اگر مسلمانید مثل اقبال باشید!

دقیقا نمی دانم دوران راهنمایی بود یا دبیرستان که در کتاب ادبیات با شاعری آشنا شدم به اسم اقبال لاهوری، شاعری از پاکستان که مسلمان بود و به پارسی شعر می نوشت. شعری در کتابمان بود که خیلی دوستش داشتم:

نهنگی بچه خود را چه خوش گفت /به دین ما حرام آمد کرانه

به موج آویز و از دریا بپرهیز /همه دریاست ما را آشیانه

و …

891254100131491213719591846995428587.jpg

علاقه دوران نوجوانی باعث شد تا در مورد این شاعر پارسی زبان بیشتر تحقیق کنم، مانند همه متفکران اقبال، هم سخن ها جالبی زده بود هم سخنانی که … . اقبال مسلمان بود و جزو نخبگان فکری استقلال پاکستان بود . اقبال کسی بود که همه چیزرا در اسلام می دید و برای اسلام می خواست به عنوان مثال اقبال وطن پرستی (ناسیونالیست) را رد می کرد و آن را هم رده بت پرستی می دانست و در این مورد می گفت :

« ظهور اسلام نسبت به پت پرستی یکنوع عکس العمل و احتجاج بود. ناسیونالیسم نیز یک صورت و شکل بسیار دلپذیر از صور بت پرستی می باشد. ترانه های وطن پرستی اقوام مختلف ادعای مرا به اثبات می رساند که وطن پرستی عبارت است از پرستش یک چیز مادی و اسلام به هیچ صورت بت پرستی را نمی پسندد، بلکه علیه هر نوع بت پرستی جهاد می کند… .»

اقبال به نظر من در طرز فکرش در مورد اسلام کمی تند رو بود ولی تندرویی که بسیار روشنفکر بود ولی جالب این بود که جمله بالا را خود در بسیاری از سخنان خود نقض کرده، به نظر من اقبال خود نیز یک وطن پرست بوده و همه زندگیش را وقف وطن و مردم خود کرده بود درست است که یک اسلام گرای تمام عیار بود ولی اسلام گرایی که عالم بود نه پاپتی و بیسواد. اوج سخنان اقبال چیزی بود که او آن زمان در هندوستان دیده بود، سخنان اقبال مرا یاد جامعه رو به زوال ایران می اندازد:

« من با کمال تاسف می گویم که از این نظر (زندگی ملی) مسلمانان را بررسی نماییم، وضع خطرناک و اسفباری را مشاهده می کنی، این ملت بد بخت حکومت را از دست داده است. صنعت را رها کرده است و تجارت ندارد. اکنون غافل از ضروریات زمان، با شمشیر بران فقر و افلاس مجروح گشته و عصای بی معنای توکل را به دست گرفته است و به آن تکیه داده است. چیزهای دیگر یک طرف، هنوز این ملت نتوانسته درباره درگیری های مذهبی تصمیم بگیرد و به جایی برسد. هر روز یک فرقه و گروه مذهبی پیدا می شود که خود را وارث بهشت می دانند و دیگر همه نوع انسان را هیمه دوزخ می پندارند .

مختصر این که این نوع دسته بندی ها اتحاد ملل اسلامی را چنان پراکنده کرده است که به هیچ وجه راه اتحاد و برادری در آن به چشم نمی خورد…. وضع علمای دینی ما این است که اگر دو دو عالم در یک شهر جمع شوند، آن گاه درباره مباحثه و مناظره در مورد حیات مسیح یا آیات ناسخ و منسوخ نامه ها نوشته می شود. اگر بحث شروع گردد که معمولا شروع میی گردد، آن گاه به قدری جنجال و خونریزی می شود که پناه برخدا. علم و فضل و دانش قدیم که علمای اسلام در آن تبحر داشتند اصلا در حال حاضر وجود ندارد. البته یک فهرست طولانی مسلمانانی که نزد کافر ها می باشند در دست دارند و هر روز با دست مبارک خودشان به آن فهرست اضافه می نمایند… داستان عیاشی ثروتمندان از همه عجیب تر است. مثلا یک شخص چهار دختر و دو پسر دارد ولی هنوز هم دنبال ازدواج سوم است و دور از چشم دو زن قبلی برای زنان پیغام می فرستد. هر گاه از دعوا و نزاع خانوادگی فارغ می شود، جناب آقا با یک زن هر جایی نیز رابطه برقرار می نماید… از نظر مردم که اصلا حرف نزنید گاهی تمام اندوخته زندگی خویش را برای ختنه بچه اش خرج می کند. یکی از ترس معلم بچه نازپرورده خود را به مدرسه نمی فرستد و او را از تعلیم تربیت محروم می کند. یک هرچه در روز به دست می آورد، در شب برباد می دهد و می گوید برای فردا خدا بزرگ است و این طور قلب خود را تسکین می دهد. گاهی برای یک چیز پیش پا افتاده در دادگاه ها محاکمه مدت ها به طول می انجامد. گاهی از دعوای ملک و املاک تمام ملک تباه می شود و از بین می رود… فرهنگ به این صورت است که دختران بی سواد، نوجوانان جاهل، بیکار، از صنعت و کار دستی می ترسند و کار دستی را عار می دانند. تعداد طلاق روزبه روز زیاد تر می شود. جرایم اضافه می گردد. این دوره بسیار خطرناک است. تا همه ملت با یکدیگر در راه اصلاح قدم ننهند، کاری از پیش نخواهد رفت. هیچ کار بزرگی بدون سعی و کوشش انجام نشده است. خدای تعالی نیز سرنوشت هیچ ملت یا شخصی را عوض نمی کند، مگر اینکه خودش به فکر تغییر حالت خود باشد.»

اقبال تقریبا صد سال پیش به این طرز فکر رسیده بود، اقبال یک اسلام گرا بود، ما هم اسلام گرا داریم، به عنوان مثال در مجلس ما سعی می کند تعدد زوجات را قانونی تر کند ولی اقبال صد سال پیش گفت :

« درصدر اسلام به علت اوضاع اقتصادی و سیاسی این کار ضرورت داشت. ولی تا انجا که من می دانم در حال حاضر مسلمانان نیازی به این قانون ندارند. اگر در اوضاع موجود بر این قانون تاکید شود، ما از وضع بد اقتصادی غافل خواهیم ماند و بهانه به دست ثروتمندان قوم می دهیم، که زنای شرعی انجام دهند. »

راستش چرا این پست را نوشتم، دلیلش این بود که خیلی از روشنفکر ها صحبت از نظام سوکولاریسم می کنند یا سازهایی می زنند که به هیچ عنوان مردم ما نمی توانند با ین سازها برقصند. به نظر من بهتر است از داشته هایمان استفاده کنیم و دنبال تجربه جدیدی نرویم البته این مسئله در مورد اعتقادات مردم صدق می کند، در جامعه ای که ما هنوز هم در نسل جوان بی سواد داریم نمی توان انتظار یک رنسانس را داشت!

———————————————————————

پانویس:

1- سخنان اقبال برگرفته از کتاب کلیات مولانا اقبال لاهوری، با مقدمه دکتر علی شریعتی، دکتر جاوید اقبال

2- نکته: بلند ترین پستی بود که تا حالا نوشتم!

3- در مورد نسل جوان بی سواد منظورم سواد سیاسی نبود، سواد خواندن و نوشتن بود چون هنوز هم در سرباز خانه های ما نهضت سواد آموزی داریم!

با سپاس

4 پاسخ

  1. اگه کسی مثل این الان زنده بود و تو ایران فعالیت می کرد مطمئن باش آثارش خیلی کمتر از نوشته ها و اشعار اقبال که پاکستانی بوده و به قول تو مال صد سال پیش به دستمون می رسید. چون کافی بود یه جایی یه جمله ای بگه تا به جرم تبلیغ علیه نظام ببرنش بهترین بازداشتگاه دنیا و بعدشم شاید خودکشیش کنن.
    کاوه گیـــــلانی : هر چیزی بهایی داره و هر حکوتی برای بقا دست به هر کاری میزنه ولی این ملت هستند که مشخص کننده آینده خودشون هستند، حکومت ها نمی توانند همه را بکشند یا همه فریاد ها را ساکت کنند، مشکل ما این است که هر کس به تنهایی فریاد می زند ! !

  2. too in rooza faghat adama shoar midan hame yadeshon rafte ke mosalmon hastan oon bala khodai hast hame ba dorogh be oon chizhai ke mikhan miresan in harfa in adamaye mohem vasashon hich ahamiyati nadare…dasteye kami inghadr amigh be eslam negah mikonan…in donya donyaye badi shode…

  3. هيچ وقت اينقدر مطلب درباره اقبال را يكجا نخوانده بود م!
    موفق باشيد !

  4. نویسنده مطلب دستت درد نکنه
    مطلب خوبی بود !
    استفاده کردیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: