تست ناسیونالیسم و بازی وبلاگی !
ژانویه 4, 2009
تست ناسیونالیسم
سر صبح نمی دانم چه شد که آمدم این بازی وبلاگی را انجام بدهم که در گوگل خوان {همان گودر شما غرب زده ها} این مطلب را دیدم . هر کس برای خودش اسطوره ها و چه میدانم علاقه مندی هایی در زندگی دارد و مطمئنن اگر ببیند که کسی آنها را مزحکه {نمی دانم املایش درست است یا نه} گرفته کمی از کوره در می رود تا حدی که اگر آن شخص مذکور در نزدیکی هایش باشد از پوستش یک کیف دستی برای کمک به ملکه های زیبایی فلسطین می سازد! آخر این همه سوژه برای تست ناسیونالیسم این ملت وجود دارد، آن انگشت اشاره ات را که تازه از سوراخ سمت چپ دماغت کشیده ای بیرون به سمت کس دیگه ای بگیر لطفا !
فضول کشون یا همان بازی عکس محل وبگردی
وقتی سروش و عمو هوشنگ دعوت می کنند مگر می شود لبیک نگفت، این هم چند تصویر برای کشتن فضولی اهالی وبلاگستان!

تصویر فوق میز روی کار بنده حقیر در منزل می باشد، فکر کنم احتیاجی به توضی هم نداشته باشد

این تصویر هم زیر میز کار بنده در منزل است که ببخشید کمی تار شده است، این دو جعبه دو فروند ایستگاه کاری هستند برای شبکه کوچکی که روی یک میز بنا شده

این هم میز کار اداری که میز تر از میز کار منزل است

فکرکنم همه را هم دعوت کردند به هر حالاگر دوست دارید بازی کنید چون سروش خودش را دعوت کرد شما هم خودتان را دعوت کنید
———————————————————————————————-
لنگ نویس:
1- دوست داشتم در مورد غزه بنویسم ولی حوصله جنجال بازی را دیگر ندارم. فقط بگویم که اگر می توانستم مثل آن مردی که تصویرش را سمت چپ لابدان می بینید عمل می کردم.
2- چند روزی است که کار و بار زیاد شده و کمتر می نویسم.
3- یک مشاوره اساسی می خواهم در مورد یک کار جدید که در یک پست سر فرصت مطرح می کنم.
4- چند میز دیگر هم باید کی گذاشتم که گفتم همین ها کافی است
با سپاس کاوه گیـــــلانی
Entry Filed under: بازی وبلاگی, روزانه. برچسبها: میز کار, ناسیونالیم, بازی وبلاگی, تختی, تست.
22 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
حدیثه | ژانویه 4, 2009 at 10:48 ق.ظ
خوش به حالــــــــــــــت چه همه میزِ کار داری :دی
این کامنت من احساس می کنم غلط نگارشی داره
ولی فکر کنم جوابیکه باید بدم اینه که حساب کار اون ضرب المثله که میگن آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی
2.
نازنازی | ژانویه 4, 2009 at 11:27 ق.ظ
موندم اگه يه چيزي اين وسط گم شه چي كار مي كني؟ هان…
شکر خدا ، اگه کسی دست نزنه این بی نظمی هم واسه خودش یه نظمه یعنی من هر چی رو بخوام پیدا می کنم ولیوای به روزی که مادر بخواد دستی به اون میز ها بکشه
3.
مایسا | ژانویه 4, 2009 at 1:20 ب.ظ
من هم باید برم یه چند روزی مرتب کنم بعد شاید بشه عکسشو انداخت
اتفاقا قانون اینه که همین طوری عکس بندازی
4.
مهران | ژانویه 4, 2009 at 2:16 ب.ظ
درود به کاوه عزیز
) خونه یکی از اساتید خودم رفته بودم، اتاق کار خودش رو بهم نشون داد!!! ….
بعد چند روز فرصتی دست داد تا یه سری به لابدان جان بزنم.
یادم میاد سال های جوانی (سال 1342 رو می گم
البته ایشون می گفت همه چی اینجوری دم دستش هست و خب البته راست هم می گفت.
خب میزکار شما هم این خوبی رو داره که همه چی دم دست شماست
روزگار خوش
سلام
دیل بسوخته دانه که من چی گم
5.
زبلخان | ژانویه 4, 2009 at 3:18 ب.ظ
تستی در کار نبوده. ملی گرایی این ملت برایم مثل روز روشن است. فقط در حد حرف و آن هم از روی بخار معده است.
موفق باشید.
این ملت ؟ تو جزء کدام ملتی ؟
اگر ملی گرا نباشند چه باشند ؟ زبل خان ؟
اگر همین نیمچه ملی گرایی هم نبود نمی دانم چه می شد. راستی دستت را شستی ؟
6.
سروش | ژانویه 4, 2009 at 5:01 ب.ظ
به به , به به
میز مردونه به این میگن.
ممنون بابت اجابت دعوت
کیس چوبی مذکور که صحبتش رفت رو در تعطیلات خواهم ساخت و با تصویری که ازش در نت خواهم گذارد کف ملت را خواهم براند.
شاد باشی
خواهش میشه ، امیدوارم که خدا همه مارو به راه راست هدایت کنه
منتظرم تا عید ببینم چیکار می کنی
7.
عمو هوشنگ | ژانویه 4, 2009 at 7:19 ب.ظ
به به
کلی از مرتب بودن خودم خجالت کشیدم
من خجالت کشیدم جون عمو
8.
diisignotis | ژانویه 4, 2009 at 7:35 ب.ظ
مضحکه
خیلی ممنـــــــونم
9.
مهران | ژانویه 5, 2009 at 10:41 ق.ظ
درود به همه و درودی دگر بار به کاوه عزیز
خواستم بگم ناسیونالیسم همچین چیز خوبی هم نیست تا تازه بخواهیم اونو تست کنیم.
خب حق داریم آنچه دوست داریم رو برای خودمون داشته باشیم و کسی هم نباید به خودش اجازه بده به فرهنگ و ملیت ما بی حرمتی و تجاوز بکنه ولی یادمون باشه همیشه بین بت تراشی، بزرگ نمایی بیش از حد و به اصطلاح تابو سازی با فرهنگ و ملیت فرق بزاریم.
مثلا همین ایران خودمون، چقده از آن فرهنگ ناب و پاک و جهانیش مونده؟ اگه همین ملت بشنوند مثلا بارگاه ملکوتی فلان کس داره نم بر می داره و سنگش دونه دونه داره از هم وآ می ره، چه احساسی پیدا می کنند در مقابل اینکه ابر مرد بشریت آرامگاهش با تیشه و یا آب سیوند داره از هم می پاشه، چه واکنشی تا حالا نشون دادند؟
کدوم از این دوتا برای بشریت و در تاریخ بشریت درخشانند، کوروش یا بارگاه ملکوتی فلان آقایی که شده ناجی دنیا و آخرتشون (البته کسی هم نمی پرسه برای چی باست توسل به گور سردی بکنه که زنده بود هیچ کاری از دستش بر نمی اومد تا چه رسد اکنون که مرده و پوسیده شده.)
یا جهان پهلوان تختی، این بزرگوار مثل خیلی از پهلوانان کشور ما، حالا این آقا با مرگی مشکوک (؟) و اخلاق بسیار بسیار فرهیخته ای که داشتند ولی اون دیگری چی برای سرمایه گذاری در کشور خارجی تبلغ می کنه …
خب حالا یکی فکر کرده تشابهی بین فیل و فنجان هست. حالا به کجای ابر مرد کشتی ایران بر می خوره.
می خوام بگم از ملیت و ملی گرایی و نمی دونم ناسیونالیسمی رو به آزاد اندیشی، احترام به دیگاه دیگران، خویش تن داری، آزادی بیان و … تبدیل بکنیم و فرهنگ از دست رفته، ملیت، ایرانی بودن، اسلامی بودن و افتخار آفرینان کشور رو همچون پتک سنگین برای سر و کله همدیگه نکوبیم!
بیاییم با خرد خویش زندگی را هر روز تازه و تازه تر کنیم.
بدرود
10.
کوچه باغ | ژانویه 5, 2009 at 1:48 ب.ظ
با این که شلوغه اما خب مردونه اس!
)
))
در ضمن،تو وردپرس از خودت فضولتر پیدا نمیشه
شما لطف داری
دوست داشتم اون لحظه که کشف کردی من فضول ترین وردپرسی هستم قیافه ات رو می دیدم
11.
پرستو | ژانویه 5, 2009 at 3:29 ب.ظ
میشه یکی به من بگه تو اون وسط چه جوری یه چیزی رو پیدا میکنی؟؟!!!!
چرا همه گیر دادین به این میره اخه ، خوب پیدا می کنم دیگه
12.
مايسا | ژانویه 5, 2009 at 6:40 ب.ظ
ورژن مايساي اين بازي هم وارد بازار شد نگاهي بيندازيد
اومدم چیزی نبود ، سر کار گذاشتی ما رو ؟
13.
دوشیزه شین | ژانویه 5, 2009 at 10:30 ب.ظ
سلام
میبینم که همه مانیتور ال سی دی دارند.وای اگر عزیزدل اینها را ببیند پیله می کند که من هم می خواهم.والا !
به نظر من میزت به میز کامپیوتر بازان حرفه ای شباهت دارد.
موفق باشی
خوب جوونه دل داره ، اصلا حق داره که ال سی دی داشته باشه
نظر لطفته ولی کامپیوتر چی هست اصن ؟
14.
دوشیزه شین | ژانویه 5, 2009 at 10:31 ب.ظ
راستی این مقام فوضول ترین وبلاگستان را فکر کنم بدهیم به سروش مناسب تر باشد.
با تشکر از سروش

خوب من می تونم سروش رو به عنوان معاون خودم انتخاب کنم
15.
Endless Love | ژانویه 6, 2009 at 11:32 ب.ظ
بسیار زیبا بود، واقعاً مردونه بود.
به قول یکی از برو بچ : مچکرم
16.
خدیجه | ژانویه 8, 2009 at 1:14 ب.ظ
سلام خوبید؟چه تناقض فاحشی بین میزکارای توی خونه و توی اداره وجود داره
سلام
متشکرم ، خوب اون خودمم که تو خونه ام و این هم خودی است که جامعه از من ساخته
17.
ایمان | ژانویه 8, 2009 at 2:01 ب.ظ
من با میز شلوغ خیلی حال می کنم! اما دیگه خداییش خر با بارش توی میز کار خونت گم میشه

که دم دست باشه
راستی ببینم مگه سر کار فقط سی دی رایت میکنی تو؟!
اون طوری هم نیست که فکر میکنی به جان خودم
اون پک سی دی رو می گی ؟ وقتی که کیف سی دی جواب نده همه سی دی ها رو می ذارم تو این قابلمه ها
18.
پلنگ خان صورتی دامَت برکاته | ژانویه 9, 2009 at 2:52 ق.ظ
ما هم تأیید میکنیم که میز مردونه به این میگن. البته از میرزا کاوه ارنستو چیزی جز این برازنده نیست.
در پاسخ به رفیق شیرینعقلمون هم باید عرض کنم که حضرتشون بهجهت ابراز فضله قیاس تخماتیکی ابداع کردن و بهکاهدون زدن: مشتی عرب دونمایه و امامزادهی مندرآوردی رو داخل آدم حساب کردن که متعاقبا بتونن ارادت ناآگاهان دینزده به اونها رو نشونهی افراط در میهنپرستی و تحریف ناسیونالیسم ارزیابی کنن.
مسلما نظرات صائب ایشون بسیار شنیدنی و متین تشریف دارن ولیکن در موقعیت نامناسبی از ذهن بیدارشون نشت کردن؛
(خوب وردی بر زبان آوردهیی/لیک سوراخ دعا گم کردهیی)
انشااللهتعالی که در روضهی رضوان، نزدیک اولیاالله و ابرار و صالحان محشور بشن که پیامبر اعظم و اکرمشون فرمودهاند: «حبّالوطن منالایمان»
به به داش پلنگ صورتی خودمون
حال کردم مثل همیشه توپنده و کوبنده و این طور مسائل
راستی برای شادی روح اون مرحوم که یه روز گفته بود کوبنده و تو گفتی کوبیده یم دقیقه سکوت
19.
یاسر کمالی نژاد | ژانویه 9, 2009 at 3:04 ب.ظ
منم اومدم بازی
اینم محل وبگردی من
به به
20.
خديجه | ژانویه 9, 2009 at 10:01 ب.ظ
چه تناقض فاحشي بين ميز كار توي خونه و محل كاره.بدبخت اوني كه مي خواد تميز كنه
کسی تمیز نمیکنه جز خودم
هر کی به میز من دست بزنه همه وسائل گم شده و خراب شده گردنش میفته
21.
کوچه باغ | ژانویه 10, 2009 at 12:35 ب.ظ
راستش اون موقع خیلی خندیدم، ظاهراً حق داشتم نشان فضول ترین وردپرسی رو پیشکشت کنم
کدوم موقع خندیدی ؟
خوب متشکرم از دریافت این نشان
22.
محمود | مارس 1, 2009 at 3:36 ب.ظ
ای ولا میز کار حرفه ای.منم یه عکس از میز کارم میگیرم بعد
)
شرمنده نکن ، میز شلوغ پلوغ و تابلویی دارم