خر چموش رویاهایم
آگوست 24, 2008
گاهی اوقات ما زمینی ها سوار بر اسب رویاهایمان می شویم و آنقدر تند می تازانیم که در بیشتر موارد به زیر می افتیم! من هم چندین مرتبه به زیر افتادم و به همین خاطر مرکب بالدارم را دادم {تک شاخ هم بود} و به جایش یک خر چموش گرفتم! شاید خر چموش رویاهایم برای کسی قشنگ نباشد، شاید بسیار آرام حرکت کند و یا کسی هم نتواند سوارش شود {منظور درک کردنش است} ولی به من خوب سواری می دهد !
———————————–
لنگ نویس:
1- به سلامتی دو غایب {کوچه باغ،خلسه پرواز} از نظرها بالاخره حاضر شدند!
2- در کلبه ما سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست! اگه ram reader رو پیدا کنم یه پست خوشمزه براتون می ذارم!
Entry Filed under: روزانه. برچسبها: اسب رویا ها, خر چموش.
7 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
کوچه باغ | آگوست 24, 2008 at 2:52 ب.ظ
یه قاطر چموش می گرفتی بهتر بود!
به روی چشم
2.
مریم | آگوست 24, 2008 at 3:10 ب.ظ
سلام….
امیدوارم این خر چموش تو رو به مقصد برسونه….
یه جفت براش پیدا کن!
مغسی
تو فکر جفت هستم براش ولی …
3.
سالومه شایگان | آگوست 24, 2008 at 5:04 ب.ظ
یادت رفت بنویسی : با سپاس ، کاوه گیلانی.
تنوع لازمه
4.
کوچه باغ | آگوست 24, 2008 at 11:04 ب.ظ
من رسماً معذرت می خوام،می خوای یه عذرخواهی بزرگ بزنم تو وردپرس؟ امیدوارم ناراحت نشی،فک نمی کردم باعث ناراحتیت شه!
همون طور که گفتم فک نکردم،امیدوارم به دل نگیری.
ما که این حرف ها رو نداریم
بی خیال
5.
مریم | آگوست 25, 2008 at 2:29 ق.ظ
امروز داشتم دنبال یه قصه ی جالب می گشتم که شب واسه داداش کوچیکه تعریف کنم…مرسی که بهم کمک کردی…امشب براش قصه ی “اسب تک شاخ”رو تعریف می کنم.اینُ جدی گفتم…کسی بهت گفته قشنگ می نویسی؟
خوبه یه جا تونستم کمک کنم
قشنگ نوشتن و من ؟ شوخهی میفرمایید:!:
6.
نسرين | آگوست 25, 2008 at 9:49 ق.ظ
اميدوارم تو رو به آرزو هات برسونه
نمی دونم باید نشست و دید که می تونم ازش سواری بگیرم
7.
محمد | آگوست 25, 2008 at 12:19 ب.ظ
من معمولا با فراری رویاهام سیر میکنم و مواظبم که تصادف نکنم!
)))))
در ضمن جدا متوجه غیبت این دو بلاگر شده بودی؟ منکه اصلا یادم نبود!
مواظب پلیس بزرگراه باش ! البته نامحسوسش منظورمه
آره شده بودم