Archive for دسامبر 1st, 2008

همای شگفتی یا فاجعه ؟

پیش نوشت

صبح وقتی سری به کامنت های وبلاگم زدم کامنتی نظرم را جلب کرد، کم و بیش اگر یک بار به این چهار دیواری سر زده باشید و کمی از اوضاع و احوال من خبر داشته باشید می دانید که من در موسیقی رژیم خاصی ندارم و گوش هایم با موسیقی در هر سبکی آشناست. در این میان تنها در مورد یک نفر در لابدان نوشته ام، آن هم «همای» خواننده جوان است که شاید بیشترین دلیلش گیلک بودنش است و برای من نوعی افتخار محسوب می شود. در بسیاری از بحث ها از همای حمایت کرده ام، چه در دنیای مجازی چه در دنیای حقیقی، دلایل زیادی هم برای حرف هایم دارم، کاری به حواشی ندارم، المیرا و مهران عزیز در نظر هایشان از من خواستند که سری به وبلاگی بزنم و …

با کمی صبر تا آخر بخوانید

من حدود پنج سالی است که آرایشگرم را تغییر نداده ام، دست بر قضا این آرایشگر من اسمش میثم است، لابد از خود می پرسید که چه ربطی به آب و هوا دارد! (کمی صبر) این حاج میثم در محل کارش یک ضبط پارس از آن قدیمی ها دارد که از ایامی که در خاطرم هست یک نوارکاست در داخلش چسبانده بود و آن نوار کاست هم گلچینی بود از خواننده های محبوب و مردمی مانند حامد هاکان، محسن یگانه و … خلاصه هر دفعه من به نزد حاج میثم می رفتم باید ابتدا گیری می دادم که کاست را عوض کند و … از من اصرار و از او انکار، تا اینکه چند روز پیش وقتی رفتم دیدیم سیستم صوتی مغازه را تغییر داده و یک فروند CD Player  از نوع بلبل نشان تهیه کرده و … گفتم حتما نوار را رویCD  زده ای تا کیفیتش بهتر شود و … خندید و سیستمش را روشن کرد، فکر می کنید چه چیزی پخش شد؟ موسیقی سنتی، گروه مستان، صدای همای …

فکر می کنید چرا شخصی همچون میثم که چهار سال فقط آن چیز هایی را که گفتم گوش می داد و ذهنش فقط اوپس اوپس را می توانست هضم کند موسیقی سنتی را انتخاب کرد؟ در حدی که بیشترین ساعتی را که در بیداری است و کار می کند با موسیقی سنتی خودش را سر گرم می کند؟ نمونه های میثم بسیارند، چرا آن اساتید اهل فن ما نتوانستند امثال میثم ها را جذب موسیقی سنتی کنند؟ مگر موسیقی چیست؟ مگر موسیقی هم باید همچون خیلی چیزها فقط برای افراد خاص قابل درک باشد، یا اشعار باید حتماً در چهارچوب سنتی باشند؟ مطمئن باشید که به تغییری احتیاج بود، چون اگر روال اساتید ما درست بود ساز محبوب جوانان ما گیتار نمی شد! نمیدانم چرا ما قدری تحمل تغییر را نداریم و راستش اگر کمی چشمانمان را باز کنیم می بینیم که موسیقی غرب به عنوان مثال بلوز و جاز هزاران شاخه شده اند! از دل سبک راک هزاران شاخه زده بیرون! مطمئن باشید اگر آن ها هم می خواستند مثل ما گیر بدهند که آری فلان کس قاعده اساتید را رعایت نکرده پس فاجعه است! جالب است هر گروهی که کمی تغییر در سبکی داده (چه از لحاظ شعری و چه از لحاظ موسیقیایی) در نزد مردم عادی مورد استقبال قرار گرفته! راستش نمی دانم چرا این عینک بدبینی و البته حسادت را از چشمانمان بر نمی داریم!

چنگیز آیتماتوف در کتاب «رویای ماده گرگ»، جملات زیبایی در مورد موسیقی می گوید: {موسیقی ما را از فراز خشک مغزی ها و تعصبات قرون گذر می دهد و دریچه های آینده را به روی ما می گشاید و این کاری ست که از عهده کلمات بر نمی آید}.

باز هم روی این مسئله تاکید می کنم که همای و گروهش از دید من و خیلی های دیگر یک پدیده است، شاید  به نظر شما از لحاظ موسیقی حرفی برای گفتن نداشته باشد {که دارد} به عنوان یک هنرمند توانسته مردم عامه جامعه که موسیقی فقط برایشان صدای اوپس اوپس است را با موسیقی سنتی آشتی دهد. راستی در مورد اشعارش هم فکر نمی کنم بد تر از چیز هایی باشد که این روزها در کوچه و خیابان می شنویم!

مطالب مرتبط خودم:

1- معجزه ای به نام همای

2- معشوقه بازی عرفانی، یک شب در کنسرت همای {بخش اول}

3- معشوقه بازی عرفانی، یک شب در کنسرت همای {بخش دوم}

مطالب مرتبط دیگران:

1- همای پدیده نیست! {مجله گیلانیان}

2- همای گیلانی {رادوار}

3- یک فاجعه هنری تمام عیار {ملکوت}

4- تصاویر کنسرت همای در رشت {حوزه هنری}

———————————————————————–

لنگ نویس:

1- راستی ملکوت عزیز که می گویی همای دسیسه ی حکومت است،باید بگویم که تمامی کنسرت های همای در ایران لغو شد!

2-کامنت ها را به زودی پاسخ می دهم.

3-اگر کسی هم در این مورد مطلبی نوشت حتما خبرم کند.

4- میثم {آرایشگر} در خیابان با همای عکس هم انداخت، جالب این بود که آن زمان نمی شناختش و فقط چون فهمیده بود هنرمند است عکس گرفته بود، دلیلش هم این است که حوزه هنری گیلان نزدیک مغازه اش است.

5- از مهران و المیرای عزیز هم متشکرم از بابت اینکه خبرم کردند.

6- بیشتر از این ها هم می شد گفت ولی سخن را کوتاه کردم!

با سپاس کاوه گیـــــلانی

14 comments دسامبر 1, 2008


لابدان به لباسشان چسبیده