یک سال گذشت !

یک ساله شدم به همین سادگی ! توضیحات و تشکرات و همین …

چرا لابدان و چرا کاوه گیلانی ؟!

یک سال گذشت، خیلی زود، خیلی خیلی زود، به سرعت یک چشم زدن …داشتم در وب می چرخیدم که با دیدن این وبلاگ ترغیب شدم که دوباره شروع کنم… قبلا در اینجا توضیح دادم که چرا نام لابدان را انتخاب کردم! دردوران راهنمایی در نزدیکی مدرسه من یک انتشاراتی وجود داشت، که اسمش لابدان بود، این اسم برایم خیلی جالب بود و همیشه در ذهنم می چرخید تا روزی که تصمیم گرفتم وبلاگی بسازم، آن زمان نمی دانستم دقیقا می خواهم چه بکنم و به خاطر علاقه ام به واژه لابدان و در ضمن گیلکی بودن این واژه ، انتخابش کردم. تازه بعد از یک سال مسیری را انتخاب کردمو احتمالا همین مسیر را هم ادامه می دهم، نوشتنم در مورد گیلان و ورزش خواهد بود. بر خلاف زندگی ام در دنیای واقعی که شب و روزم با کامپیوتر می گذرد در لابدان از نوشتن در مورد این وسیله دوست داشتنی دوری می کنم. لابدان استعداد یک وبلاگ آی تی شدن را هم دارد، وب را اگر به گیلکی ترجمه کنیم می شود لابدان !همانطور که می دانید میثم نام اصلی من است و بزرگترین دلیلی که نام کاوه را انتخاب کردم به خاطر علاقه بسیار زیادم به شخصیت کاوه آهنگر در شاهنامه است و دیگر هیچ! گیلانی بودن من هم که دلیل نمی خواهد، کاملا مشهود است !

گپی خودمانی

شاید بعداز ده پست بود که تصمیم گرفتم تغییر روش درکارم بدهم و به نوعی تمرین کنم برای بهتر بودن و بهتر شدن… محیط شیرین و دوست داشتنی، در کنار افراد متفاوت که هیچ کدامشان تکراری نیستند و هر کدام شیرینی خاص خودشان را دارند. و یکی از نکات مثبت این است که ما در این دنیای مجازی نکات مثبت را از هم می بینیم و البته این مسئله همیشگی نیست … همیشه برایم خواستنی بود که روزی بین صد  وبلاگ وردپرس قرار بگیرم، وقتی به این خواسته رسیدم دوست داشتم که حداکثر میانه جدول قرار بگیرم، و همین طور که به این خواسته رسیدم اول شدن را دوست داشتم تجربه کنم… خیلی حس شیرینی بود. به هر حال یک سال گذشت ، مطالبی نوشتم که هر کدام ویژگی خاص خودشان را داشتند. با هر پست یک دوست جدید و یک دانسته جدید… شاید اگه کسی به لابدان نمی آمد هیچ وقت تا این حد مطلب نمی نوشتم و مجبور نمی شدم که در نوشتارم تغییر بدهم یا مطالعه کنم … راستش به همه مدیونم ، چون واقعا در این مدت یک سال تجربه های خیلی زیادی کسب کردم.

در مدت این یک سال دوستان و به نوعی هم فکر های بسیار عزیز پیدا کردم، که اگر می خواستم در دنیایی خارج از این فضا به دنبالشان بگردم محال بود که پیدایشان کنم .

راستش نمی دانم اسم ببرم یا نه ، می ترسم کسی از قلم بیفتد و باعث دلخوری شود ، همه شما که این وبلاگ را می خوانید با روحیات من آشنا هستید و فکر کنم در مدت این یکسال خوب مرا شناخته باشید ، حداقل اگر مرا نشناخته باشید کاوه گیلانی را شناخته اید . پس بگذارید از چند نفر تشکر کنم ، این تشکر به معنای گذاشتن فرق نیست ، بیشتر یک ادای دین است ، شاید هم همه وبلاگستان را نوشتم .

یادم است اولین روزهای وبلاگ نویسی ام به چند وبلاگ در وردپرس می رفتم ، که کم کم همان وبلاگ ها شدند از بهترین دوستان من . ذهن خاکستری {مهرنوش محتشمی عزیز}،وب نوشته های کمال{داش کمال}، آجر پاره{محمد عزیز}،خانقاه شیخ الشیوخ {که الان گرمابه باز کردند}، DESERTER {رضا عظیمی که در عین اختلاف نظر های بسیار هنوز هم با هم دوست هستیم و البته صمیمی}، MARYAMSS {مریم عزیز} و گجمو {هنوز هم کمیت برایش از کیفیت مهم تر است} این ها افرادی بودند که در اوایل وبلاگ نویسی ام در ورد پرس به نوعی از آن ها یاد گرفتم که چگونه یک وردپرسی باشم.

کم کم با دوستان دیگری هم از دیار وردپرس آشنا شدم، که برایم بسیار عزیزند FAnCeY Free{ که شیطنت هایش هیچ وقت از یادم نمی رود}، کوچه باغ {باران عزیز، همان خانم دکتری که حقش را خوردند}، خلسه پرواز {مریم خانم ، هم درد با کوچه باغ}، ، عمو هوشنگ {خودش میگه چهار ساله است} ، دوشیزه شین {هر چند خیلی وقت نیست که به جمع ما آمده ولی بسیار دوست داشتنی است}، ناخدای شاپرکی { تورج عاطف عزیز و آن عاشقانه نوشت های فوق العاده اش}، خاطرات یک برنامه نویس { علیرضای عزیز همشهری و دوست بسیار عزیز والبته احتمالا همکار آینده} ، کدئین {سالومه شایگان که در حال حاضر در غیبت به سر می برد} ، کدئین { اسمش را نمی دانم، او هم یک گیلک است که الان سرباز وطن شده، به قول خودم ناودان} ،با تو می گویم {عماد ، غریبی آشنا و دوست داشتنی} ، میم نون { میثم عزیز که کم پیدا شده ولی این دلیل نمیشود که دوستش نداشته باشم} ، اردوان نوشت { خبرنگار دور از وطن} ، صحبت {سروش که من مانده ام که با گوگل ریدر چه سر و سری دارد}، شبستان {چند باری به خاطر خندیدن از نوشته ای این عزیز دل رفتم زیر میز} ، شاخ {آق فری عزیز که البته الان دیگه رفته تو خظ پادکست} ، جارچی {احمد عزیز که فکر کنم از همه بیشتر منرا می بیند} ، یه روز شاید {ادیب عزیز که الان خیلی کمتر به روز میکند}،  دوست و همکلاسی قدیمی ام محراب که وبلاگش را در ورد پرس بست و رفت در بلاگر ودر آخر هم دو برادر که با من می شوند افسانه سه برادر ، پلنگ صورتی { آرش عزیز که خیلی خوشحالم دوباره برگشت} و دیگر اندیش {مسعود عزیز  یا همان MAS، که دقیقا مثل آرش دوستش دارم} و …

اینها دوستان وردپرسی من بودند ، اگر بخواهم از محله های دیگر هم نام ببرم، ملخ {نجمه عزیز و دوست داشتنی به همراه دوست جونش } شیر خفته{علی انجم روز، همشهری و روزنامه نگار }، تاسیان {کوهزاد اسماعیلی، یک همشهری دوست داشتنی و بسیار اهل منطق}، آرش بهمنی { همشهری عزیز و روزنامه نگار}، تیلدا سحر {سحر اخوان ، همشهری عزیزم که بسیار به من لطف دارند}، همه روزهام {مرجان و آن نوشته های دوست داشتنی اش}، طومار شرزین {مرتضی خباز زاده، دوست و یک منتقد بسیار عالی که اگر تغییری در ساختار نوشتارم دیدید به خاطر راهنمایی همین دوست عزیزم است}، سر آغازی نو {نسرین عزیز، که دیر به دیر ولی خوب می نویسد}

راستش چند وبلاگ هم هست که همیشه دنبالشان می کنم برای اینکه یاد بگیرم، دکتر مزیدی {نیازی به توضیح نیست}، یک فتحی{مودب و دوست داشتنی}، کمانگیر{در خیلی از موارد حرفهایش را قبول ندارم، ولی در کل دوستش دارم چون یک شخصیت منطقی دارد}، بامدادی{ او هم شباهت های زیادی به کمانگیر دارد ولی در عین شباهت متفاوت از هم هستند}، بلاگ نوشت{صادق عزیز،  فیس آفش را خیلی دوست دارم }، آرش سیگارچی {روزنامه نگاری که ترک وطن کرده ولی هنوز هم یک گیلک است} .

دو خواننده بسیار عزیز هم دارم که وبلاگی نیستند ولی همیشه با من بودند، مهران و آناهیتای عزیز که جزء اولین دوستان لابدان بودند.

بعد از یک سال فکر کنم فرصت خوبی باشد که به گذشته برگردم و یه نگاهی به نوشته هایم بیندازم و  به نوعی جشنواره ترین های وبلاگم را انتخاب کنم. راستش خیلی سخت است ولی خوب سعی می کنم که عدالت را حداقل در مورد نوشته هایم رعایت کنم . در پست بعدی منتظر جشنواره ترین های وبلاگم باشید…

——————————————————

لنگ نویس:

1- راستش همیشه می خواستم پادکست هم راه بندازم ولی ترسیدم استقبال نشه و سرخورده بشم🙂

2- یه بار نامه خداحافظی نوشتم، یادش بخیر ولی از گذاشتنش پشیمون شدم !

3- فکر نمی کردم لابدان یک ساله  بشه !

4- اگر کسی از لیست جا موند دلیل را بر حواس پرتی من بذارید.

4- باز هم متشکرم

با سپاس کاوه گیـــــلانی

36 پاسخ

  1. صد ساله بشی رفیق
    قربونت دادا😉

  2. این کامنت هم تبلوری از سرعت گوگل ریدر اینجانب بود.
    خواهش میکنم. خواهش میکنم
    من موندم که واقعا ! چطور ممکنه ؟!

  3. تبریک… یه تولد میگرفتی ما رو هم یه یه کیک میدادی دیگه آقای خسیس :دی
    کیک چیه ، تو جون بخواه😉
    گذاشتم کنار برات😉 عکسش رو نگاه کن فعلا

  4. تبریکات صمیمانه ی مارو پذیرا باش برادر از همینجا و از دور روی ماهت رو میبوسم و آروزو دارم سالهای سال در کنار هم باشیم تا مرگ ما را از هم جدا کند شاید شاید هم نه نمیدونم به هر حال ما بعذ از مرگ هم میایم سراغت اینقده کنه ایم . به هر حال خوحالم از حضورت لذت میبرم از وجودت و افتخار میکنم به برادریت و همیشه با تو خواهم بود امیدوارم سالها بلاگ بنویسی بعد تمومش کنی بری سایت دار شی بعد هم یه نشریه باز کنی اسمش رو بذاری لابدان دور کلاش قرمزی :دی
    بازم تبریک
    آخ گفتی نشریه ، البته رادیو رو بیشتر دوس دارم🙂
    ُمرسی مسعود جون ؛ خیلی متشکرم

  5. سلام کاوه عزیز
    تبریـــــــــــــــــــــــــــــــــــک تبریـــــــــــــــــــــــــــــــک
    امیدوارم وبلاگت 120 ساله بشه و نوه نتیجه هات هم تو این وبلاگ بنویسن.
    من همیشه پشتکار و صبر و حوصله تورو تحسین کردم و به وقتی که می گذاری و مطلب می نویسی حسودی هم کردم حتا !! امیدوارم روز به روز به کیفیت این وبلاگ و خواننده ها و طرفدارهاش اضافه بشه.
    باز هم تبریک
    مرسی ، شرمنده میکنی ، چی بگم آخه ….خیلی متشکرم

  6. سلام.
    تولدت وبلاگت مبارک.
    کاوه جان : شاید برای وبلاگت کامنت نذارم اما مطالب وبلاگت رو می خونم و هیچگاه برای کامنت های مغرضانه ات در وبلاگ کوچه باغ و یا خلسه پرواز » یکی از این دو » و حتی پستی که بعد از کامنت من در وبلاگ رضا عظیمی گذاشتی که البته بعدها تغییراتی بهش دادی و یا بعد از پست مهرنوش محتشمی که تیتر دعوا دعوا …. که لینکش کردی ….. جوابت رو ندادم،اما حالا نمی تونم جوابت رو ندم » گجمو هنوز هم کمیت…… »
    شاید از نظر تو گجمو به کیفیت فکر می کنه تا کمیت،همانطور که من فکر می کنم که تو، در این یک سال فقط توی وبلاگت حرف زدی،حرف زدی،حرف، و این بده که آدم حرف و عملش یکی نباشه و ای کاش در این یک سال بجای وقت تلف کردن در دنیای مجازی و عین کبک سر خود تو برف کردن مشغول به کار دیگری می شدی.
    کاوه جان : از هر کی دوست داری،انتقاد کنی،بکن اما از گجمو نکن و بدون تو این همه مدت که تو از من انتقاد می کردی،چقدر دوستت داشتم که سکوت کردم و جوابی به پست ها و کامنت های تو ندادم اما امروز فرق داره،چون اب که از سر رود خواهد نیم وجب خواه صد وجب و شرمنده از اینکه بلد نیستم مثل تو برای کسانی که در دنیای مجازی احساس بزرگی می کنند و خود رو قدیمی تر می دونند،به به و چه چه سر دهم همانطور که در دنیای واقعی بلد نیستم سر تعظیم کسی فرود بیارم و مثل خیلیا لنگ یزدی دستم بگیرم.
    تو گجمو رو نه در دنیای واقعی شناختی و نه در دنیای مجازی » گله ای نیست » و وقتی کسی رو نمی شناسی لطفاً ازش انتقاد نکن و اگر هم عشقت کشیده،انتقاد کنی،لااقل از گجمو نکن.
    علیکم سلام
    لطف داری که می خونی ، اول بگم که از حرفات خنده ام میگیره ، مگه تو کی هستی که برات کامنت مغرضانه بذارم، یا فکر کردی خیلی مهمی ؟! قبلا فکر می کردم توهم داری ولی الان دیگه مطمئن شدم، در مورد حرف مهرنوش محتشمی باید بگم که حرف غیر منطقی نزده بود ، رفتارت خیلی بچه گانه است ، چرا فکر می کنی که فقط نظر منه ؟! اگه کسی بهت حرف نمی زنه دلیل بر درست بودن رفتارت نیست، در مورد حرف زدن گفتی ، خوب اره حرف زدم ولی کسی رو نصیحت نکردم ، فقط خاطره نویسی و درددل بود ، ولی نیومدم که متن یکی دیگه رو کپی کنم صاف بذارم تو وبلاگم ! ادعایی هم ندارم مثل جنابعالی × اگه به جای کپی کردن متن این و اون رفته بودی قارچ پرورش داده بودی الان کشاورز نمونه بودی ! من هر سه یا چهار روز یه مطلب می نویسم و کامنت ها رو هم هفته به هفته جواب می دم، ولی خودت چی ؟ حالاکی داره وقت تلف می کنه ؟! من یا تو ؟ که کارت شده خاله زنک بازی و رفتار های بچه گانه ؟! ادعا می کنی که 40 سالته ولی خیلی از اوقات رفتارت مثل یه بچه مهدکودکیه که بادکنکش رو ازش گرفتن ! من یک وجب صد وجبش رو شنیده بودم ولی این یکی جدیده مثل اون جریان صدای عذرخواه که گفتی فرامرز دعاییه ! در مورد احساس بزرگیه بعضی ها گفتی ، حداقل همون آدم هایی که میگی طاقت شنیدن انتقاد رو دارن و سعی میکنن که خودشون رو اصلاح کنن ، تو هم هی سنگ سن بالات رو به شینه می زنی ، پس نمی تونی به اون ها خرده بگیری ، اتفاقا بهت میاد که لنگ به دست باشی ، حساب کار تو مثل کوزه ایه که خالیه و فقط سر و صدا میکنه ! اتفاقا خوب شناختمت که دارم میگم ، بهتره که بگردی از یه مغازه یه سرسوزن شده جنبه بخری برای خودت تا این طوری التماس نکنی که کسی ازت انتقاد نکنه ! در ضمن اون یک خط انتقاد نبود ، واقعیت بود !

  7. تبریک می گم لابی.
    صبر کن ببینم کی حق منو خورده؟!
    مرسی ، خوردن دیگه ، گیر نده😉

  8. سلام
    تبریک میگم، مبارکه🙂
    100 بشه🙂
    پس کیکش کو ؟ من شیرینی میخوام.
    عمو هوشنگ – 4ساله از تهران
    سلام
    قربونت، اونا دیگه ، بذار به حساب😉

  9. به به. می گفتی کیک می گرفتیم برای تولد.
    مبارکه
    پ.ن: بیکاری؟
    مرسی ، بیکار ؟ چطور مگه ؟🙂
    گیر دادیا🙂

  10. تبریک میگم به امید موفقیت های روزافزونتون
    متشکرم دوست عزیز

  11. به پسر حواسم نيس اصلا.. تو ديرتر از من شروع كردي.. اگه تو يكسالت شده پس يعني تولد من گذشت و حواسم نبوده… اي دل غافل..حيف شدا…. عوضش تا دو سه ماه ديگه گذاشتن دويستمين پستم رو جشن مي گيرم..خوبه؟

    كاوه يچند تا مشكل فني عميق دارم كه مربوط به سخت افزاره ..مي توني كمك كني؟
    1-يه مادربورد توپ گرفتم واسه كسي.. 4 گيگ رم هم انداختم روش.. ويستا هم ريختم اما به جاي 4 گيگ، فقط 3.2 گيگ نشون ميده.. رفتم سايت مايكروسافت و ديدم ظاهرا اين مسئله طبيعيه.. ولي من اصلا خوشم نمياد.. يعني چي؟ مادربورده نوشته تا 16 گيگ ساپورت مي كنه چه جوري 4 گيگ كه ميذاري ظرفيت آدرسش پر مي شه؟ تو سايت مايكروسافت نوشته بود اگه تو تنظيمات بايوس Memory Remapping وجود داشت با اون مي تونيد درستش كنيد .. من رفتم نگاه كردم ديدم داره، Enable,Disable بود فقط.. جفتش رو تست كردم هيچ فرقي نداشت.. البته تو ويستا سرويس پك 1 نشون ميده چقدر رم داري و همون 4 رو مي نويسه ولي تو Task Manager كه ميري مقدار Physical Memory رو نوشته مثلا 3265 مگابايت… تو مي دوني اين مشكلو چه جوري ميشه حل كرد؟ اين همه لپ تاپ و دسكتاپ الان داره فروخته ميشه تو دنيا خيلي هاشون 4 گيگ رم هستند، يعني همشون اينجورين؟ مسخرست كه…
    2-يه هارد seagate گرفتم 500 گيگ ..32 مگ هم بافر داره.. چيز غوليه اما موقع كار كردن زياد صدا مي كنه.. همون صداي هميشگي هاردا كه مثل غرش شير مي مونه.. البته مي دونم كه همه هاردا مخصوصا اينترنال ها اين مشكلو دارن اما فكر مي كنم اين صداش زياد تره.. زنگ زدم يارو..گفت همشون همينجورين بعد چون ظرفيتش خيلي بالاست صداشم بيشتره… به نظر تو هارده مورد داره ؟ بايد نگرانش بود؟ يا همينجوريه و بايد بسازيم باش؟ (البته كيسش هم يه طراحي خاص داره كه هارد بصورت خشابي ميره تو يه محفظه كشو مانند.. بعد اون محفظه از پلاستيك خشكه..حالت شيشه اي داره… بعد طرح پنل جلوي كيس هم سوراخ سوراخه .. يعني از لحاظ صدا آب بندي نيست اصلا.. به نظرت مي تونه به خاطر اينا باشه؟ )
    ممنون مي شم راهنمايي كني يا اگه خودت نمي دونستي از دوستات كه اينكارن بپرسي.. مي خواستم از عليرضا بپرسم گفتم تو سخت افزاري تري شايد بهتر بدوني.
    منتظرم..مرسي
    سلام
    عاشقی دیگه ، مرسی ، عالیه رو پست دویست یه جشن اساسی بگیر😉
    و اما سوالات ، راستش من در اون حد نیستم ، ببین مدل مادربوردت رو نگفتی ، توی دفترچه اگه نگاه کنی بهت میگه تا چه اندازه رم رو میتونه پشتیبانی کنه و البته باس رم هم مهمه ! مثلا مادربورد من تا سه گیگ رم با باس 667 رو پشتیبانی میکنه ، اگه مدل مادربوردت رو بگی می تونم کمکت کنم . در مورد سر و صدای هارد هم سیگیت سریعه ولی صداش اونقدر هم زیاد نیست من خودم بین هارد ها سامسونگ رو ترجیح می دم البته فعلا صداش خیلی کمتره و … ! صدای هارد هم فکر نمی کنم اونقدر به گوش بیاد ، احتمال هم داره که مشکل داشته باشه …

  12. خیلییییییی تبریک.ممنون از لطفت .منم همیشه از تو و نوشته هات یاد گرفتم.ایشالا تولده 100 ساالگی.در مورده پادکست هم تجربه نشون داده هر کی تاحالا ساخته جواب گرفته .از الان به استقبال میریم.
    خیلی لطف داری ، شرمنده نکن دیگه ، در مورد پادکست هم به روی چشم …

  13. 1. مبارکا باشه ایشالله!
    2. نه خیرم بنده هیچ با اون پسرۀ متواری (MAS) برادر نیستم که هیچ، دوست هم نیستم مرده شور ریخت نحسشو ببره
    3. عجب دعوایی راه افتاد بین شما و عمو گجمو… الان دارم برای گرم گرفتن این دعوا ناخون هام رو به هم می زنم (نمی دونم اصطلاحش میشه چی)
    4. منتظر ترین های لابدان هم هستیم.
    5. بازم تبریک میگم، به قول عربها مبروک، مبروک!
    + اون پست خداحافظیت رو هم گمونم تحت تأثیر خودکشی صورتی نوشتی… یادت باشه رفیق، فقط یه نفر توی بلاگستون حق داره خودکشی صورتی بکنه اونم منم. البته می تونی ازم بخوای که به طور کاملا صورتی خودم از دار دنیا راحتت کنم ولی عملیات باید به دست خودم انجام بشه نه خودت! الکی که نیس، اهه…
    ماشاالله !
    در کل و در جزء متشکرم آرش عزیز

  14. مبارک باشه رفیق.🙂
    متشکرم آرش جان

  15. تبریک عرض میکنم کاوه جان.
    ایشالله صد سالگیش رو جشن بگیری.
    من تازه امشب فهمیدم که منظورت همون «تار عنکبوت» بوده! :دی
    راستی! اون حرفا چی بود اون بالا نوشتی! فکر کنم «بلاگ نوشت» توی گروه بندی ها اشتباه گذاشتی! من که چیز خاصی نمی نویسم شما ازش یاد بگیری! شرمنده فرمودی
    مخلصیم ، با بلاگ نوشت شوخی نکن حاجی😉 خاک پاتیم

  16. تولدت مبارک همسایه
    همیشه پویا باشی
    متشکرم همسایه😉

  17. مسعود جان پویا چیه
    این میثم , کاوه یا حتی لابدان بوده , حالا میخوای پویا هم باشه. بیخیال بابا🙂
    امان از دست تو🙂

  18. تولد عید شما مبارک
    هرگز توجه نکرده بودم که لابدان یعنی همون وب. جالب بود.
    دمب شما سه چارک🙂
    قربونت

  19. سلام به لابدان عزیز
    خوشحالم که لابدان یک ساله شده. اما خوشایند تر از یکسالگی لابدان برام یه چیز دیگست و در حال حاضر به خوبی خودنمایی می کنه
    سال گذشته همین موقع حالو هوای لابدان خیلی پریشون بود که از درون خودت نشات میگرفت اما الان دیگه اینجوری نیست و خیلی از گذشته فرق کرده اتفاقات زیادی افتاد ! خوشحالم که به اینجا رسیدی و آرامش به سراغت اومده.
    قصده ما هم از اول و شروع کار لابدان همین بود که با کامنت هامون قدمه کوچیکی برای امیدوار کردن و ادامه دادنت برداریم.
    کامنت نمینویسم ولی هرروز به لابدان سر میزینم.
    از تشکر ها و قدردادنی هات هم خیلی خیلی ممنون تو وبلاگت حسابی ویژه شدیم ( دو نقطه + دی )
    امیدوارم برای تو و همه روز به روز زندگی پر از لحظه های بهتر و بهتر باشه.
    سلام آناهیتای عزیز
    راس میگی … خیلیمتشکرم ، فقط همین رو می تونم بگم .
    دوستان عزیز ، این لوگوی لابدان کار همین آناهیتا خانم گل گلابه

  20. سلام كاوه عزيز
    خوبي ؟
    تولد وبت مبارك
    ممنون از اينكه از منم ياد كردي خيلي لطف داري هر چند من كم ميام و نظر ميدم ولي تو با معرفتي
    ممنون از لطفت
    موفق باشي
    سلام
    شکر
    جزء اولین دوستای من و لابدان هستی ، مگه میشه از یادم بری
    لطف کردی

  21. کاوه عزیزم
    حقیتا تا امروز نمی دانستم اسم اصلیت میثم است اما چه فرقی می کند مهم این است که حقیقتا دو ست دار م تو مر ا با گیلان سر ز مین مادریم ( مادر م اهل ر شته ) آشنا کر دی و در لابه لای نو شته هایت صفا و خر می و مهر بانی و عصبانیتهای گاه به گاه و لطفت و نکته بینی هایت را بار ها آز مو ده ام بر ایت آرزوی بهتر ین ها را دار م و امید دار م همیشه قلبت و قلمت این گو نه سبز باشد
    متشکرم تورج جان ، نمی دانم چه بگویم فقط متشکرم

  22. راستش من هم فکر نمی کردم یک ساله بشوید. چون فکر میکردم قبلا یک سالگی رو گذروندید. وقتی از یکی بیشتر از یک چیزی یاد می گیری انگار خیلی وقته که در خدمتش هستی.

    من هم الان انگار خیلی وقته در خدمت شما هستم
    باشد که جشن دو سالگی و شاید صدسالگی وبلاگتون را بتوانم بهتر تبریک بگویم.
    مرسی فتحی جان ، لطف داری ، چی بگم که شرمنده کردی
    باز هم متشکرم

  23. ایشالا صد ساله ببی مارجان!!!
    من صاحب انتشارات لابدانو میشناسم.طرف همشهریمه! یه کم خسیسه!

    اومدم خبر بدم که لینکتون کردم
    راستی! تو وردپرس چقدر گیلانی ریخته! ادم احساس میکنه داره تو مطهری میچرخه!!😀
    ره ، تو باز بوگفتی که مار جا ن ! ایدفعه تی امرا کاری نارام ولی ده تکرار نوکونیا🙂
    من هم لینکت می کنم در اولین فرصت ، متشکرم، خوب اینجا هم مطهریه دیگ
    قابل توجه دوستان مطهری اسم یه خیابونه

  24. امیدوارم جشن 100 سالگی بگیری !
    مبارک باشه
    مخلصیم داداش😉

  25. درود بر شما
    لابدان عزیز تولدت مبارک و کاوه جان هزار ساله بشی🙂
    ثانیه ها به آرامی در کنار هم دقیقه ها و بعد ساعت ها و… را می سازند و در واقع می گذرند و یه وقت می فهمی که یک سال گذشت.
    گذر زمان اصلا مهم نیست، کیفیت این گذر اهمیت دارد، در گذر سال گذشته با لابدان بودم، غمگین شدم، خوشحال شدم، یاد گرفتم و به اینجا رسید که می بینم لابدان یه یک وبلاگ موفق تبدیل شده در کنار این، دوستان بسیار زیاد و دانستنی ها بسیار مفید و فراوان و …
    یاد گرفتم میشه از صفر شروع کرد و به بالاترین رسید، کاوه جان یه تبریک ویژه هم برات دارم چرا که در پایان یک سال تلاش، بهترین هستی.

    همواره پیروز باشی و بدرود
    مخلصیــــــــــــــــــــــــــــــــــم

  26. تولدت مبارک!

  27. چقدر زود گذشت …………. سال پر حادثه ای براتون بود فکر می کنم تلخ و شیرین و….
    به خاطر پشتکارتون تبریک میگ م
    آره ، خیلی زود گذشت ، دقیقا پر لز حادثه های تلخ و شیرین ;)_
    متشکرم

  28. به سلامتی، ایشالا خیلی سالگی!
    راستی اولش اسم خودمو ندیدم خیلی شاکی شدم! :)))
    خیلی سالگی رو خوب اومدی🙂
    مگه میشه از قلم بیفتی وقتشه تو هم به جمع چهار چشم ها بپیوندی البته اگه تا حالا نشدی🙂

  29. سلام
    مبارکا باشه شدید
    امیدوارم که کیفیت و کمیت این وبلاگ روز به روز بالاتر بره
    سلام
    مرسی ، امیدوارم

  30. رفتم هاردو عوض كردم كاوه… اي يكي اصلا صدا نمي ده… ممنون.
    خدا رو شکر

  31. وقتی همچین پستی میدی باس شیرینی و کیک شم آماده کنی واسه بکس.
    من نمیدونم…
    هیچی هم حالیم نیست!!!
    باس بم شیرینی بدی… مثلاً هم شهری هستیما!
    باشه ، قرار می ذارم بهت شیرینی می دم، آبرو ریزی نکن دیگه🙂 جنجال به پا کردی😉

  32. سلام کاوه ی لابدان ! از خواندن این پست حسابی ذوق زده شدم و خوشحال . امیدوارم که در کنار این وبلاگ جشن چندین صد ساله ات را هم بگیری :دی
    شرمنده ام به خاطر کمرنگ شدن و دیر به دیر حاضر شدن در این منزل ، به گمانم عذرم موجه باشد !!! موفق و شاد و سلامت و نیک فرجام باشی ، عزیز دل برادر !
    سلام ناودان🙂 ببخشید ، ناوبان !
    عذرت که موجه داداش😉

  33. ۱- باور میکنی من تا الان نمیدونستم لابدان یعنی چی؟ تا اینکه زیر ایکون فیدبرنرنت رو دیدم. اسمایلی یک گیلک کم سواد
    :))
    ۲- یه سالگی لابدان مبارک باشه.
    ۳- یکی از کامنتا مغز منو کار گرفت😀

    1- خوب ایراد نداره😉
    2- مرسی حاج خانم😉
    3- کدوم کامنت ؟:) فکر نکن بهش😉

  34. سلام.
    یه کم دیر شد ولی تولد لابدان مبارک.
    شما ببخش حالا. اینقدر سرم شلوغه که نگو. برای همینه که تا وقت خالی گیرم میاد میشینم پای وبلاگ. مثل الان.🙂
    سلام
    مرسی عزیزم ، این چه حرفیه ، لزف کردی ادیب جان😉

  35. مبارک باشه!!! انشالله 100 ساله شی..
    مرسی مریم خانم

  36. سلام
    تبریک تبریک تبریک خیلی خوشحالم .
    سلامت باشی و پیروز.🙂
    قربونت😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: