Archive for نوامبر 2nd, 2008
هوای دل من …
هوای دل من در فصل تیرگی ها خسته تر از خزانه
غم هایی که دارم اندازه تمام ابر های آسمانه
ببین که مرده در گلو فریاد اشتیاق من، مرد اسیرم
به داد دل نمی رسی، ملامتم مکن بسی …
وقتی که کار زیاد می شود، حوصله ها سر می رود، جنگ اعصاب چند برابر می شود و خروجی هم می شود یک موجود غیر قابل تحمل! چند خط را نوشتم تا نبودنم را برای مدت بیشتری تمدید کنم. این روزها را ثبت می کنم تا شاید روزی بخندم به حال و هوای خودم. به قول دوستی، این دوران هم بگذرد. می دانم و دوست ندارم دوباره این دوران تکرار شود. همین و دیگر هیچ! نمی دانم شاعرش چه کسی بود ولی هر که بود اگر زنده است که خداوند سلامتی عطایش کند ولی اگر رفته ان دنیا به قبرش نور ببارد، گفته بود :
با قضا کارزار نتوان کرد گله از روزگار نتوان کرد
راستش می دانم که اشتباه های خودم باعث تکرار مکررات شده و تقصیر کسی نیست جز خودم. شاید به این زودی ها برنگشتم. درک کنید و مطمئن باشید دوباره خواهم نوشت ولی زمانش مشخص نیست، شاید فردا، شاید هم یک ماه دیگر و شاید هم … . کمی آرامش مورد نیاز است و باید چیز هایی را فراموش کنم.
———————————————–
لنگ نویس:
1- شایعه پراکنی ممنوع!
2- اون چهار خط اول یه ترانه قدیمیه که مازیار خونده.
3- احساسی مثل سال گذشته دارم، در همین زمان! نمی دونم چرا این روزها دست از سرم بر نمی دارن.
5- داشتم در گودر بالا و پایین می رفتم که این آهنگ را پیدا کردم، یادش یه خیر …
6- دوست داشتم بیشتر می نوشتم ولی موجبات سو استفاده بعضی ها فراهم می شود.
با سپاس کاوه گیـــــــلانی
8 comments نوامبر 2, 2008