به مناسبت روز جهانی مبارزه با موا مخدر!

خیلی وقت بود که می خواستم در مورد اعتیاد و مواد مخدر بنویسم. به قولی بلایی خانمان سوز که هیچکس{حتی خود من} از این بلا در امان نیستیم. این روز ها همه جا صحبت از مواد مخدره، چون هفته ای که توش هستیم هفته جهانیه مبارزه با مواد مخدره. فکر کنم توی همه شهر های ایران نمایشگاهی هم با همین مضمون برگزار میشه. چند شب پیش که به عادت شبانه از سر کار پیاده بر میگشتم خونه دیدم توی باغ محتشم نیروی انتظامی همچین نمایشگاهی برگزار کرده. چون شب بود و وقت نداشتم برنامه ریزی کردم که جمعه غروب برم ببینم چه خبره، هم به یه سری سوالات توی ذهنم جواب بدم هم اینکه ….

ساعت تقریبا 9 شب بود که شال و کلاه کردم به سمت باغ محتشم، توی راه توی فکر یکی فرمانده های نیروی انتظامی {مبارزه با مواد مخدر} بودم که چند سال پیش اتفاقی باهاش آشنا شده بودم، همون موقع که موادی مثل کریستال و شیشه تازه اومده بودن کلی در این مورد توضیح داده بود و همون موقع از من دعوت کرده بود که برم به دفترش و از نزدیک مواد و ابزار استعمالشون رو ببینم ولی بنا به مشکلات کاری و دردسر های زندگی ماشینی نتونسته بودم. به قول دوستی، معتاد های الان رو دیگه به ندرت میشه از روی قیافه شناخت. موادی مثل شیشه ، کراک، کریستال و …  بگذریم از حاشیه ها …

رسیدم به نمایشگاه، صدای خوندن اذان می اومد، انگار که یه جا نماز جماعت دارند می خونن ولی هر چقدر نگاه کردم، چیزی ندیدم، فقط مردمی رو دیدم که روی صندلی ها نشسته بودند و هر کدوم مشغول صحبت در مورد یه چیز بودن، نزدیک ورودی نمایشگاه صحنه ای دیدم که یه جورایی شرمم گرفت، انگار که یه سطل آب سرد روم ریخته بودن…

جوونی رو دیدم که هم سن و سال خودم بود، لباسی مندرس پوشیده بود و به زور خودش رو روی پاهاش نگه داشته بود. قوطی اسپندی در دست داشت و … { دلیل بهت من این بود که یک معتاد در مقابل ورودی نمایشگاه مبارزه با مواد مخدر چی کار می کرد؟} تقریبا بیست غرفه بود که تقریبا توی همه یه تلویزیون یا یه مانیتور بود که داشت تصاویری در مورد اعتیاد یا مرتبط با موضوع اعتیاد نشون می داد.

جایی نوشته بود که در سال 76 حدود 606 تن مواد مخدر کشف شده بود که با مواد مخدر با خاصیت دارویی تقریبا 870 تن شده بود ! امار رسمی وحشتناک بود ! 606 تن ماده مخدر غیر قابل استفاده در مصارف دارویی ! جلوتر تصاویری از چند معتاد به ماده کراک رو نشون می داد که واقعا وحشتناک بود. من با بهت داشتم نگاه می کردم که چند تا جوون مثل خودم پشت سر من می خندیدن… شاید اون ها به این می خندیدن که فکرش رو هم نمی تونن بکنن که این بلای لعنتی یه روز دامن خودشون رو هم بگیره.

چند تا بروشور در مورد مواد مختلف برداشتم و رام رو کج کردم برم یه چیزی بخورم. توی راه داشتم به اعتیاد فکر می کردم، یادمه زمانی که دبستانی بودم معلم انشایی داده بود که اگر روزی رئیس جمهور شدید چه می کنید ؟ من دقیقا یادمه که نوشته بودم همه معتاد ها رو جمع می کنم و میریزمشون توی دریای خزر {نمی دونم اون موقع داستان مائو و سیاست اعدام معتادین در چین رو کی برام گفته بود ولی تحت تاثیر همون داستان بودم}

بین راه چند تا پسر بچه رو دیدم که با چه حسی داشتند سیگار می کشیدند، و به قولی به خودشون افتخار می کردند، یا بهتر بگم احساس بزرگی می کردند. نمی دونم این چه حسیه که بیشتر ما به اون دچار هستیم، در خیلی از جمع هایی که برای بار اول سیگار کشیدن رو افراد شروع می کنن همیشه با این موضوع شروع میشه و اون هم نشون دادن بزرگیه ! { خودم هم این حس رو تجربه کردم توی 13 سالگی فکر کنم} .

چند روز پیش رفته پودم کافی نت زیر شرکت که میل هام رو چک کنم به یاد دوران گذشته، چند تا بچه مدرسه ای نشسته بودن داشتن در مورد مصرف مواد با هم اختلاط می کردن، یه جورایی انگار که یه کشف علمی بزرگ کرده بودن… نمی دونم داره چه بلایی سر ما می یاد… واقعا کی مقصره در این راه ؟  خیل یها میگین حکومت ! شاید هم حق داشته باشین ولی واقعا داشتن کمی اراده و گفتن نه به حکومت ربطی داره ؟ ما یاد گرفتیم که خیلی از ندانم کاری هامون رو بندازیم گردن این و اون در صورتی که واقعیت رو خودمون بهتر از هر کسی می دونیم.

مسعود یکی از بهترین دوستام توی محله ای زندگی می کنه که معروفه به معدن بودن در عرضه مواد مخدر، جالبه که خودش و برادر هاش هیچ کدوم معتاد نیستن، مسعود مادربزرگی داره که تقریبا 80 سال سن داره و باید تریاک مصرف کنه ! پدر مسعود برای تهیه جیره تریاک مادربزرگش رفته بود ار مواد فروش های محلشون که همیشه خرید می کرد، تریاک مورد نیاز مادر پیرش رو تهیه کنه ! جالب بود، که دیگه توی اون محل تریاک نمی فروختن ! همه خرده فروش ها کریستال، کراک و شیشه می فروختن ! {به هر حال تریاک تهیه کرد} پدر مسعود  جمله ای گفت که شاید خنده  دار باشه ولی … گفته بود تریاک فروش های محل هم با کلاس شدن و دیگه مواد سنتی کار نمی کنن، همه می گن کریستال، کراک و… داریم { البته این رو به لهجه گیلکی و ادبیات خاص خودش گفته بود} .

چیزی که داشت یادم می رفت:

احتمال داره توی خیابون به معتادی برخورد کنین پیشنهاد می کنم که هیچ وقت چشم تو چشم نیفتین با یه معتاد {خمار یا نئشه بودنش فرقی نمی کنه} چون در این صورت یا ازتون در خواست پول می کنه یا اینکه حالت تهاجمی میگیره اون هم به خاطر نگاه متعجبانه شماست! نکته بعدی اینه که اگه با یه معتاد کله به کله خوردین سعی کنین که به یه طریقی در برین! چون یه آدم معتاد {مخصوصا نسل جدید که کریستال، شیشه، کراک مصرف می کنند} بسیار غیر قابل پیش بینی هستند و تاکید می کنم که از درگیری با یه آدم معتاد خودداری کنین ! همین ماه پیش یه جوون کوچصفهانی پدر و مادرش رو با داس کشت ! کراک مصرف کرده بود ! یه جمله ای امروز از دوستم شنیدم که گفته بود شاهرودی در یک کنفرانس گفته که خوردن مشروب بعد از 3 بار باید اعدام بشه ولی کسی حق نداره یه معتاد رو بازداشت کنه… واقعا به نظر شما باید با معتادین چه کرد ؟ باید براشون خودپرداز ساخت که از سرنگ سالم استفاده کنن ؟ یا اینکه تک تکشون رو از روی زمین پاک کرد ؟ به نظر خودم وجد یه معتاد یعنی یه مفت خور و یه انگل پس بهتره که نباشن !

نمی دونم دیگه چی بگم… فقط می تونم آرزو بکنم که ای کاش هیچ معتادی به مواد مخدر وجود نداشت…

یک واقعیت : اعتیاد به مواد مخدر رو نمی شه ترک کرد ولی میشه با اعتیاد به چیزی مثل ورزش، اعتیاد به مواد مخدر رو فراموش کرد !

————————————————

لنگ نویس:

1-     خیلی وقت بود حرفی از خودم نزده بودم !

2-     این مطلب جمعه نوشته شد و شنبه غروب ارسال شد !

3-     بالاخره بیل گیتس {یکی از شخصیت های مورد علاقه من} از مایکروسافت رسما کناره گیری کرد…

4-     عیرضا کار جالبی رو شروع کرده! قرار بود در موردش بنویسم ولی نمی دون چرا نوشتنم نمی یاد !

5-     کتابی پیدا کردم با عنوان اندیشه های نهرو که خیلی جالبه شاید در مورد نهرو هم نوشتم.

6-     مثل اینکه یه دوست قدیمی که یهو غیبش زده بود با فضولی های فنسی و من پیدا شده ! {شاید هم ما اشتباه کنیم}

7-     این دلتنگی لعنتی دوباره اومده سراغم{زیاد جدی نگیرین، این پریود مغزی منه، فکر کنم دیگه عادت کردین بهش}

8-     از اینکه وبلاگی به اسم لابدان دارم خیلی حس خوبی دارم{نمی دونم چرا این جمله رو گفتم  ولی دلایل انتخاب این اسم رو توی بررسی خودم در آینده نزدیک حتما می نویسم}

9-     به قول فرهاد: جمعه حرف تازه ای برام نداشت هر چی بود بیشتر از این ها گفته بود…

10- به قول خودم: جمعه ، روزی که صبحش شادی، ظهرش گرسنگی خاص{تنها روزیه که دست پخت مادرم رو راحت می خورم}، غروبش دلتنگی…

Advertisements

9 پاسخ

  1. خوب شد تو رييس جمهور نشدي..مملكت به فنا مير فت.
    یه بار دیدی شدم ! حالا که هر کی هر کیه !

  2. هر وقت حرف اعتیاد میشه خیلی بی مزه هست که آدم فحش به نظام مقدس نده !
    فحش چیه ؟ خوردنیه ؟

  3. سلام
    خوبی؟
    کلا با قلیون مخالفم، چه برسه به سیگار و …
    شاید دوستام متوجه نشن، ولی وقتی میفهمم که یکی از دوستام قلیون یا سیگار میکشه، کم کم ازش فاصله میگیرم و ارزشش پیشم کم میشه ….
    خوشحالم….

  4. دروود کاوه عزیز
    من چند روزه نمی تونم وارد وبلاگم بشم.ورد پرس خراب شده؟شما چی؟میتونید وارد وبلاگتون بشید ؟
    من الان تو لابدانم ! مشکلی هم نیست !

  5. کاوه جان این حرکتها چیه میکنی حالا ما یه چیزی گفتیم دیگه بنا نبود عالم گیرش کنید که – اصلا من صورتی نیستم اشتباه گرفتید خلاص 🙂
    در مورد اعتیاد هم با سالومه شایگان موافقم لعنت به عواملش تف به روشون ولش کن الان عصبیم یه چیزی میگم .
    ولی جدا خواهشن رسوامون نکنید 😉 . هرچی میکشیم از دست اون فنسی میکشیم . 😦
    مسعود بی خود لایی بازی نکن که اینجا خیابون نیستا تو هم سوار نیو کمری نیستی ! جون گکاوه عصبی نشو که اصلا بهت نمی یاد ، آخه آدم عصبی اصلا حال نمی ده منطقی باشه !

  6. بد 😦
    کی ؟ من ؟ اون ؟ ما ؟

  7. غروبش دلتنگی و…..!!!!!!!!!!!!!آخه چرا؟؟؟سلام.اما من صبحش درس و ظهرش ناهار و بعد از ظهرش مهمونی .شب هم خستگی…

  8. با سلام و عرض ادب

    و تشکر از سایت خوب و مفیدتون

    می خواستم اگر مایل هستید با سایت شما تبادل لینک کنم

    فقط اگر لطف کنید موضوع لینکتون را برام بفرستید ازتون ممنون می شوم

    و لطف کنید لینک سایت ما را با موضوع درج آگهی رایگان قراردهید

    با تشکر و آرزوی موفقیت بیشتر شما

    http://www.takro.net

  9. به نظر فردی که معتاد می شود یک مرده متحرک هست مرگش بهتر از زندگی نکبت بارش هست اگر من رئیس جمهور بودم تو کویر لوط یک جای مشتی برای این قشر درست می کردم می فرستادمشون انجا کیف کنن اگه زنده می ماندند فکر نکنم دیگه حتی جرعت نگاه به اسم مواد رو هم داشته باشن چه برسه به مصرف دباره
    ————————
    این تکرودات نت کی هست من تو کامنت هر وبلاگی سر می زنم تشریف دارن سایتشان هم بالا نمیاد
    ————————
    موافقم باهات صد درصد!
    اين تكرو نمي دونم كيه ! فكر كنم يه ربات باشه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: