» به صرافت ادامۀ اون افتاده ان (اگه واقعا قصدشون مبارزه با خرافاته تشریف ببرن بساط مداحان و روضه خونهای حروم زاده رو جمع کنن این دیگه چیزیه که خودشون هم اعتراف دارن هر روز از دلش یه خرافۀ جدید بیرون میاد…)
    من و نجات خلایق ؟ 🙂

  11. + داش کاوه صفا می کنی با این اسم زیبا و پرطمطراق ما که یه تریلر واسه کشیدنش لازمه؟
    بیگیر می کته 🙂

  12. درود به همه
    درودی ویژه به دوست فرزانه و بزرگوار پلنگ صورتی گرامی
    این پیام را از برای نوشته ی پلنگ صورتی عزیز که پیامبر ایران را «زرتشت سپندارمذ» نامیدند نوشتم.
    پیامبر ایران نامش زرتشت است و چون نام خانوادگی ایشان اِسپنتمان بوده در نوشته های کهن نام وخشور ایران را ((زرتشت اِسپنتمان)) گفته اند. زرتشتیان و پارسیان پیامبر را «اَشو زرتشت» می خوانند چرا که اَشو به چم (معنی) راستگو و درست کردار است، سر هم به چم امروزی می شود زرتشت راستگو، زرتشت درست کردار…
    و اما سپندارمذ
    در کیش مزدایسنان (یکتا پرستی نام اصلی کیش اشوزرتشت) خداوند اهورامزدا (به چم خردمند هستی بخش، به گفته فردوسی بزرگ خداوند جان و خرد) صفات برگزیده ای دارد که آنها را «اَمشآسپَندان به چم پاکان بی مرگ» نامند، این پاکان بی مرگ یا بهتر بگوییم اَمشاسپندان شش نماد اهورامزدا یا صفات اویند و در اصل بیان آنها از این سبب است که مانند شش پله انسان را به سوی خوشبختی و رسیدن به خداوند و جاودانگی راهنمایی می کنند.
    1- بهمن (وَهمن) به چم نیک اندیشی
    2- اَردیبهشت به چم بهترین راستی و پاکی
    3- شهریور به چم فرمانروایی بر نفس، نیروی محبوبیت و فرمانروایی نیکو
    4- سپندارمذ به چم مهربانی و فروتنی و بخشش
    5- خورداد به چم کمال رسایی
    6- اَمرداد به چم جاودانگی و بی مرگی

    هر یک از این شش فَروزه در جهان مادی نمادی دارند، نماد فروزه چهارم «سپندارمذ یا سپندارمزد» که واژه اوستایی آن سَپَنتآ آرمَیتی به چم تواضع مقدس می شود، در عالم معنوی مظهر عشق، محبت و بخشش در کمال فروتنی و تواضع است و در عالم مادی نگهبانی زمین به وی سپرده شده است چرا که زمین با عشق و با کمال اخلاص هر انچه دارد در اختیار زمینیان که همچون فرزند اویند قرار داده است. زمین همچون مادر است: مهربان، بخشنده و فروتن چرا که هر چه داریم از مادر است.

    اسفند نام روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم از سال زرتشتی است، این روز و این ماه را ماه زمین و روز زمین نامیده اند، روز پنجم اسفند به مناسبت تقارن نام روز با نام ماه جشن اسفندگان یا سپندارمزد گرفته می شود. این جشن ویژه زنان است و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت مقام زن برگزار می شود. سپندارمذ حامی زنان نیز هست.
    جشن سپندارمذ جشن و روز عشق، روز فروتنی و بخشش، روز زن و روز مادر است.
    در گاه شمار امروز از انجایی که شش ماه اول سال 31 روزه است در حالی که در گاه شمار زرتشتی هر ماه سی روز دارد، روز جشن سپندارمذ 29 بهمن ماه برگزار می شود.

    بیشتر را در کتاب «بدانیم و سربلند باشیم نوشته ی دکتر منوچهر منوچهرپور» بخوانید.
    با احترام مهران

  13. تازه فهمیدم وبلاگم یه سالش شده کاوه … 🙂
    http://deserter.wordpress.com/2008/11/22/deserter_birthday/
    به سلامتی و دلخوشی و …

  14. در پاسخ به مهران:
    1. سپندارمذ در اوستا و ودا فروزۀ مینوی زمین محسوب میشه. ولی در دوران ساسانیان و توسط مغان غرب ایران با معنای «کامل خرد» به عنوان لقبی برای زرتشت استفاده میشه؛ به این ترتیب کارکرد دوگانه ای برای این واژه خلق میشه
    2. «اسپنتمان» نه دوست محترم، «سپَیتمان» (با س و ت ساکن و پ مفتوح): نهمین نیای زرتشت که نامش به عنوان نام خانوادگی اشو زرتشت برگزیده شد. به معنای «پاک منش» تعریف میشه (اگه اشتباه نکنم مطابق تفسیر یوستی)، هرچند در دوران ساسانی به شکل اسپنتمان درومده و در همین شکل به صورت مصحفی از سپندارمذ مورد استفاده قرار گرفته؛ یعنی این دو کلمۀ متفاوت به دلیل این تلفظ عامیانۀ پهلوی ساسانی به یک ریشه مبدّل شده ان (همین ریشۀ مشترک پس از استیلای عرب به صورت معرّب اسفند درومده). اشتباهت در مورد تشخیص معنای سپندارمذ از همینجا نشئت می گیره
    3. لطفا منبع مخدوش معرفی نفرمایید؛ اصل شاهنامه به تصحیح و گزارش دکتر جلیل دوستخواه اصفهانی حیّ و حاضره و نیازی به گذاشتن لقمه از پشت سر در دهان نیست.

  15. دوست گرامی پلنگ صورتی عزیز
    خب اینجانب در جایی نخوانده و ندیده ام زرتشت را سپندارمذ بخوانند.
    منبع اینجانب هم مخدوش نیست، دکتر منوچهر منوچهرپور موبد پارسایی هستند حی و حاضر که کتاب ایشان به عنوان کتاب تعلیمان دینی دانش آموزان زرتشتی تدریس می شود دوست گرامی
    گفتمان در باره واژه های اسپنتمان، اَشو، اسفند و سپندارمذ بماند خدمت برسیم کرمانشاه گفتمان کنیم …
    روزگار خوش و بدرود

  16. حالا واس چی کپ کردی داش مهران؟ همون حرف خودت درسته اشتباه از من بود؛ خواستیم یه کمی اذیتت کنیم با هم بخندیم 🙂 باید همونجا که نوشته بودم اسپنتمان مصحف سپندارمذه مچمو می گرفتی نه اینکه کم بیاری
    البته هنوز هم اعتقاد دارم هیچی به اعتبار خود اوستا نیست و اصلا نیازی نیس لقمه رو از پشت سر بذاری دهنت؛ خلاصه اینکه خیلی مخلصیم بچه جون (هنوز دهنت بوی شیر میده مونده با اخلاق پلید پلنگ آشنا شی)
    + کاوه جون اگه مهران اینجا رو نخوند بهش خبر بده بخونه
    من که سر کار شما دو نفر در نمی یارم 🙂

  17. آرش مهربان، دوست فرزانه و بزرگوار، بهترین ها از برای شما باد
    خاک پاتیم داداش
    ما افتاده هر چه دوستیم
    گفتم خدمت می رسیم کرمانشاه گفتمان می کنیم عزیز جان برادر
    البته با دلیر مرد عرصه پیکار کاوه گیلانی 😀
    دوست مهربان می تونی کتاب (بدانیم و سربلند باشیم) را از سایت http://melliblog.blogfa.com/cat-32.aspx و http://www.118ba118.com/detail/?DAT=307914
    بگیری و بخوانی، همچنین می توانید به انتشارات فروهر در تهران مراجعه و این کتاب یا کتاب های دیگر رو بخرید: تهران، خیابان انقلاب، فلسطین جنوبی، انتشارات فروهر
    سپاس از مهربانی شما
    آرش جان شاد باش و دیر زیی
    چه دل و قلوه ای به هم میدین شما 🙂

  18. کاوه این چرا اینجوری حرف می زنه؟
    به رو خودت نیار 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: