هزینه های ساخت سالن اپرای سیدنی

سالن اپرای سیدنی (Sydney) در استرالیا بسیار پر اهمیت است. این سالن عمارتی زیبا، بلند و صدف مانند است که روی پیش رفتگی ای در آب قرار دارد و با بندر با شکوه شهر بسیار هماهنگی دارد.

طرفداران این سالن عقیده دارند که این بنا ارزش خرج هر پنی از 5 میلیون پوندی را که هزینه ی تخمینی ساخت آن بود را دارد. اما اینان تخمین قیمت را کمی پایین تر از هزینه واقعی آن می گویند، هزینه واقعی آن 55 میلیون پوند (امروز هر پوند کم و بیش 1800 تومان است) بود. زیرا سالن اپرای سیدنی نه تنها بزرگترین ساختمان مدرن در دنیا است بلکه ساختن آن گرانترین، دشوارترین کار از آب در آمد.

طراحی این سالن با کشیدن طرح های ناهماهنگ آغاز شد، این طرح ها را «جورن اوتزون» آرشیتکت دانمارکی در اوریل دهه ی 1950 کشید. او در حالیکه به قصر السینور، محلی که فیلم «هاملت» در آنجا تهیه می شد، خیره شده بود به این ایده دســت یافت. اوتزون طرح های خود را زمانی ارائه داد که دولت «نیو ولز جنوبی» مســابقه ای بین المللی برای بهترین طرح به منظور ارائه پرستیژ فرهنگی برگزار کرد. او در این مسابقه پیروز شد و به استرالیا رفت تا کار خود را شروع کند. این کار سرانجام در مارس 1959 آغاز شد.

مدت زیادی نگذشت که ارشیتکت دانمارکی«اوتزون» فهمید، ایده ی وی در عین اینکه بسیار عالی است، عملی نیست چرا که این آرشیتکت برای شروع کار برنامه ریزی کرده بود از بتون محکم ده صدف بزرگ برای سقف بسازد ولی از آنجاییکه ارتفاع آنها بیش از 200 پا (هر پا 32 سانتی متر است) بود، صدف ها را می بایست با طاق های بسیار محکم تقویت کنند. طراحی مجدد سقف باعث شد که سنگین ترین سقف در دنیا ساخته شود، وزن آن بدون در نظر گرفتن یک میلیون سفال که روی آن قرار می گرفت 26000 تن بود.

همانطور که هزینه ها بالا می رفت، فشار خون رهبران نیو ولز جنوبی نیز بالا می رفت، آنها قرعه کشی های زیادی با جایزه های بسیار نفیس ترتیب دادند تا بدین وسیله بتوانند صورت حساب های صدف سفید خود را بپردازند. طرح ها طوری بود که محل تماشاچیان از نظر اندازه و تعداد صندلی ها با سالن های اپرای دیگر تفاوت داشت. در این بنا دیوارهای زیادی ساخته و سپس خراب شد تا کارگران بتوانند وسایل خود را از یک قسمت ساختمان به قسمت دیگر آن ببرند.

به «دیوید هیو» وزیر کار وقت دستور داده شد تا تمام وقت خود را صرف پروژه ی سالن اپرا نماید. وی و آرشیتکت به سختی و در ملاء عام با هم مشاجره کردند. اوتزون در برابر تغییراتی که هیو به اصرار می خواست انجام دهد، مقاومت می کرد و ادعا داشت که وزیر، کاری را که تقریبا تمام شده است خراب می کند. وی اظهار داشت که هیو بیش از 15 میلیون پوند را حیف و میل کرده است و با خراب کردن و دوباره ساختن بخش هایی از بنا 2 یا 3 سال کار را عقب انداخته است. هیو در پاسخ می گفت که اوتزون ساختمان را به صورت یک سمفونی توصیف کرده و اگر او کار خودش را کرده بود این بنا به صورت یک سمفونی ناتمام باقی می ماند.

در سال 1966 اوتزون از استرالیا رفت، او شکایت کرد که مسئول هیچیک از محاسبه های اولیه که پروژه بر اساس آنها آغاز شده نیست و اظهار داشت که این محاسبه هاهمیشه غیر واقعی بوده اند.

گروهی از مهندسان استرالیایی پروژه را ادامه دادند. آنها می بایست با مشکلات داخل ساختمان دست به گریبان شوند. مساحت داخل بنا چهار و نیم هکتار بود که می بایست یک سالن اپرا و باله، یک سالن کنسرت، یک سالن ضبط، یک سینما و رستوران های بزرگ و چندین دستشوئی را در خود جای دهد.

زمانی که به کمسیون پخش استرالیا اجازه داده شد تا بزرگترین سالن را که از ابتدا به اپرا اختصاص داده شده بود اداره کند، سرنوشت سالن اپرا مشخص شد. بنابراین برنامه های اپرا و باله در سالن کوچکتری که فقط گنجایش 1500 نفر را داشت به اجرا در می آمدند. همانطور که تاریخ افتتاح نزدیک می شد، مشکلات بیشتری پیش می آمد. اصلا برای پارکینگ فکری نشده بود و دیگر زمان درست کردن پارکینگ دیر شده بود. طرح ها برای ساختن یک پارکینگ زیر زمینی زیر پارکی عمومی نزدیک ساختمان کنار گذاشته شد، زیرا کارگران قبول نکردند 2 درخت قدیمی را که در طرف تاریخی پارک قرار داشت قطع کنند، جایی که اولین رقص بومی، بومیان برای مهاجرین انگلیسی در سال 1811 اجرا شده بود. از آنجاییکه اعضای ارکستر سمفونیک سیدنی جایی برای پارک اتومبیل شان نداشتند، تهدید کردند که برنامه ی خود را اجرا نخواهند کرد چرا که دوست ندارند آلات موسیقی خود را شب در خیابان ها حمل کنند در حالیکه لباس شب پوشیده اند.

آنها همچنین گفتند که چگونه می شود انتظار داشت 75 نوازنده در مکانی بنشینند که فقط گنجایش 60 نوازنده را دارد.

شرکت باله اعتراض کرد که امکانات بیرون از صحنه بسیار خنده دار است. فقدان فضایی در کنار صحنه ی اپرا به این معنی بود که اگر یک بالرین می پرید، به دیواری آجری می خورد.

مدیران مطمئن نبودند که برنامه ها سر ساعت اجرا شوند. آنها می گفتند از آنجاییکه راه های ورودی هنوز تمام نشده اند، تماشاچیان دوراندیش که به جای ماشین خود با تاکسی آمده اند هرگز نخواهند توانست از دست اندازهای خیابان رد شوند و در حالیکه بعد از عبور از چاله ها با پای پیاده، گل آلود شده اند به اپرا خواهند رسید.

اکثر هنرمنــدان از نبود امکانات برای تمرین و فقدان اتاق های تعویض لباس شکایت می کردند، آنها حتی از توالت ها نیز شکایت کردند، بنا به گفته ی آنها، توالت ها یا کار نمی کردند و یا تا روی آن می نشسـتند واژگون می شدند. ولی آخرین تعمیرات هم صورت گرفت.

ملکه در اکتبر 1973 سالن اپرای سیدنی را افتتاح کرد. دوستداران اپرا و کنسرت از سراسر استرالیا همراه با اشخاص برجسته و میهمانانی از سراسر دنیا دعوت شده بودند.

مهمانان آن شب در حالی از تالار اپرا خارج می شدند که این ایده ی جنجال برانگیز را علی رغم تمام مشکلات سرانجام با موفقیت به اتمام رسیده بود ستایش می کردند و کاملا معلوم بود تحت تاثیر قرار گرفته اند.

ولی در آن شب مهتابی و زیبا در سال 1973 یک صدا به گوش نرسید، دولت نیو ولز جنوبی برای نشان دادن حسن نیت خود، جورن اوتزون را هم دعوت کرده بود ولی او دعوت را نپذیرفت و در مراسم افتتاح آن شرکت نکرد.

————————————————————-

لنگ نویس:

1-منبع: بزرگترین اشتباهات دنیا،نوشته نیگل بلاندل و ترجمه خانم جمیله کوکبی !

2- من نه معمارم، نه مهندس عمران تقدیم به محمد {خیلی اتفاقی فهمیدم که تولدشه} امیدوارم که همیشه موفق باشی.

با سپاس کاوه گیـــــلانی

13 پاسخ

  1. سلام
    وبلاگ قشنگي داري تبريک ميگم
    خوشحال ميشم بعد از اين که به اسم مدل لباس لينکم کردي خبرم کني تا لينکت کنم
    ممنون
    سلام
    مرسی ، لطف داری

  2. منون رفیق، شما همیشه لطف داری
    این سالن هم عجب داستانی داشته، بیرونش مارو کشته و داخلش دست‌اندرکاران رو!
    قربونت
    آره ، داستان جالبی داشت 😉

  3. اين سوژه مضحك و حرومزاده «منافع ملي» كه مياد وسط هر خرجي مباح و لازم مي شه … همه جا همين جوريه..!
    خوب مهمه دیگه 😉

  4. سلام
    خوبی؟
    ساختمان خیلی قشنگیه 🙂
    جالب بود، چون نمی دونستم چرا و چه جوری ساختنش 🙂
    ممنون از پست خوبت
    سلام
    مرسی ، قربونت 😉

  5. اطلاعات خیلی خوبی بود. ممنون : )
    خواهش می کنم ، ببخش که پام رو تو کفشت کردم

  6. salam
    man chand vaghte mikham wordpressi besham
    va niaz be komak shoma word pressiaie aziz daram
    age hosele dashtid mano komak konid
    inam az Email ham
    tiger.legend@gmail.com
    evilknight@ymail.com
    evil.knight@live.com

  7. این آجرپاره هم مهرۀ مار داره انگار. دیدم یه بابای دیگه ای هم یه پست مشت مهمونش کرده:
    http://shelesboon.wordpress.com/2008/09/10/parvande-baz/
    خدا یه جو شانس بده
    تو هم مهره مار داری 😉

  8. به امید روزی که یک چنین سالنی در ایران عزیز بنا گردد.
    امیدوارم ولی فکر نمی کنم …

  9. با سلام
    مدتی نبودم و ساعت ها وقت خواندن نوشته های شما کردم، دست خوش بابا ای ول 🙂
    به قول بعضی ها عجب دزگاهیه این اوپرای سیدنی…
    مرسی، اطلاعات خوبی بود.
    شاد باش و دیر زیی
    سلام داش مهران
    مرسی ، واقعا عجب دزگاهیه;)

  10. ایده اصلی و اجرایی شده ، برگرفته از طرح برونلسکی معمار مشهور ایتالیایی در عصر رنسانس .
    او از آنچه كه رويا و خيال خود بود به عنوان منبع الهام در طراحي به خوبي بهره گرفت وي نقاط پنهان ديد و پرسپكتيو را در نقاشي هاي اوايل دوره رنسانس ايتاليا به خوبي درك كرد و از آنها استفاده نمود. 😉
    عجب استعدادی داشتیا !
    خودتی فنسی ؟

  11. 1. گل برار گمونم دیگه وقتشه از جو معماری بیای بیرون. آپ کن دیگه بابا
    2. به به، چشمم روشن! فنسی جون (که الهی قربونش برم) هم که توزرد از آب دراومد! در مورد معماری حرف می زنه… بزنم به تخته؛ آب که سربالا بره قورباغه ابوعطا می خونه!
    3. راستی MAS پست دومش رو برای «کرم های کتاب» نوشت؛ بیا بخون (من خودم هم هنوز نخوندمش)
    اومدم بیرون ، فنسی هم فنسیه دیگه 😉
    خوندم و لذت بردم

  12. سلام.ممنون
    خیلی آموزنده بود
    قابلی نداشت

  13. افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
    از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

    سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
    جزحسرت و اندوه متاعی نخریدیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: