بخشش، هرگز!

دستم به نوشتن نمی رود (الان دارم با پا می نویسم)، چند مطلب نوشتم ولی نمی دانم چرا حسش نیست که بگذارمشان، گفتیم کمی درد دل کنیم بلکه کمی سبک شویم! پنج شنبه فرصتی نصیبم شد تا پس از یک ماه عبادت (به جان همان مهوش) دل را به دریا بزنیم و برویم در یک مجلس بزم پای بکوبیم و دست افشانی کنیم ولی افسوس که در آخرین لحظات با خبر شدیم که شخصی در آن مجلس حضور دارد که به خونش تشنه هستیم پس بر آن شدیم که در یک پیامک صادقانه و خالصانه از دوستی که مرا دعوت کرده بود عذر بطلبیم و از خیر عشق و حال و قر و دست ها هم بالا و … بگذریم.

ای کاش می شد که کینه اش را از دل سیاهم پاک کنم ولی … چه کنم که دست خودم نیست! شاید مقصر نباشد ولی چه می شود کرد که در بیدادگاه من او محکوم شده است! نمی شود بعضی خاطرات را فراموش کرد، هر چند که دوران بگیر و بزن تمام شده و گفتگو راه اول و آخر است ولی بعضی اوقات نفرت به حدی میشود که خیلی از اصول از یاد می رود!

خیلی تنها شده ام … به قول آن شاعر بخت برگشته: چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشتن …

—————————

لنگ و پاچه هم نداریم !

10 پاسخ

  1. خوب می رفتی یه گوشه می نشستی اونو نبینی. اصلا ممکن بود اونم همین فکرو بکنه و نیاد
    kه این طوریا نبود

  2. من هم تو زندگی نمی تونم خیلی ها رو ببخشم.
    دقیقاً مثل تو دست خودم نیست؛ واقعاً بعضی بدی ها رو نمیشه بخشید اگر هم بخوای نمیشه.
    دوست ندارم کینه ای باشم ولی هستم.
    میلاد من و تو نکات و نقاط مشترک زیادی داریما ! دقت کردی ؟

  3. چون لنگ ننوشتی منم نظر نمی دم!
    باشه🙂

  4. اصولا کار بهتر اینه که تو بری که اون نیاد
    این جریان یه خورده پیچیده است ، بعضی اوقات باید اصول رو اصلاح کرد

  5. سلام
    من تا به حال همچین تجربه ای نداشتم اینکه تا این حد از یه نفر متنفر باشم ولی ترجیح میدم در چنین موقعیتی اونجا نباشم.
    سلامت و پیروز باشی.🙂
    ان شاالله که پیدا نکنی😉

  6. سلام
    به راستی بعضی افراد رو نمیشه بخشید حتی اگه ظاهری هم ببخشی وقتی به یاد کرده هاش می اوفتی آتیشت میگیره، (من که اینجوریم).
    خوب کاری کردی نرفتی چون یه عذرخواهی بهتره تا یه فتنه تو عروسی طرف🙂
    حالا شاید به فتنه نمی انجامید ولی به هر حال تو دلت فتنه می شد و این خودش بد هست.
    دوری از هر انچه تن و روان رو متشنج میکنه عاقلانه ترین کار هست.
    عروسی دیگر…

    داماد شی
    مرسی😉

  7. من در این طور مواقعی میرم اونجا سُر و مُر و گنده وامیسم روبروش و تا اونجا که نفس دارم می رقصم و محلّ سگ بهش نمی ذارم. سنگ روی یخش می کنم. با این رفتار خیلی ها رو به غلط کردن انداخته ام.
    گفتم ، فرق فوکوله داش آرش

  8. خوبی؟
    قبول دارم حرفتو. آدم گاهی وقتا با اینکه می دونه داره اشتباه می کنه ولی نمی تونه کاریش بکنه.
    منم ازین نفرتها دارم متاسفانه.

    سخت نگیر رفیق.سخت نگیر.فقط همین
    مرسی
    باشه سخت نمی گیرم😉

  9. کاوه عزیزم
    او را نمی خو اهی ببخشی قبو ل اما چر ا خو د ت را این گو نه عذاب می دهی؟یا د یک جمله ای افتادم
    » تنفر همان عشق است و لی در مسیری معکوس»
    اگر طر ف بر ایت اهمیت ندار ه حتی ار زش نفر ت هم نباید داشته باشد و گر نه …
    راست میگی تورج ، ارزش نفرت هم نداره

  10. احوالات بد دوستان همیشه غصه دارم می کنه.

    این نیز بگذرد
    مرسی ، می گذرد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: