بخش هایی از آخرین سرمقاله علی معلم در نشریه دنیای تصویر

راستش حرف های علی معلم همیشه شنیدنی بود و هست هر چند که نشریه اش رو تعطیل کردند ولی خوب… متن زیر سرمقاله آخرین شماره دنیای تصویر بود که نوشته هاش به حال و هوای این روز های وبلاگستان فارسی می خوره !

ناشکریم، بلد نیستیم از آورده ها و آدم ها و داشته های خوبمان سپاسگذاری کنیم، از خدا تا خلق خدا، و این شکر نعمت است که نعمتت افزون می کند.
ریا کاریم، ظاهر و باطن مان گاه از زمین تا ثریا با هم فرق دارد، صداقت پیش نیستیم، چیزی می گوییم وچیز دیگری در نظرمان است. می گوییم دوستت دارم نظرمان بر تنفر است، می گوییم باشد منظورمان نه است. یک چیزی می نویسیم و چیز دیگری می خوانیم.
خود بدیم. از آنجا که به داشته هایمان آگاه نیستیم، با خودمان بدیم و عاشق دیگران. اگر دیگران (بیرون از مرز ها) تاییدمان کنند عشق می کنیم اما خودمان پاسدار ارزشهای مان نیستیم. غریب نوازو خودزن! کم کاریم و پرتوقع، دقت به کارهایمان نمی کنیم. از همه کس و همه چیز متوقع ایم. کار نمی کنیم توقع مزد بالا داریم، فیلم احمقانه می سازیمتوقع تشویق داریم.درس نمی خوانیم منزلت شاگرد اول شدن را دوست داریم و … به پول سرمایه می گوییم اما به عقل سر بر !
ارزش برای تفکر دیگران قائل نیستیم و ایضا متفکران، تنها کار مورد نظرمان تراکتور است. دانش و منزلت پیش ما در ظاهر هزار تاست اما در عمل یک ساندویچ هم خرجش نمی کنیم.
زود خسته می شویم، صبر و تحمل مان کم است. گردو نمی کاریم یونجه چرا ! تاریخ از ما شروع میشود با ما هم تمام. به آینده کمتر فکر می کنیم کمتر اهل مدارا هستیم.نزاع را دوست داریم. خوبی هایمان را حقیر می کنیم و خوب هایمان را پشیمان.
شپش مان منیره خانم است . اهل پذیرش نقد نیستیم، دوست داریم همه تعریفمان را بکنند. هر کسی در هر موردی خودش را کارشناس می داند.«نه» گفتن برایمان سخت است. ظاهرا صحبت از شان و منزلت می کنیم در باطن می گوییم کباب سیخی چند!
کیفیت را می فهمیم اما پاس نمی داریم. در مصاحبه هنرمند هستیم و اهل اندیشه، در عمل کاسب چون زن.
جوان مان ارزشی برای نسل قبل اش قائل نیست پیرمان کرامتی در جواناننمی یابد.
سد سازیم. دایم سدهایی درست می کنیم که خودمان هم پشتش گیر می کنیم، بعد آن را می شکنیم.حیفمان می اید سد دیگری درست نکنیم. کانال ساز نیستیم، قنات را دوست نداریم. مسیر شغلی مان مثل منحنی قلب مریض است: یا بالای بالا یا پایین پایین !
برای مدیریت و مدیر خوب ارزش قائل نیستیم اما منشائ همه مشکلات مان را از مدیریت می دانیم. مشورت در کارمان شکلی است. همه «ماه» هستیم و همه چیز دان. تقسیم وظایف را دوست نداریم. همه را یکجا می خواهیم. دوست نداریم کسی ما را وارسی کند خودمان را همه وارسی می کنیم. فضولی و و دخالت در امور شخصی را در ظاهر نهی می کنیم اما در عمل همه به کار هم کار داریم.افسوس خوردن را دوست داریم و عمل کردن را از نظر دور می اندازیم.می گذاریم اتفاق بیفتد بعد سوگواری میکنیم و برای خودمان. زنده ها را مرده دوست داریم و مرده ها را زنده!
الغرض آنچه نوشته آمد برای این نبود و ان نیست که خدای ناکرده کسی اینجوری است، اصلا راجع به خودمان است. شما بی جهت خودتان را سر سال نو ناراحت نکنید، اما اگر داس دم دست تان امد اندکی هرس بفرمایید بد نیست !

——————————————————–

لنگ نویس:

1- این مطلب هم به نظر من جالبه و منطقی نگاه کرده!

2-بخوانید در مورد علی معلم و اتفاقات نشریه اش!

3- البته من یه عذر خواهی هم به علی معلم بدهکارم چون مطلبش حق نشر نداره ولی خوب ببخشه این جوون نادون رو چون باید این سرمقاله اش رو میذاشتم .

4- احتمالا همین سرمقاله کلاسش رو تعطیل کرد!

سپاس کاوه گیـــــلانی

Advertisements

4 پاسخ

  1. با سلام
    من شما رو لینک کردم
    در صورت تمایل ما را با نام کار20 موبایل لینک کنید
    باشد که رستگار شویم

  2. چه نوشته يخوبي… خيلي حال كردم باش..دستت درد نكنه.
    پست قبليتو ديدم شوكه شدم… ! حالا مهم نيست چرا.
    1-اگه ايراده يه عده رو رك و بي تعارف بگي معنيش اين نيست كه ازونايي هستي كه واسه خودشون هيچ ايرادي قائل نيستند.
    2-كافيه يه درخواست ازم بكني… هر چقدر دلت بخواد مطلب مي نويسم درباره ايراد هاي آذري ها
    3-واسه دفعه پونصدم دارم مي گم من به هيچ قوميتي گير ندادم، منظورم مردم ساكن يه خطه بود.
    4-چطور فرق داشتن لههجه، نوع غذا ها، طرز حرف زدن ها و خيلي چيزهاي ديگه رو در مورد مردم مناطق مختلف قبول داري (و تازه با افتخار هم مي اي دربارشون مي نويسي) اما حاضر نيستي به هيچ عنوان قبول كني مردم يه خطه با يه خطه ديگه در رفتار هاي اجتماعي و سياسي هم متفاوتند؟ خصوصيات مردمت رو فقط تا اونجايي كه خوشمزه و خوشرنگ هستند قبول داري؟
    5-هزاري هم از اين حرف هاي وحد گرايانه (كه درست هم هست) بزني باز معتقدم يه بلوچ رو با يه شمالي با يه كرد از نظر سياسي اجتماعي نميشه مقايسه كرد.. خيلي فرق دارند.
    6- تويي كه انقدر دلت تاپ تاپ مي كنه واسه امنيت و صلح و صفا تو وبلاگستان يه چيز يهم به حديثه مي گفتي كه جلو آتيش باد بزن گرفته بود دستش… نصايح و توصيه ها فقط مال منه !!!
    علی معلمه دیگه….
    در مورد پنج بند اول توی یه پست باید بنویسم ، اینجا نمیشه توضیح داد! اما بند ششم من اولین کاری که کردم رفتم توی وبلاگش براش کامنت گذاشتم برو بخون ، نصایح و توضیح ماله همه است ! مخصوصا اونهایی که اشتباه می کنن! یادته تو خودت هم یه بار کار حدیث رو انجام داده بودی !؟

  3. سلام
    خوبی؟
    عمو هوشنگ داره فکر میکنه …
    تموم نشده هنوز ؟

  4. حالا این علی معلم کی هست ؟ مگه طوریش شده ؟ وای من اصلا آدما رو نمیشناسم ((=

    راستی بازیت هم یادمه ها ! خاطره مرگبارو میگم :دیییییی

    باید فکر کنم خاطره های خوب یادم بیاد توی پست بعدی یا پستهای بعد حتما می نویسمش :))))))))))
    شما هم لطف دارید ! احوال گیگیلی چطوره ؟ شوهرش ندادی ؟
    خوبه که یادت مونده 😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: