Archive for دسامبر 23rd, 2008
نسل سوخته نداریم ولی نسلی در حال سوختن چرا !
می گویند که نسل سوخته ای وجود ندارد ،من هم می گویم نسل سوخته نداریم ولی … .
زیاد به گذشته نمی روم متولدین دهه سی و چهل انقلاب کردند ، خودشان جوان بودند ، جنگیدند با دداخلی ها ، خارجی ها انقلابشان را حفظ کردند . جوان نوزده ساله فرمانده لشگر می شد، با ژنرال های کار بلد می جنگید .. جوان بیست و چند ساله مدیر می شد… کسی نبود بگوید که جوان هستی و نمی شود به جوانان اطمینان کرد. چون همه کاره خودشان بودند. ولی الان … باز هم سراغ همان متولدین دهه سی و چهل می روم، فقط هم رشت را مورد نظر قرار می دهم، در ایامی نه چندان دور در همین شهر کوچک چند کارخانه بسیار بزرگ وجود داشت ایران الکتریک، پارس توشیبا، پوپلین، فرش گیلان و … هر جوانی که سربازی می رفت مطمئن بود بعد از سربازی برایش کار وجود دارد ، خانم ها هم که اگر دوست داشتند کار کنند بدون هیچ دردسری سر کار می رفتند بدون اینکه پسری بگوید ، چرا خانم ها را جذب می کنید چون برای من کاری باقی نمی ماند. ولی امروز که دارم این مطلب را می نویسم، از شرکت الکتریک فقط زمینش باقی مانده که دارند کجتمع مسکونی می سازند، فرش گیلان فقط ساختمان های خالی اش و زمین فوتبالش، پوپلین هم به لطف تولید پارچه برای نیروهای نظامی سرپاست و پوشش هم نفس های آخر را می زند. یادم رفت بگویم در بیشتر خانواده های رشت حداقل یک نفر در این کارخانه ها کار می کرد. پارس توشیبا هم که شده پارس خزر و کارگرانش را سه ماه سه ماه عوض می کند معمولا ! باز هم همان متولدین دهه سی و چهل وقتی می خواستند ازدواج کنند بنا به دلایل بالا معمولا مشکلی نداشتند و از همه مهم تر عروس خانم هم ناز ادای دختر های امروزی را نداشتند و خانواده هایشان هم فلان خانه و ماشین و … نمی خواستند .باز هم بگویم ؟
و اما نسل من …
انفجار جمعیت را به لطف همان چند نسل قبل تر تجربه کردیم ! بیکاری و فقر چند برابر را تجربه کردیم ! مواد مخدر مدل به مدل را تجربه کردیم ! مهریه هایی به اندازه سال تولد را تجربه کردیم! البته یادمان نرود که ما فرزند انقلابیم و فضایی را تجربه کرده ایم که باعث شده هر چقدر در این دنیا عذاب کشدیم آن دنیا کلید در های بهشت را در اختیارمان بگذارند، البته به ما پسر ها وعده هوری داده اند ، دختر ها نمی دانم دلشان به چی خوش است ! و البته این تجربیات ادامه دارد !
راستش نمی خواهم بگویم که فلان کس مقصر است یا به قول توکا بی مسئولیتی خودم را به گردن این نسل و آن نسل بگذارم ، دوست دارم بدانم آن کسانی که در کامنت دانی آنقدر به به و چه چه گفتند چی کسی را گول می زنند؟ اگر با این همه لطف ما در حال سوختن نیستیم پس مطمئنم که شما خودتان را به خواب زده اید. شاید همان نسل های قبل هم مثل من و نسل من زبانشان چند متر باشد ولی این ها را گفتم تا یاد آوری کنم که مطمئن باشید که اگر نسلی به نام سوخته وجود نداشته باشد نسلی در حال سوختن هست ! آن هایی هم که چشمشان را می بندند مطمئن باشید که نفسشان بدجور از جای گرم بیرون می آید !
کمی هم انصاف خرج کنیم ببنیم چه می شود
نمی شود از این مسئله گذشت که هر دوره ای سختی خاص خودش دارد شاید اگر ما هم جای نسل های قبل تر بودیم همین گونه و شاید بد تر رفتار می کردیم، ولی باور کنید که بی عرضگی نسل من 30% قضیه است ، اصلا 70% یا چون شمایید 100%! ولی مطمئن باشید که همیشه یک مقصر می شود پیدا کرد که واقعا مقصر باشد ! با همه این اوصاف به جای غر زدن تلاش می کنیم ، این ها را هم گفتم تا فکر نکنند که حرف زدن هم بلد نیستیم!
——————————————————————————-
لنگ نویس:
1- گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم !
2- دلیل جو گیر شدنم کامنت دوشیزه شین اینجا بود!
3- بالاخره فسفر سوزوندم و وردپرس رو روی لوکال نصب کردم، خیلی حال میده دارم یه غلط هایی می کنم
4- راستی به بوق بودن اکثر فارغ التحصیلان نسل من هم بد نیست اشاره بکنم !
با سپاس کاوه گیــــــــلانی
14 comments دسامبر 23, 2008