ایران مانند ققنوس است!

در مطلب قبلی به اندازه کافی جنجال به پا کردم، مطمئنم اگه من مطالب قبلی ام را در مورد ایران ننوشته بودم همین دیروز محکوم می شدم به وطن فروش بودن و بعد هم اعدام(در دنیای مجازی) . کار به جایی رسید که برای جواب دادن فقط به کامنت ها اکتفا نکردم و مجبور به نوشتن پست دیگری شدم.

پستی در روز پیش نوشتم ، مجبورم دوباره از شما درخواست کنم که مطلب قدیمی ام را مطلعه کنید، کاملا گویاست که ایران هیچ شباهتی به هیچ کشوری ندارد و هیچ وقت در تاریخ کشوری مثل ایران وجود نداشته، صورتی در جواب پست من گفت حتی محکم ترین دولت مردان ایران هم نخواهند توانست… صورتی عزیز، ایران چند قرن است که هنوز در حسرت حاکمی مقتدر مانده، چه در زمان قاجار، چه پهلوی ها و چه اسلامی ها هیچ کدام نتوانسته اند حق ایران را ادا کنند و دقیقا این سه دوره به تدریج ایران به سمت انحطاط رفت و عصر حاضر هم که شاهکار های پیاپی حکام این سناریو را تکمیل تر می کند.

ایران در زمان هخامنشی ها اسیر اسکندر شد، در زمان خوارزمشاهیان اسیر مغول ها ( که عصر حاضر شاید شروعی دوباره دوران مغول باشد) یا در همین چند صد سال پیش زیر سلطه روس ها یا انگلیسی ها( البته هنوز هم هستیم) بودیم. ولی من به این مسئله دارم که ایران همچون ققنوس است و باز هم از آتش خود زاییده خواهد شد.

با سپاس کاوه گـیـــــلانی

Advertisements

11 پاسخ

  1. تشبیه جالبی بود، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.
    لطف داری خانم دکتر

  2. به نظرم مشکل ما اساسا با حکام مقتدر حل نخواهد شد. تأکید می کنم که هیچ کوروش یا نادر شاه افشاری نخواهد توانست سرزمین های از دست رفته رو به دامان میهن برگردونه؛ چون معادلات بین المللی هرگز چنین اجازه ای به ما نخواهد داد. ما هر قدر هم به لحاظ سیاسی نیرومند باشیم (دقیقا بر خلاف آنچه امروز هستیم و به یکی از ضعیف ترین کشورهای جهان در بعد دیپلماتیک مبدل شدیم) نخواهیم توانست به سرزمین های از دست رفته برسیم چون اونها به لحاظ اقتصادی در موقعیت بسیار استراتژیکی قرار دارند. دنیا علاوه بر آنکه به لحاظ انرژی های فسیلی به امیرنشین های حاشیۀ خلیج پارس نیاز داره؛ منطقا و عقلا حاکمیت کامل ایران (و حتی یک ایران کاملا دموکراتیک) رو بر یک آبراه حیاتی مثل خلیج پارس و تنگۀ هرمز تحمل نخواهد کرد. دنیا به یک ایران دموکراتیک یا غیر دموکراتیک اجازه نخواهد داد دوباره به سرزمین های غارت شدۀ شمالی (به دست روسیۀ تزاری) برسه چون به این ترتیب ایران به موقعیت استراتژیک ترکیه خواهد رسید. یعنی کریدور ارتباطی آسیا-اروپا. می بینی که ایران عزیز ما چندان هم ققنوس وار نیست و در مقام مقایسه بیشتر به یک شیر پیر شبیهه که باید از مشاجره با شیرهای جوان دوری کنه تا بتونه به حیات بی خطرش ادامه بده. عذر می خوام که مثل تو خوشبین نیستم اما ترجیح می دم به جای احساسی فکر کردن منطقی به قضیه نگام کنم.
    +یه چیز دیگه: حتی در صورت ققنوس بودن، بهتر نیست این ققنوس همین امروز، در یکی از خطیر ترین برهه های تاریخ ایران زمین که بهش نیاز داریم از خاکسترش بلند بشه؟
    ولی به نظر من مشکل ما صد درصد با یه حاکم مقتدر حل میشه، تاریخ ثابت کرده، برات یه نمونه می زنم البته شاید از دید تو بی ربط باشه در کل دو قوم در ددنیا وجود دارند که در طول تاریخ ماهیت کلی خودشون رو حفظ کردند و این دو قوم در درگیری مستقیم با اعراب بودند، یکی که خودمون هستیم و دیگری ؟ درسته یهودی ها (بنی اسراییل) تا چند صد سال پیش خبری بود از یهودی ها ؟! کاری به ریز مسئله ندارم ولی از دید کلی یهودی ها برگشتند، با استفاده از هوش و ذکاوت ( می گم کاری به ریز مسئله ندارم که چی بود و چی شد مهم اینه که الان هستند) پس مطمئن باش وجود یه حاکم با هوش و کسی که به سیاست اشراف کامل داشته باشه می تونه به راحتی همه از دست رفته ها رو برگردونه( البته نه به همین راحتی ولی ممکنه) در ضمن ایران همیشه یک شیره و یک شیر همیشه مقتدره، در ضمن بقیه کشور ها هم بیشتر شبیه کفتار یا کرکس هستند تا شیر های جوان! دید من فکر با این توضیحات شاید باز هم برات احساسی به نظر بیاد ولی من به مطمئنم به حرف هام و شاید هم خودم یه روز یه ماه یه سال این حرف هام رو اثبات کردم ( البته اگه کسی پیدا نشه)
    + در مورد نکته دیگه امروز هم امضا می کنیم، فردا چی ؟ امروز خلیج رو نگه می داریم، مولانا، نظامی، پور سینا و … بقیه چی ؟!

  3. البته ققنوس از خاکستر خودش متولد میشه. در کل بگو ببینیم که الان ایران اسیر کی شده؟
    خوب حالا تو هم وسط دعوا نرخ تعیین نکن!
    ایران اسیر من و امثال من شده که به فکرش نیستن و نسبت بهش بی تفاوتن

  4. کم کم دارم به این نتیجه میرسم که بیاییم و جهان وطنی فکر کنیم و خیالت خودمون رو تا ابد الدهر راحت کنیم! بهتر نیست؟
    فکر کن توی محلی که زندگی می کنی بین خونه ها دیور نباشه و همه یه جا با هم زندگی کنن! چی میشه!

  5. حالا نتیجه این بحثها چی میشه ؟ هیچ ! جز اعصاب خراب … خلیج بگو فارس باشه عربی باشه ترکی باشه … اسمش مهم نیست ! خودشم والا چه عرض کنم ! دیگی که واسه ما نمیجوشه بگو توش …. استغفراله 😐

    الفراررررررررررررررررررررررررر
    شفاف سازی! من که حال می کنم با این بحث ها! بمون حالا چرا فرار ؟!

  6. شادی باد
    من هم باور دارم که ایران و ایرانی جماعت توانایی بازسازی و برخواستن از خاکستر خود را دارد.
    ویرانی و تازش اسکندر گجسته آنچنان بود که همه چیز از هم پاشید و به معنای واقعی کشور خاکستر شد و دیدیم که پس آن چه شدیم.
    تازش تازیان را هیچ مردمانی را تاب و توان نبود و تنها مردمی که قادر به حفظ فرهنگ خود شدند ما بودیم.

    این تازش نوین تازی مسلکانِ تازی پرست نیز بگذرد…
    ایدون باد
    دقیقا موافقم باهات مهران جان، این شعار ور یه احمق می گفت، ولی من می گم » ما می توانیم «

  7. کجای ققنوس بودن افتخار آمیزه ؟ این یکی از بیهوده ترین سیکل های موجود در دنیاست… تسلسلی بی نتیجه.
    جاودانه بودنش!

  8. انحطاط رو هستم اساسی….

    دوره های یکی بدتر از دیگری!!!
    به به نجمه خانم
    خوبی ؟ چه میشه کرد…

  9. 1. موافقم که حکام مقتدر می تونن خیلی مفید و مؤثر باشن و بسیاری کارها رو انجام بدن که دیگران نمی تونن. ولی فراموش نکن که امروزه روز دیگه دورۀ قلدری به کلّی گذشته و قرار نیست من برم سرزمین های از دست رفته رو با زور نظامی پس بگیرم چون چار تا قدرت بزرگ تر می زنن تو سرم تا سر جام بتمرگم. در رابطه با اسرائیل با تو موافقم ولی باید توضیح بدم که اسرائیل تنها به وسیلۀ پشتیبانی جهانی و عزم بین المللی برای اسکان یهودیان (پس از فاجعۀ هالوکاست) به وجود اومد. یعنی در اونجا هم از این خبرا نبود که اسرائیلی ها بریزن همه جا رو بگیرن و عربا رو به دریا بریزن. نبرد اسرائیل و اعراب بعدها در اثر تحریکات کسانی مث عبدالناصر و همین جمهوری اسلامی خودمون به وجود اومد.
    2. با مهران مخالفم. هجوم اسکندر به ایران علی رغم تلاش او و جانشینانش در گسترش فرهنگ هلنی در ایران؛ صرفا در حد یک یورش نظامی باقی موند و با گذشت قریب صد سال طومارشون توسط پارت ها (اشکانیان) برچیده شد. در حالی که یورش اعراب بیش از هر چیز یک یورش کاملا فرهنگی بود؛ یعنی از یک یورش ابتدا به ساکن نظامی به یک تهاجم فرهنگی عظیم مبدّل شد که امروزه عواقبش رو می بینیم. پس قیاس اسلام و اسکندر درست نیست.
    3. دیدم رضا عظیمی چیزایی نوشته بود. مایلم به این نکته اشاره کنم که در حدی نیست که بخوام پاسخش رو بدم. اجالتا همۀ کارها رو اسپم کش اکیسمت انجام می ده!
    4. گل برار عزیزم امیدوارم این بحث رو نشونه ای از لجاجت تلقی نکنی (اگرچه می دونم نیازی به یادآوری نیست و بزرگ تر از این حرفایی). قطعا پی بردی که من به اقتضای ذات پلیدم بحث کردن رو دوست دارم. مسئله فقط همینه.
    پاسخ کاوه : اتفاقا تنها چیزی که تمومی نداره همین قلدریه، در مورد اسراییل هم باهات موافقم بی تاثیر نبود ولی خوب اسراییلی ها ریختن و گرفتن و زدن و کشتن و …در مورد اسکندر هم باید بگم که چرا همون موقع هم فرهنگ ما یه جورایی آسیب دید فکر نکنم کسی منکر این قضیه بشه که یورش نظامی همه چیز رو نابود می کنه، به هر حال در هر دو مورد ما اشغال شدیم و مطمئنن اشغال گر ها تغییر دادن همه چیز رو ولی این رو قبول دارم که از لحاظ فاجعه اصلا اسکندر و اعراب با هم قابل مقایسه نیستن، در مورد رضا عظیمی هم زیاد سخت نگیر صورتی جون دنیا دو روزه، رضا در کل بچه بدی نیست طرز فکرش اون طوریه بعضی اوقات هم تند میشه، به هر حال ما اینجا باید با هم بودن رو تمرین کنیم، در مورد لجاجت هم اصلا این فکر رو نمی کنم اتفاقا خوشم میاد که بحث می کنی و از طرز فکری که داری به هیچ قیمتی عقب نمی شینی ( رضا عظیمی هم همین اخلاق رو داره البته جور دیگه) به هر حال خوشحالم که باهات دوست و برادرم

  10. دربارۀ پرسش دومت هم به نظرم باید یاد بگیریم که هرگز از تلاش و کوشش خسته نشیم. باید یاد بگیریم که بزرگی و سروری سختی و مرارت داره و هلو برو تو گلو نیست. باید یاد بگیریم که دنیا گردنه ایه که ما کاروانشیم و دیگران دزدان سر گردنه بگیر.
    باید یاد بگیریم که برای دفاع از بدیهی ترین نیازهامون هم باید بجنگیم. اینه که فکر می کنم اتفاقا کار خوبیه اگه بتونیم همین برنامه رو واسه پورسینا؛ نظامی؛ خیام و به ویژه دریای خزر هم پیاده کنیم؛ چرا که نه؟!
    ولی باز هم می گم صورتی جون این کار Over Head . باشه ولی من به شیوه خودم می جنگم . باید ما خودمون رو بکشیم بالا باید فکر کنیم که چیزی نداریم، باید بسازیم دوباره! اگه یه مقدار از گذشته فقط دل بکنیم و آینده رو بسازیم مطمئن باش که گذشته هم بر میگرده

  11. موافقم. اگرچه هنوز به لزوم دفاع از خلیج پارس ایمان دارم ولی با فحوای کلامت موافقم گل برار. استراتژی مورد نظر تو، روشیه که با فرهنگ آمریکایی به جهان معرفی شد. یعنی زندگی و ساختن زیربنای زندگی در زمان حال؛ بدون توجه به گذشته، و با نیم نگاهی به آینده. این هم می تونه روش مناسبی باشه چون امتحانش رو قبلا در آمریکا پس داده؛ البته به شرطی که نیروی سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و البته فرهنگی لازم برای چنین کاری هم فراهم باشه.
    همین درک متقابلته که من رو کشته! من هم ایمان دارم …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: