یک دلخوشی ساده به خودم …

ساده نگیر اگه هنوز می تونی پای همه سادگی هات بمونی

خسته نشو اگه تموم راه ها پیش تو سادگی هات خسته شن

طاقت بیار اگه همه آدم ها از این که پا به پات بیان خسته شن

آخر خط جاده های خسته ، بگو چقدر راه نرفته مونده

پشت دلت وقتی به خون نشسته ، چند تا ترانه از بی کسی نخونده

دوام بیار خسته نشو از سفر تنهائیتم بذار رو دوشت ببر

به نقطه می رسی بیا سر خط ….

شاید باید برای شروع دوباره همیشه امید داشت ، شاید باید بارها افتاد و دوباره شروع کرد و این راه ادامه زندگی است . شاید باید هر وقت به نقطه ای رسید دوباره به سر خط آمد و همین می شود معنای زندگی !

شاید باید اینگونه زندگی کرد و معنای واقعی زنده کسی است که امید دارد و زندگی هم متعلق به انسان امیدوار است …

فکر کنم باید شاید ها را حذف کرد و دو بار گفت باید باید …

——————————————–

لنگ نویس:

1- متن شعر بالا ، رضا صادقی خونده بود من هم هویجوری نوشتمش ، نمی دونم که گفته به هر حال گفته باشم و نگین که نگفتم !

2- کامنت های پست قبل هم به زودی جواب می دم. و از دوستانی که قوت قلب بهم دادن خیلی خیلی ممنونم😉

با سپاس کاوه گیــــلانی

11 پاسخ

  1. سلام
    کاوه دریا که رفتی؟
    برو تا وسط آب بعد بیا بهسمت ساحل توی این مسیر چندین بار موج از پشت میاد و تو رو زمین میزنه ولی بازهم پا میشی و به سمت ساحل حرکت میکن.
    چرا؟
    زندگی هم همینطوره:)
    سلامت و پیروز باشی.😀
    سلام
    آره راست می گی احمد

  2. سلام هم ولایتی.
    مدتها بود برای دوستان بلاگر کامنتی نگذاشته بودم، اما …
    نمی‌دانم شما هم دانشجو هستید، شدید، فارغ‌التحصیل هستید یا…؟ دوست دارم بدانم، شاید اصلاً هم‌دانشکده‌یی هستیم. نه؟ اما آنچه که برای من اهمیت دارد، این است که احساسم را «سانسور» نکنم. هیچ وقت خودسانسوری نکردم و نخواهم کرد. احساسی که از حضور روز اول در دانشگاه به من دست داد، احساس خوبی بود، همانها را هم بدون «ویرایش» نوشتم و بس! فرق مقاله‌ی روزنامه‌یی و پست وبلاگی هم همین است دیگر.
    در مورد پدر و مادرهای روز‌ه‌دار هم البته چیزی به ذهنم نرسید که بنویسم، با این حال، مهم این است که یاد بگیریم به نظرات هم احترام بگذاریم…
    و در مورد خانمهای دانشجو. همین که امروز وضعمان از لس‌آنجلس و نیویورک کمی بهتر است، باید خدا را شکر کنیم. جالب است که ما هم می‌خواهیم اسلام را کنار بگذاریم و هم می‌خواهیم جامعه‌ی سالم داشته باشیم… جمع اضداد معمولاً نتیجه نمی‌دهد.
    شاد باشید
    یا علی
    سلام
    مهم نیست که من کی یا چی هستم ، م هم نظرم رو گفتم مثل خودت ، خوب مگر من بی احترامی کردم که رفته اید بالای منبر ؟!
    در مورد خود سانسوری هم امیدوارم بودم که همیشه خود سانسوری بوده نوشته های شما ولی …
    به هر حال برا آرزوی موفقیت می کنم ، فکر کنم یه روزی تو همون جایی که در موردش نوشتی کله به کله بخوریم

  3. ساده نگیر اگه هنوز می تونی پای همه سادگی هات بمونی

    خسته نشو اگه تموم راه ها پیش تو سادگی هات خسته شن

    طاقت بیار اگه همه آدم ها از این که پا به پات بیان خسته شن

    آخر خط جاده های خسته ، بگو چقدر راه نرفته مونده

    پشت دلت وقتی به خون نشسته ، چند تا ترانه از بی کسی نخونده

    دوام بیار خسته نشو از سفر تنهائیتم بذار رو دوشت ببر

    به نقطه می رسی بیا سر خط ….

  4. من نظرم رو نمي پيچونم … تو نمي گيري منم حوصله توضيح اضافه ندارم. همين.
    شما لطف داری استاد !

  5. سلام
    من در زندگی خودم برآ بعضی کارها باید و برای بعضی شاید گفتم.
    من باید فلان کار رو بکنم، باید حواصم رو جمع بکنم، باید امید وار باشم…
    شاید پولدار شدم، شاید ماشین خریدم، شاید ازدواج کردم…
    یکی از بزرگان ایران پس از شکست ها، پیروز و فاتح شده بود، ازش پرسیدن چه کردی که از آن حقارت به این بزرگی رسیدی. گفت: وقتی همه لشکریانم را از دست دادم به خرابه ای پناه بردم در آنجا دیدم مورچه ای دانه خیلی بزرگتر از خودش رو از دیوار بالا می برد حساب کردم بارها بارها و بارها دانه افتاد و اون مورچه دوباره از اول شروع کرد و آخر دانه را به لانه اش برد به خودم گفتم مــــن بـــایــــد پـــــیـــــــروز بشوم و اینچنین من درس گرفتم از ناتوان ترین موجود روی زمین.
    مهم این نیست چند بار شکست خوردیم، مهم اینه که ازشکست ها درس بگیریم و به هدف مون برسیم.
    بعضی کارها هم اگرچه (باید) هستن ولی نباید (هدف) بشوند چرا که وقتی بهش رسیدی به پوچی می رسی.
    پر پرواز داشته باش اگر چه پرواز هدف نیست.
    پیروز و کامیاب باشی
    بدرود
    مرسی مهران جان

  6. دیزرتر صلوات بفرست
    فکر می کنی صلوات جواب بده ؟!

  7. تلخی زندگی را جز با شیرینی دوستان مطمئن نمی توان تحمل کرد .
    مرگ , نعمت هر دارنده نعمتی را تیره میکند , پس نعمتی را بخواهید که مرگی با خود نداشته باشد .
    تی ناز می گاز بلا میسر
    مرسی داش مجتبی😉
    تی ناز هم می گاز ، جانه ره بیمیرم

  8. خیلی خوشگل می نویسی کاوه
    من نمی دونم چه نظری بنویسم
    مرسی نظر لطفته

  9. در پاسخ به رضا عظیمی ***** ک.و.ن نشور:
    برادر، دست پیش میگیری که پس نیفتی؟ برنامه اتمی به قول حضرت عالی «صلح آمیز» جمهوری اسلامی محض قلدری دار و دسته محمود «نظامی» جلوه داده میشه؟ حضرت عالی کور بودی نخوندی که همین برنامه «صلح آمیز» 18 سال مخفیانه پیش برده شد؟
    نه داداش، شما اگه کرمت نمی خوابه واسه «متفاوت نمایی» دست کم تلاش کن خیلی تابلو ننالی که مردم نشاشن به سرتا پات.
    با عرض شرمندگي آرش جان اون ستاره ها سانسور شد،‌يه خورده تند رفته بودي

  10. «شايد بايد»
    اينا كه گفتي واقعيته نه دلخوشي الكي
    تو كه اميدواري،نه؟
    اميد وارم ،اگه نبودم كه اينجا نبودم !

  11. 1. سانسورچی! سانسورچی! تو هم رفتی وردست شین خین؟
    2. بله عذر می خوام ولی حالم به هم می خوره از کسانی که سعی می کنن هر جوری که شده خودشونو متفاوت جلوه بدن، حالا شده با حرف مفت؛ و وقتی کسی ازشون می خواد درباره حرف مفتشون توضیح بدن با یه جملۀ فرمالیته «تو نمی گیری، منم حوصله توضیح اضافه ندارم» سرو ته قضیه رو هم بیارن. متأسفم ولی اصلا نمی تونم این طور موجوداتی رو تحمل کنم.
    تو من رو ببخش😉
    سخت نگير ديگه داداش …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: