کونگ فو پاندا – قسمت اول {آشنایی با فلسفه کونگ فو}

ژانویه 21, 2009

امیدوارم وقتی این مطلب را شروع می کنید به خواندن انیمیشن کونگ فو پاندا را دیده باشید و البته آرزو می کنم که ین مطلب بتواند به دانسته های شما هم اضافه کند. کم و بیش مطالبی در این مورد نوشته شده ، از رکورد های فروش تا تکنیک های ساختن انیمیشن . شاید برای شما که کونگ فو پاندا را دیده اید برایتان جالب باشد که کمی هم از فلسفه اصلی این انیمیشن مطلع شوید. متاسفانه بسیاری از ما وقتی فیلم یا انیمیشنی را می بینیم به ندرت به پیام های اثر ساخته شده توجه می کنیم. کونگ فو پاندا چیزی فراتر از یک انیمیشن برای سرگرم کردن کودکان و نوجوانان بوده و مطمئنن هدفی فراتر را نشانه گرفته است . باور نمی کنید ؟

شخصیت اصلی داستان پو است که یه خرس پانداست که در شروع حکایت در خواب خود را یک استاد گونگ فو می بیند در صورتی که در عالم بیداری چیزی کاملا متفاوت با این مسئله است، و بر اساس واقعیت پاندا یک موجود تنبل و بی عرضه است که از خرس بودن فقط هیکل و اسمش را یدک می کشد! در طول داستان هم شاهد تصدیق گفته هایم می شوید ، از دید ورزشی نقطه عطف داستان قدرتی است که ورزش کونگ فو به پو می دهد تا جایی که ناجی مردم خود می شود و به آرزویی که در خواب پی آن می گشت می رسد . نکته جالب این داستان  شخصیت های همرزم پو هستند.هر کدام از آن حیوانات خود سمبل یک سبک در کونگ فوی چینی هستند. حکایت به وجود آمدن سبک های کونگ فو بسیار طولانی است که در پست های جداگانه به آن خواهم پرداخت. فعلا برای شروع کمی ذهنتان را آماده می کنم تا در طول زمانی نا مشخص با نوشته های من به گذشته سرزمین چین سفر کنیم .

kung-fu-panda

گفته می شود در اوایل قرن شانزدهم از میان سلسله «مینگ» جوانی به نام «چوئید یوان» به معبد هونان شائولین ملحق شد. وی به خاطر تخصص در مبارزه بدون سلاح و هنر شمشیر زنی دارای شهرت بود. چوئید شروع به تکمیل 18 حرکت تامو کرد و آن را به 72 اسلوب کونگ فو رساند. او در این مرحله نیز معتقد بود که به حد نهایی ظرفیت هنری خود نرسیده است. بنابراین چوئید معبد را ترک گفته و برای بهدست اوردن اطلاعات بیشتر ، با تغییر قیافه شروع به سفر در سراسر چین می کند. در لانچو به پیرمرد پاروزنی برخورد می کند که بدون هیچ کوششی یک گاومیش را که قصد آزار رساندن به اورا داشت بر زمین زد.در این هنگام او خودرا به نام یک راهبه شائولین معرفی کرد و از پاروزن خواست که ریشه اصلی فن خود را برای او بازگو کند که چگونه یک پیرمرد شصت ساله ممکن است با قرار دادن دو انگشت بر روی پای دشمن باعث بیهوشی وی شود.پاروزن که «لی چی نیگ» نام داشت به او پیشنهاد آشنایی با «پای یوفنگ» که استاد بزرگی در کونگ فو در منطقه «شانسی» بود را کرد. «پای یوفنگ» مردی پنجاه ساله و مهربان بود. این سه مرد پس از مراجعه به معبد شائولین 18 حرکت تامو و 72 حرکت «چوئید یوان» را تصحیح و تکمیل کردند و آن را به 170 حرکت اصلی که شامل پنج سبک بود رساندند. این پنج سبک به نام پنج حیوان ببر، مار، درنا، اژدها و پلنگ به عنوان پنج گوهر انسان نامگذاری شد.

فلسفه نامگذاری این سبک ها بدین صورت بود که سبک ببر برای تربیت و قدرت استخوان ها ، سبک اژدها برای پرورش روح، سبک درنا برای پرورش عصب، سبک پلنگ برای تربیت نیروی درونی یا نیروی چی نامگذاری شد.

برای شروع فکر کنم که ذهنتان کمی از حال و هوای کونگ فو پاندا دور شده ولی اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که گونگ فو پاندا چیزی فراتر از یک انیمیشن برای سرگرمی است . بزرگترین پیام این انیمیشن برای انسان های تنبلی است که برای ورزش نکردن خود هزاران بهانه در آستین دارند، اگر یک پاندا توانست پس شما هم می توانید :)

مطالب کمی مرتبط :

دایره ین یانگ از دیدگاه بروس لی

طب سوزنی

—————————————————————————————

لنگ نویس:

1- میمون و آخونک هم توضیحاتش را به موقع می نویسم، این پست ها ادامه دار است تا تک تک شخصیت ها را از دید فلسفه کونگ فویی مورد بررسی قرار دهیم.

2- انگیزه نوشتن در مورد کونگ فو پاندا این مطلب بود!

3- از مطلبمن در مورد برنامه نود استقبال خوبی شد، خیلی وقت بود خودم با نوشته هام حال نکرده بودم :)

4- نمی دونم واکنش وبلاگستان به مطالب مرتبط با ورزش چطوره ولی هر ط.ری که باشه من همین روش رو ادامه می دم، حتی اگه یک نفر هم با خوندن یه مطلب میل به ورزش کردن پیدا کنه باعث خوشحالیه.

5- می شد طولانی تر نوشت ولی فکر کنم همین چند خط هم خواندنش برای خیلی ها ملال آور است . :)

با سپاس کاوه گیـــــلانی

Entry Filed under: روزانه, فیلم, ورزش. برچسب‌ها: , , , .

16 Comments Add your own

  • 1. سروش  |  ژانویه 21, 2009 at 6:14 ب.ظ

    خیلی پیچیده شد
    تازه اولشه :)

  • 2. حدیثه  |  ژانویه 21, 2009 at 6:42 ب.ظ

    پاندا یک موجود تنبل و بی عرضه است که از خرس بودن فقط هیکل و اسمش را یدک می کشد = )))))))))))))

    پیام جالبی بود در کل، اما سخته عمل کردن بهش! :دی
    کجاش سخته حاج خانم ؟ :)

  • 3. blackparastoo  |  ژانویه 21, 2009 at 7:55 ب.ظ

    خیلی عالی و جالب بود…
    کم کم بنویس تا حداقل من علاقه ای به خواندن داشته باشم!!همینطور کم کم ادامه بده…مثل همین دفعه!
    من اصلا اهل فیلم و کارتونو و… از اینجور چیزا نیستم…
    اما علاقمند شدم تا برم و این فیلمو بگیرم!(همین فردا میخرمش!)
    متشکرم
    کم بخون همیشه بخون الگوی کاری ماست :)

  • 4. کوچه باغ  |  ژانویه 21, 2009 at 8:47 ب.ظ

    انیمیشن قشنگیه،ممنون از بابت اطلاعاتی که راجع به فلسفه نامگذاری دادی.
    ما شاگرد شمائیم :)

  • 5. عمو هوشنگ  |  ژانویه 21, 2009 at 10:38 ب.ظ

    میگم این کارتونه که خیلی خداس ولی من یه سئوال داشتم
    یه فیلم ایران پخش کرد که یه استاد رزمی بود که داستان زندگی واقعی اش بود
    یه مدت توی جنگل بود، بعد که حسابی تمرین کرد، برگشت و همه استاد های اون دوران رو شکست داد …
    آخرش هم با یه گاو وحشی مسابقه داد و شکستش داد …
    الان که در مورد اون گاو خوندم، این فیلمه یادم اومد
    میدونی کی بوده؟ اسم فیلمش چی بوده، خیلی دلم میخواد دوباره ببینم …
    راستش حتما یه پست در مورد Fearless از جت لی بنویس …
    من عاشق این فیلم هستم، اینم از روی زندگی واقعی یک استاد ساخته شده
    ممنون میثم جان
    به به
    اسم فیلم مبارزی در باد ! زندگی استاد ایاما موسس سبک کیوکوشین کاراته ! اصلیت کره ای داشت ولی استاد کاراته شد که ورزشی ژاپنی بود و جزء محدود افرادی بود که یه گاو رو با یه مشت کشت ! حتما می نویسم در موردش ، یه سری مطالب هر از چند گاهی در مورد کاراته منتشر میکنم که هنوز به کیوکوشین نرسیدم ، حتما عمو جون :)
    چشم ، در مورد Fearless می نویسم .
    متشکرم عمو که باعث قوت قلب میشی ;)

  • 6. delzadeh  |  ژانویه 22, 2009 at 1:41 ق.ظ

    معرفی خوبی بود. ولی حالا چرا کونگ فو؟
    قابل شما رو نداشت :)
    این چرا رو نگرفتم ، اگه یه مقدار بازتر کنی سوال رو جواب چرا رو می دم :)

  • 7. مانیا  |  ژانویه 22, 2009 at 10:39 ق.ظ

    سلام خوبی؟
    اما من زیاد خوشم نیومد میدونی چرا؟جون زیادی غیر واقعی بود پاندا با یه ذره تمرین تونست از همه اون 5 تا قویتر بشه و اژدها رو شکست بده”تازه اونم تمرینشو که ندیدیم”
    من از کارتون موش سر آشپز خوشم اومد و سیندرلا!(اسمایلی مانیا در عالم بچگی)( آخه من عاشق سیندرلام)
    اما در کل مطالتو کامل خوندم خیلی جالب بود انگاری بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم مطلب داشته!

    سلام
    من هم خوب ، متشکرم
    خوب انتظار داشتی چند قسمت تمرینش رو هم نشون بدن ؟ :) )
    خوب مهم اصل داستانه که یه خرس تنبل به چی تبدیل شد ، زیاد گیر نده به جزئیات :)
    خوشحالم که کامل خوندی :) متشکرم

  • 8. پلنگ خان صورتی دامَت برکاته  |  ژانویه 22, 2009 at 4:21 ب.ظ

    بله همون‌طور که در نوشته هم مشخصه سبک پلنگ مرگبارترین و خفناک‌ترین سبک بزن‌بزن در تاریخ هنرهای رزمی جهان به‌حساب میاد و این البته با توجه به‌شخصیت مخوف و هراس‌انگیز ما که پلنگ‌خان صورتی دامَت برکاته باشیم عجیب نیست… اُس.
    بله بله :) )

  • 9. نگاه  |  ژانویه 22, 2009 at 8:59 ب.ظ

    بسیار جالب بود.البته من خودم به پیامش توجه کرده بودم(؛
    مثلا اون جمله ی آخر”اگر یک پاندا توانست پس شما هم می توانید”واسه این بود که خواننده میل به ورزش پیدا کنه؟!خیلی تاثیر گذار بود!D:
    به به ، خواننده و دوست قدیمی
    کم پیدایی :)
    افرین به هوشت که به پیام ها توجه می کنی . دقیقا یکی از هدف های این انیمیشن همین بوده:)

  • 10. نگاه  |  ژانویه 22, 2009 at 9:04 ب.ظ

    زمان های گذشته نظرها تعدیل نمی شد,عجب زمونه ای شده!
    از نشانه های آخر الزمانه :)

  • 11. masood hedayati  |  ژانویه 23, 2009 at 7:58 ب.ظ

    واقعا کارتون باهالی بود کونگ فو هم واقعا محشره ولی درست کسی ازش اطلاعات نداره
    خوب ما اطلاع رسانی می کنیم :)

  • 12. پشه داره  |  ژانویه 24, 2009 at 12:40 ب.ظ

    سلام
    صلی الله محمد این پشه داره باز آمد.
    خوبی کاوه جونم یه سوال دارم ازت؟
    تو متن بالایی که نوشتی تکلیف این مار بدبخت چی شد ؟
    واسه همه توضیح دادی جزء این مار , مادر مرده
    سلام پسرم
    مار و میمون و اون ملخ {آخوندک} توی زیر شاخه ها هستند، سر فرصت توضیح میدم

  • 13. محمد  |  ژانویه 24, 2009 at 6:46 ب.ظ

    منم به جان خودم می‌خوام ورزش رو شروع کنم، دو از همه بهتره اما کم یابه باشگاهش، برنامه هم اینه که برم یه باشگاه تکواندو پیدا کنم و تو قسمت دویدن و نرمش و گرم کردنش حضور داشته باشم، وقت تمرین دعوا که شد بزنم بیرون!
    می تونی بری کلاس آمادگی جسمانی :)
    احتیاج هم نیست بزنی بیرون چون دعوا این طور حرف ها تو کارش نیست ;)

  • 14. انجمن گفتگوی سل تی تی  |  ژانویه 24, 2009 at 10:28 ب.ظ

    سایت سل تی تی در راستای تلاش خود در جهت پاس داشتن و زنده نگاه داشتن فرهنگ و تاریخ گیلان و جهت ارتقای گفتمان درون استانی اقدام به راه اندازی انجمن گفتگوی سل تی تی نموده است. باشرکت درگفتگوها وبحث ها ما را در ارتقا سطح کیفی و ایجاد اولین و بزرگترین پایگاه گفتگوی گیلانیان در فضای مجازی یاری دهید.
    همچنین دراین راستا مدیریت انجمن ازدوستان علاقه مند در بخشهای اخبار استان, تاریخ و فرهنگ گیلان, ادبیات , انجمنهای گفتگو و آشنایی گیلانیها و حوزه های دلخواه و پیشنهادی دوستان که به تصویب مدیریت برسد و جهت مدیریت این بخشها دعوت به همکاری می نماید.چشم به راه دوستان علاقه مند هستیم.

  • 15. عمو هوشنگ  |  ژانویه 24, 2009 at 11:12 ب.ظ

    ممنونم، حتما میگیرمش …
    به اون میگن اراده، خیلی مرد بوده ;)
    حکایت جالبی داره ، حتما می نویسمش :)

  • 16. مهران  |  ژانویه 25, 2009 at 2:47 ب.ظ

    درود
    خب این همایش هم کچل کرد ما رو، هر جور بود امروز گذری به لابدان و کاوه عزیز زدم.
    مثل همیشه توانمند و پر از نوشته های خواندنی.
    خیلی خوبه آدم ورزشکار اونم از نوع رزمی باشه و تویه دنیایه سینما هم همچین چیزی ساخته بشه.
    ای ول بابا، دست خوش
    شاد و سربلند زیی
    سلام
    متشکرم مهران جان

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


لابدان به لباسشان چسبیده