من در گلزار شهدا

درود به یکان یکان خوانندگان جان

سال عجیبی بود که تموم شد، خوب و بد هر چی که بود تموم شد!

سالی که شاید هیچ وقت فراموشش نکنم، سالی که فهمیدم می تونم برسم به هر چیزی که اراده کنم!

سال که تحویل شد برای اولین بار بعد از تحویل سال رفتم تازه آباد(یه چیزی مثل بهشت زهرا). رفته بودم که نازلی رو سر خاک مادرش بینم ولی نبود، به هر حال بی اراده رفتم سمت گلزار شهدا…

پسر خاله من هم شهید شده توی جنگ شاید بهانه خودش بود، به هر حال رفتم به گلزار شهدا.

حس قریبی بود، وقتی داشتم بالای سنگ قبرها راه می رفتم بغضی گلوم رو گرفته بود، پیرمرد و پیرزن هایی رو می دیدم که هر کدم داشتن قبر عزیزانشون رو تمیز می کردند…

بعضی ها که شهید شده بودند خیلی جوون بودند…

خیلی جوون…

نمی دونم چرا بعضی ها وقتی واژه شهید رو می شنون انگار که یکی بهشون فحش داده. نمی خوام کلیشه ای حرف بزنم ولی شاید اگه اصغر ها (اسم پسر خالمه) نبودند الان ما هم نبودیم.

 هیچ ربطی به اسلام و انقلاب اسلامی ندارند همه خوب می دونیم که برای ایران رفتند ولی بعضی ها کم لطفی می کنن…

حسی که امروز توی گلزار شهدا داشتم رو به هیچ وجه نمی تونم بنویسم، از ته دل به همشون دستمریزاد می گفتم، شاید باز هم مسخره به نظر بیاد ولی آرزو دارم که یه روز اگه خواستم از این دنیا برم، مرگم بیهوده نباشه یا حداقل مردنم به درد کسی بخوره…

یاد صمد بهرنگی میفتم که گفته بود :

« مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم، البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبه رو شدم-که می شوم- مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…»

————————————–

لنگ نویس:

1- نمی دونم  چه مرگم شده،دلم بدجور گرفته، شاید…

2-جملات بالا شاید بی ربط به هم باشه، دلیل نوشتنشون هم سبک شدن بود!

3-اولین پست من درسال 87 همین بود!

با سپاس کاوه گیـــــــلانی

 

Advertisements

8 پاسخ

  1. سال نویی بد نیست یادی هم از رفتگان کرد ولی چرا اینقدر دلگیر؟ اونها هم دل دارند. من هم رفتم ولی عید رو تبریک گفتم و برگشتم.
    سال نو مبارک

  2. درود و تبریک به مناسبت سال نو

  3. درد و دل يك وبلاگ نويس با دوستان وبلاگ نويس موضوعي هستش كه تو كليد اول گذاشته شده و از همه وبلاگ نويسان خرفه اي درخواست ميشه براي كمك به امر وبلاگ نويسي در اين بحث شركت كنند.
    http://www.key1one.wordpress.com

  4. خب کاوه جان
    هر چیزی که دست آویزی باشه برای حفظ یک حکومت دیکتاتور در ذهن آهاد ملت تبدیل می شه به یک عنصر زشت !
    متاسفانه دولت هم با سیاست های به شدت غلطش ( مثل دفن شهدا توی دانشگاهها ، پارک ها و … ) یا نامیدن شهید به کشته شدگان تصادف اخیر و … در حساسیت مردم به نام شهید تاثیر فراوانی داشته
    گرچه من تا به حال به گلزار شهدا نرفته ام ( حقیقتا به قبرستان نرفته ام ! ) اما به نظرم شهیدان و جانبازان این کشور مقام والایی دارند که هیچ در خور مقامشان با آنها رفتار نشده است بلکه تنها دستاویزی بوده اند برای کسب قدرت دیگران
    درود
    شیخ عزیز من هم به شدت باهات موافقم… افسوس چه میشه کرد

  5. از خون جوانان وطن لاله دمیده
    از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
    در سایۀ گل بلبل از این غصه خزیده
    گل نیز چو من در غمشان جامه دریده…
    (عارف قزوینی)
    به موقع مثل همیشه

  6. کاوه عزیزم
    دلتنگی داداش و حس زیبایت را در ک می کنم خدایش بیامرزد
    تورج جان آره دلتنگم ، خودم هم نمی دونم چرا …
    لطف داری و سپاس

  7. واقعن همین طوره.آدم اون موقعی بیشتر ناراحت میشه که میبینه چه جوری خون این آدم ها داره پیمال میشه و شده نردبون ترقی برای یه عده.کاملن حسستو درک می کنم و به نظر من هم شهداء خیلی قابل احترام گذاشتن هستن
    سپاس مریم خانم

  8. سلام در وبلاگ خود جنبش مرام نامه رو اعلام کردم و برایش مرام نوتشهائی هم نوشتم از شما دعوت می کنم تابه این مرام نامه پیوسته و آن را تکمیل کنید تا همه با هم وردپرسی با مرام داشته باشیم
    http://itnevesht.wordpress.com/2008/03/22/maramnameyewordpress/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: