نامه ای به قلدر محله {عمو فیل ترباف}
آوریل 13, 2009
نوشته های زیر را با احساس یک کودک کلاس سومی در مقابل یک قلدر زور گیر بخوانید و واجب است که هنگام خواندن حس تک خوان گروه سرود دوران ابتدایی را در ذهن مجسم کنید، کودکی که از فرط فریاد زدن رگ های گلویش بیرون زده و صورتش به سرخی می زند والبته سین و شین را سر زبانی بیان می کند. اگر میبینید که این گونه لفظ قلم صحبت کرده باید بگویم که برادر بزرگش نامه را از زبانش نوشته !
با درود به روح پرفتوح تمامی وبلاگ ها و وبسایت های مسدود شده وبلاگستان!
بچه محل ها فکر می کنند که با عمو گفتن به تو می توانند دلت را به دست بیاورند و به قولی سرت را گول بمالند ولی زهی خیال باطل ! هر چند که هر روز صبح سر محله ما پاتوق می زنی و حواست اساسی جمع است که کسی خارج از عرف احمقانه تو عمل نکند ولی نمی دانی که این محله آن طوری نیست که تو فکر میکنی ! یادت است روز اول که بست نشسته بودی، بچه های وبلاگستان را اساسی گوش مالی دادی همه زانوی غم بغل کرده بودند ؟ تو ذوق می کردی همچون خر ولی نمی دانستی که با بستن ورودی محل نمی توانی اینجا را خالی از سکنه کنی ! ما هم دست به کار شدیم و کوچه های فرعی را یاد گرفتیم تو هم برای اینکه کم نیاوری از دیگران کمک گرفتی … . هر چند هر از چند گاهی باز هم گوش مالی می دهی ولی خیالی نیست . تمام تلاشت را بکن و به قولی از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر !خودت هم می دانی که خیلی ها که در عمرشان یک مورچه را هم لگد نکرده اند به خونت تشنه هستند و همیشه آرزوی مرگت را می کنند. مادربزرگم می گفت اگر دیر بشود، دروغ نمی شود. بالاخره تو هم از رو می روی !راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم هر دفعه که کوچه فرعی هایمان به بن بست می خورد کلی فحش کش دار و رنگارنگ نثارت می کنم باشد که به روح پدر و مادرت هم برسد !
نامه های هم محلی ها : وب نامرئی ، کمانگیر ، کافه نادری ، خیزران ، آوای موج ، بلاگ نوشت ، بر ساحل سلامت ، زنگوله ، پیچک سر به هوا ، آزاده ، رسم روزگار ، واژگون ، دهکده آی تی ، ناباور ، پرواز را به خاطر بسپار ، چمالگی و …
—————————————————————
لنگ نویس:
1- هر کسی دوست داشت نامه ای بنویسد.
2- حکایتی که قرار بود یکشنبه برایتان نقل کنم هنوز سرانجام نیافته ، بگذارید تا همه را باهم برایتان بنویسم
3- اوضاع من هم خوب است فقط کمی کارها زیاد شده .
4- این حرف های حاج آقا مصباح یزدی را برای خندیدن بخوانید !
5- گویا روحانیون بزن بهادر هم از میرحسین اعلام حمایت کردند !
6- سالی که نکوست از بهارش پیداست ! +
7- دو کلام هم از مادر عروس !
8-ببینید اینجا هم اهدای عضو می کنند.
9- حکایت دو شغله های ورزش پایانی ندارد ! +
10- گویا این امیر قلعه نوئی باز هم در روزهای سخت کم آورده !
11- این قیلتر شدن، شتری است که در خانه هر وبلاگ نویسی خراب کاری می کند
12- من هر دفعه اسم فیل بزرگ {لقب فیلیپه اسکولاری} را میبینم یاد این فیل ترباف میفتم
13- خدا رحم کند ، ساکنین ایران مراقب خانه هایتان باشید + !
14- اینجا هم یک جشن گرفتند که طبق معمول من دیر رسیدم
با سپاس کاوه گیـــــلانی
Entry Filed under: بازی وبلاگی, روزانه. برچسبها: مخالفت, مخابرات, رفتار احمقانه, سانسور.
14 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
EchEm | آوریل 13, 2009 at 1:59 ب.ظ
ممنون از لینک
قابلی نداشت
2.
روزبه | آوریل 13, 2009 at 7:11 ب.ظ
به زودی دوباره شروع می کنم و می نویسم ، مرسی که اومدی بهم سر زدی !
خوبه ، موفق باشی
3.
عمو هوشنگ | آوریل 13, 2009 at 7:49 ب.ظ
آقا من برای هرکسی که تونستم ایمیل فرستادم، برای شما هم فرستادم، اگه به دستت نرسید تقصیر من بوده، ایشالا بیاییم وبلاگ شما، بترکونیم
، شرمنده شدم …
به دستم رسید ولی من دیر خوندم چون چند روزی نبودم
دمت گرم
4.
دوشیزه شین | آوریل 13, 2009 at 9:11 ب.ظ
سلام
چه نامه خشنی! همیچینم دبستانی نبود ها
، این بچه چند سالی مردود شده بود
سلام
5.
78med | آوریل 14, 2009 at 2:22 ق.ظ
موافقم. اصطلاح عمو فیل تر باف اصلا اسم بامسمایی نیست. مساله را خیلی منفعلانه و کودکانه میکند
مرسی ، من هم نمی دونم چرا بهش میگن عمو
6.
مهران | آوریل 14, 2009 at 12:01 ب.ظ
سلام کاوه جان


من بیشتر دوست دارم چش در چشم حرف بزنم و خب فعلا از نوشتن نامه پوزش می خواهم.
مهربان و فرزانه آخه چند تا لنگ نویس؟ شده هزار لنگ
هر چند لنگ نویس های جالبی بودند.
سربلند و سلامت باشی
سلام داش مهران گل گلاب
شما منو ببخش
7.
عرفان | آوریل 14, 2009 at 12:37 ب.ظ
جالب بود . مخصوصا خط آخرش
)
مخلصیم
8.
خديجه | آوریل 14, 2009 at 4:46 ب.ظ
سلام حال شما؟
خدا بد نده!!
ولي خوب تا مي خواي حرف دلتو بزني….
كاش مي شد راحت بود….
تو تعطيلات نيومدم.اگه دير شر ببخشيد.از تبريك عيدتون هم ممنونم.
سلام
متشکرم ، واقعا کاش می شد راحت تر بود
9.
khadijeh | آوریل 21, 2009 at 3:23 ب.ظ
salam che nameye dahan soozi.vali khodemoonima man vaghti koochiktar boodam hamishe doost dashtam ke ye nameye dahan sooz o abdar be in moalemamoon be khatere bad dars dadaneshoon o bad akhlaghishoon bedam.va hamash ham too khiyalatam oonha ro(moalemam)sarkoob mikardam.ama internet ba tame filter!!!!!!koshandast mesle siyanooz mimoone.
10.
سروش | آوریل 23, 2009 at 2:15 ب.ظ
این نامه توسط یه بچه دبستانی شرور که به شکشتن شیشه و پنچر کردن لاستیک ماشین علاقه داره نوشته شده
و البته خودکار گذاشتن و زدن کلاس پنجمی ها هم توی لیست قرار داره
11.
محمود | آوریل 23, 2009 at 7:17 ب.ظ
نامه جالبی بود.ای ولا.به امید شکستن شاخ قلدر محله بوسیله برو بچه ها در آینده ای نزدیک
، امیدواریم ، همه با هم بشکنیم شاخ این مرتیکه رو
مخلص داش محمود
12.
سروش | آوریل 24, 2009 at 7:56 ب.ظ
من یه کامنت بلند بالا این جا گذاشتم ولی مثل اینکه ورپریده.
ایرادی نداره. کل اون کامنت خلاصه اش این بود که گله کرده بودم از دست عمو فیلیپ.
یه کامنت دیگه هم گذاشته بودم که اون هم ورپریده تو اون هم گفتم این نامه رو به نظر میرسه یه کودک دبستانی نوشته که در روز چند شیشه میشکونه و چندین لاستیک پنچر میکنه و خشانت زیادی در درونش داره
کار خود عمو فیلیپ بود
13.
78med | آوریل 25, 2009 at 1:03 ق.ظ
خبری ازت نیست…متظر خبرهای خوبت هم هستیم کماکان
، برای دست گرمی همین روزها یه چیزی می نویسم. باز هم ممنون
هستم ولی خسته ام ، متشکرم از لطفت ، هر وقت به جاهای خوب رسید خبر می دم
14.
cafenaderi | آوریل 28, 2009 at 12:10 ب.ظ
جالب بود مرسی
) ، بله بله ما آینده سازیم + مخلصیم
شما کودکان دبستانی اینده سازان این مملکت هستید