بد شانسی های جیمی کارتر !

زمانی که جیمی کارتر به هندوستان سفر کرده بود، بعد ملاقات طولانی با میزبانش نخست وزیر «مورارجی دسای» ، دو مرد به نزد خبرنگاران آمدند و با لبخند اظهار داشتند که گفتگوها بسیار دوستانه بوده.

در حقیقت، دو رهبر با عصبانیت بر سر طرح های آمریکا برای کمک اتمی به شبه قاره هند توافق کرده بودند و بعد از آن کارتر مطالب غیر دوستانه ای درباره ی دسای به وزیر امور خارجه خود «سایروس ونس» که کنارش ایستاده بود گفت و کارتر فراموش کرده بود هر کلمه ای که بر زبان می آورد، خبرنگارانی که دعوت شده بودند ضبط می کنند.

آنها این نوار را برای گروهی خبرنگار پخش کرده و آنها با ناباوری به آن گوش دادند، آنها صدای رئیس جمهور کارتر را شنیدند که نجوا می کرد، رهبر هند را زیاد تحت تأثیر قرار نداده است و وی همچنین گفته بود: «فکر می کنم برگشتیم باید نامه ی دیگری برای رهبر هند بنویسیم-نامه ای سرد و بی پرده».

آشکارترین اشتباه سیاسی فقط چند روز زودتر از این حادثه، زمانی که رئیس جمهور کارتر به لهستان سفرکرده بود اتفاق افتاد.

کارتر از جت خود در فرودگاه ورشو پیاده شد و برای جمعیت استقبال کننده که متشکل از 500 نفر از افراد برجسته و مقام های لهستانی بودند سخنرانی کرد. سخنرانی رئیس جمهور آمریکا که به زبان انگلیسی ادا می شد به اندازه کافی دوستانه بود ولی زمانی که مترجمش این سخنرانی را برای جمعیت ترجمه کرد آنها ابتدا شگفت زده شده و سپس احساس کردند مورد توهین قرار گرفته اند و در آخر خشمناک شدند.

زیرا مترجم وزارت خارجه آمریکا به زبان لهستانی قدیم و پر از اشتباه های دستوری که از کلمات روسی هم در آن استفاده می کرد، صحبت می کرد. همچنین او سخنان گرم و پر از تملق کارتر را چنان ترجمه کرد که گویا این سخنرانی یک هیجان صکثی است.

کارتر سخنان خود را با این جمله آغاز کرد: «زمانیکه از آمریکا خارج شدم …»

مترجم اینگونه ترجمه کرد: «زمانی که آمریکا را رها کردم» و سپس به نقل از رهبر خود گفت که قانون اساسی «موضوع مسخره» است. جمله رئیس جمهور آمریکا به مضمون «ملت ما بنا شده است» به صورت «ملت ما بافته شده بود…» ترجمه شد.

کارتر به لهستانی ها گفت: «من امیدهای شما را برای آینده درک می کنم» مترجم به حضار گفت: «من شحوت شما را برای آینده می دانم».

ضربه ی نهایی زمانی زده شد که کارتر این جمله را گفت: «من اینجا آمده ام تا عقاید شما را بدانم و آرزوهای شما را برای آینده به فهمم» به این صورت ترجمه شد: «من لهستانی ها را با شحوت می خواهم».

وقتی رئیس جمهور آمریکا صحبت می کرد لهستانی ها با خشم صحبت می کردند، می خندیدند و یا سرهای خود را تکان می دادند، در این میان ظاهراً کار سیاسی بسیار خوب یک مترجم به پایان خود رسیده بود.

———————————————————————-

لنگ نویس:

1- منبع نوشته از کتاب بزرگترین اشتباهات دنیا !

2- هنوز هم مشغول وبلاگ تکانی هستم، تگ ها و دسته بندی هارا اصلاح می کنم !

3- قالب هم بعد از مدت ها عوض کردم، امکانات خوبی داره به نظر من ، خوشمان آمده 😉

4- سوژه های جالبی برای جنگ و جدل در وبلاگستان موجود بود ولی گفته بودم که لابدان دیگر جای جرو بحث نیست !

با سپاس کاوه گیـــــلانی

3 پاسخ

  1. چه چه چه !
    چه چه چه

  2. جالب بود. اگه میشه این کتاب بزرگترین اشتباهات دنیا رو معرفی کن البته اگه تا حالا نکردی
    قبلا معرفی کردمش ، البته من خودم از یه حراجی کتاب های دست دوم خریدمش . اصلا یه پست اساسی می ذارم برای معرفی کتاب ❗

  3. حالا خوبه يه كتاب خريدي تا همشو اينجا ننويسي دست بردار نيستي(:
    جدا آدم بدشانسي بوده از تو هم بدشانس تر بودهD:
    اصلا تو اينو باور داري كه شانس واقعيت داشته باشه يعني آدم يا خوش شانسه يا بد شانس اون وقت هر چيزي خلاف ميلش باشه ميتونه بگه شانس نياوردم؟!
    هيچ ربطي نداشت مثل اين كه چرت و پرت گفتم
    نظر شما متینه 😉
    به بزرگی خودتون ببخشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: