اعتراف!

فاش می گویم  و از گفته خود دلشادم / بنده عشقم از هر دو جهان آزادم

b1484b13b424d6751b463ed60c61f739

فقط همین نه بیشتر نه کمتر! در ضمن مطلبم برای روز معلولان آماده نشد، یعنی وقت نشد، باور کنید این روزها کارم خیلی زیاد  شده و این ساعت هم که تند تند می دود! من فعلا روز جهانی معلولان را تبریک میگم، هر چند کلیشه ای و کمی تکراری باشد ولی خوب از هیچی بهتر است. راستش دوستانی که ناتوانی جسمی دارند دلشان قد یک دریاست. پس ما هم دریایی باشم و از روی ترحم به آنها توجه نکنیم، چون به نظر من آنها در پاره ای از موارد از ما تواناترند.

ارسال شده در روزانه, شعر. برچسب‌ها: . 8 Comments »

8 نظر to “اعتراف!”

  1. مانيا Says:

    چه حواست جمعه!!!این خیلی خوبه
    مرسی.
    متشکرم

  2. مهران Says:

    سلام و روز خوش
    کاوه جان خسته نباشی
    این هم به قدر کافی گویا و مناسب هست.
    و به راستی (آنها در پاره ای از موارد از ما تواناترند).
    سربلند باشی و سلامت

  3. ارکیده Says:

    یه زمانی این شعر و با زغال سیاه رو در کمد لباسام نوشتم
    حس قشنگیه
    من جایی نوشتم که هیچ وقت پاک نمیشه

  4. مایسا Says:

    درود بر تو دوست عزیز همین قدر هم خیلی مهمه چون اکثر وبلاک نویسا به همین هم نرسیدند
    موفق باشی
    الان کسی قراره به من برسه ؟ :)
    متشکرم

  5. morteza0marsh Says:

    من هم تبریک میگم
    متشکرم

  6. touraj Says:

    آتش دو ست اگر در دل ما خانه نداشت …..
    آفر ین بر تو کاملا مو افقم در یا دل نبو د ن بزر گتر ین معلو لیت است
    متشکرم تورج جان

  7. الميرا Says:

    در فرو بسته ترين دشواري
    در گرانبارترين نوميدي
    بارها بر سر خود بانگ زدم
    هيچت ار نيست مخور خون جگر دست كه هست
    بيستون را ياد آر
    دستهايت را بسپار به كار
    كوه را چون پر كاه
    از سر راهت بردار

    وقتي خدا يه چيزي رو از آدم مي گيره يه چيز ديگه بهش مي ده، و بزرگترين چيزي كهبه معلول ها هديه داده اراده و پشت كار بي امان شونه،چيزي كه آدم هايي از به نظر جسمي سالمند هميشه آرزوي داشتنش رو دارن. درود به همه اين عزيزان.
    موافقم ، من هم با چند نفری از نزدیک برخورد داشتم، اراده فوق العاده ای دارند


يك پاسخ برايش بگذاريد