تفکیک مذهب از سیاست

درود به یکان یکان خوانندگان جان!

همیشه دنبال مکتب های سیاسی بودم، همیشه برایم جالب بود که جمهوری یعنی چه! تازه آن هم از نوع اسلامی!

از دو سال پیش سعی کردم که جواب سوالم رو خودم پیدا کنم پس از آخر این واژه شروع کردم » جمهوری اسلامی ایران»، اول از ایران شروع کردم… به اسلام رسیدم که دیدم تحقیق در این مورد از حوصله من خارج است پس سراغ جمهوری رفتم در همین قدم اول به بزرگترین پارادوکس موجود برخورد کردم و آن هم واژه های دموکراسی و دین بود. این سری مطالب که در بخش مکتب خانه لابدان آورده می شود زنجیر وار بوده و مطمئنا خواننده خود قادر به نتیجه گیری در این باره خواهدبود. مطالب زیر درباره تفکیک مذهب از سیاست است.

فکر لزوم تفکیک مذهب ازسیاست و تجزیه امور روحانی از امور عرفی و دنیوی در باختر زمین ابتدا در جامعه مسیحیت و در روم ظاهر گردیده و در آنجا غالبا این دو وظیفه و این دونوع حکومت به یکدیگر آمیخته و هر زمان هم که حالت تفکیک داشته حدود احتیارات این دو قدرت روشن و مشخص نبوده و تعریف هم نشده بود، لذا غالبا در این مورد اختلافات و مشاجرات بسیاربین زمامداران سیاسی و پیشوایان روحانی به خصوص درقرون وسطی به وقوع پیوسته و رسالات متعدد در این مورد تحریر گردیده خلاصه سیر این عقیده پس از قرن چهارم میلادی به شرح زیر است:

1-قرن4میلادی: واضع اولیه این فکرکه آن را شکل داده و روی آن به تفصیل بحث می کنید سن اگوستن است این آیین قبلا درفلسفه ی یونان وجود نداشته است.

2- قرن 16: درا ین قرن این فرضیه رواج کامل یافت که دولت ممکن است کامل مجزای ازمسائل مذهبی باشد. ابتدا ژان بودن فرانسوی فرضیه ای به نام حاکمیت (سوورنته) وضع نمود کهاین فکر را نیز دربرداشت که افکارسیاسی باید از عقاید مذهبی جدا باشد و وظایف دولت سیاسی باید از تئولوژی تفکیک شود وخودنیزاین وظایف را تفکیک کرده در وظائف خود شرح داد و پایه فرضیه قدرت حاکمه سیاسی را براساس فلسفی بنا نهاد، نه مذهبی.

3- قرن17: (الف) توماس هابس فیلسوف انگلیسی این عقیده را تقویت کرده معتقد گردید که قدرت روحانی و دنیوی باید کاملا از یکدیگر مجزا باشند.

(ب) جان لاک فیلسوف انگلیسی هر یک از دو قدرت مذبور را یک کانولت (جامعه های مشترک المنافع) نامید و می گوید هر یک از دو کامنولت باید در حوزه خود کار کند اولی عهده دار امور دنیوی (سیاسی) و دومی برای رستگاری ارواح مردم مجاهده نماید.

4- قرون معاصر: در قرون جدید و معاصر فلسفه دموکراسی قدرتمندانه طرفدار این آیین است و آنرا جزیی از قانون اساسی کشورهای مشروطه قرار می دهد و دموکراسی جدید وظیفه دولت را محدود به امور دنیوی می نماید. اما فلسفه توتالیته (توتالیتاریانیسم) یا حکومت جمعی استبدادی از قبیل فاشیسم، مذهب و سیاست را از یکدیگر تفکیک نمی کند و دولت سیاسی را حاکم برامور روحانی و شامل تربیت روحانی مردم نیز می داند.

پانویس:

1- بحث هایی رو شروع دارم می کنم درباره مکتب های سیاسی، اسم دسته بندی هم گذاشتم مکتب خانه!

2- تایپ این مطالب رو آبجی کوچیکم (کلاس پنجمه) انجام داد البته کلی منت هم سرم گذاشت و از این مسائل.

3- منبع این مطالب کتاب مکتب های سیاسی دکتر بهاالدین پازارگاد، از انتشارات اقبال، دو سال پیش دهنم سرویس شد تا این کتاب رو پیدا کردم از یک کتاب فروشی دست دوم فروش (اکثر کتاب های کتابخونه من دست دومه و چاپ قدیم)!

4- پست بعدی برای مکتب خانه در مورد توتالیتاریانیسم یا حکومت دسته جمعی خواهد بود!

5- حوصله کتابی نوشتن رو ندارم اصلا، این پانویس ها رو خودمونی می نویسم تا نشه مثل کلاس درس!

6- خوندن کتاب سیاستنامه (سیر الملوک) خواجه نظام ملک طوسی رو شروع کردم، خیلی جالبه و خوندنی، حتما حکایت های این کتاب رو توی لابدان می ذارم، به ویژه روایت های تاریخی آن که دیوانه کنندست!

13 پاسخ

  1. آقا من دو ساعته دارم اون کلمه توتالیتاریانیسم رو تلفظ میکنم
    بیچاره آبجی کوچیکه ت که اینا رو تایپ کرده !
    خداوکیلی خیلی پرروئی برگشتی میگی منت هم سرت گذاشته
    رفتی گردشو تفریحت رو کردی آبجی ت رو نشوندی واسه ت تایپ کنه
    بابا دمت گرم تو دیگه کی هستی
    خوب قدرت داشتن همین خوبی ها رو هم داره!

  2. سلام
    خوبی ؟
    طبیعت خوب بود
    به روزم
    50/50 هستم، سپاس میام ببینم چه خبره

  3. اگه می خوای آخرش بپرسی تایتانیک دختره بود یا پسره از الان بگم دیشب مهمون داشتیم اقا نرسیدیم بخونیم !
    بی مزه! امیدوارم که دوباره بتونم تخم مرغی نثارت کنم!

  4. کاوه جون:
    1. سلام به خودت و خانومت و طبیعت قشنگ گیلان
    2. به هر دو کامنتت پای پست آخر پاسخ داده شد.
    3. توصیه می کنم دانش نامه سیاسی رو بخونی از داریوش آشوری که نشر مروارید چاپ کرده بسیار کتاب جامعیه. کتاب پازارگاد رو منم خوندم امّا هم قدیمیه و هم خیلی خلاصه تر از آشوری بحث کرده.
    4. راستی به آبجی کوچولوت هم سلام برسون بگو ناراحت نباشه دستش سریع تر می شه واسه تایپ (اینو نوشتم تا چش FAnCy درآد!)
    درود
    ما هم خوبیم، روزها مون آبیه و شب هامون هم مهتابی، چه میشه کرد، دورودز دنیاست و آدم باید خوش باشه، در مورد کتاب هم سپاس می گردم ببینم می تونم پیداش کنم، دمت گرم گل برار

  5. کاوه جون آره به خواهر کوچولوت سلام منم برسون بگو ناراحت نباشه واسه تایپ ( نوشتم تا پلنگی بسوزتش)
    میگم نکنه اسم آبجی کوچولوت مرجانه ( تیر خلاص واسه پلنگی )
    😀 می بینم که رفتین تو مد کل کل

  6. سلام
    خوبی آقا؟ خوش گذشت؟
    خوبه دیگه من 3 روز خونه تکونی کردم… تو هم رفتی واسه خودت عشق و حال!
    بابت لابدان و معنیش ممنون.
    جالب بود و نمی دونستم .
    کاشکی این تفکیک مذهب از سیاست رو یکی مثل چماق می کوبید تو سر این آخوندا!
    درود
    خوش که می گذره ولی خوب اگه بعضی ها هم افتخار می دادن(بانو) بیشتر خوش میگذشت، از بابت خونه تکونی هم شما هم خسته نباشی بانوی ما هم مشغول همین کار بود به اتفاق خانواده و ما در پی خوش گذرانی و تقویت روحیه😀 در مورد لابدان هم قابل شما رو نداشت، راستی روز زن هم مبارکتون باشه این اگه بمب اتم هم بکنیم بزنیم توی سر این آخوند ها باز هم می گن دیانت ما مثل سایست ماست و از این صحبت ها

  7. 1. الحق والانصاف که در اثر تیکه های FAnCy سوختیم و مبدل به خاکستر شدیم (بهتره بگم پلنگ سیاه سوخته یا چیزی تو این مایه ها!)
    2. (پاسخ داده شد)
    3. تا 29 اسفند رفتم که رفتم…
    اومدم و جوابیدم همون جا بهت، تورو که من دیدم پلنگ جون نمی سوزی به همین راحتی ها!:D

  8. سلام
    خوبه شما تحقیق کن ما هم مفتی میایم ومیخونیم وهم حالشو میبریم ، هم اطلاعاتمون زیادتر میشه.
    سالم و سلامت باشی .
    عجب! یادم باشه یه اوچی ماتا بذارم کنار برات;)

  9. اوچی ماتا موچی ماتا نکن بابا …! حالا دوبار رفت باشگاه واسه من …ایشششش !
    ضمنا، ما از روز ازل بی مزه بودیم، به لطف و کرامت دوستان است که تحمل می شویم.
    حالا تو فکر کن من دوبار رفتم باشگاه! این ایشششش یعنی چی آخه مگه تو دختری؟! از روز ازل مگه تو بودی؟! در مورد تحمل شدن باهات موافقم😀

  10. salam
    kheili kam bud bbaraye hamchin mozuie
    درود
    خوشحالم که اومدی به لابدان، والله چی بگم، خلاصه نویسی بهتره ، اگه طولانی باشه کسی حال خوندن نداره، ولی این مطالب ادامه داره، میبینم که از دوستان صورتی جون هستی ، خیلی خوشحال شدم، سر می زنم بهت

  11. کاوه جون سلام. 1) رضا بهاری یکی از دوستان خوب و اهل فکریه که من ارادت خاصی نسبت بهش دارم. دستی در داستان نویسی داره و داستان های خیلی خوبی هم می نویسه 2) به کامنت هات پاسخ داده شد 3) قول داده بودم که چیزی ننویسم اما به جوک سیاسی 2008 جهان برخوردم که مجبور شدم استثنائا قولم رو بشکنم. اضافه اش کردم به آخر پست امروز (با رنگ آبی نوشتم که مشخص باشه) 4. بدرود!
    درود به گل برار خودم، حیف شد آخه این که نمیشه غیبت صغری !درمورد قولت هم کسی بهت خورده نمی گیره اهل دل همینه دیگه هر دفعهکه بگیره می نویسه، میام ببینم چی کردی، دلم برای نوشته هات تنگ میشه جون کاوه

  12. سلام کاوه جان🙂

    قربونه اون آبجی کوشولوت برم که با انگشتهای کوشولوش این مطالب رو تایپ کرده🙂 بایدم منت سرت بذاره داداشیه بی رحم ! اینهمه نوشته بهش دادی بنویسه نگفتی خسته میشه ؟😦

    مرسی که بهم سر زدی دوست عزیز

    شاد باشی
    فعلا بابای
    به به مرجان خانم
    خوش اومدی، این آبجی کوچولوی من آخه داشت خفم می کرد هی می گفت می خوام بازی کنم با کامپیوتر و از این حرف ها حقش بود :Dتو هم شاد باشی امیدوارم دوستای خوبی باشیم برای هم

  13. به آبجیت بایدعیدی درست حسابی بدی !…
    عیدیش که جای خودشه، این آبجی کوچولوی من هم داستانی داره واسه خودش یه روز مینویسم حتما

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: