جشن سده

ژانویه 28, 2008

در بین آرین ها، قبل از ورود به فلات ایران سال دارای دو فصل مشخص بود. تابستان هفت ماه و زمستان پنج ماه که در مقایسه با گاه شمار امروز، از اول فروردین تا آخرین روزمهرماه تابستان بزرگ و از اول آبان ماه تا آخرین روز اسفند زمستان بزرگ می شود. ایران عزیز ما چهار فصل دارد بنابراین پدران آریایی ما پس از ورود به این سرزمین سال را به چهار قسمت تقسیم کردند.

اما هدف از این نوشتار روز دهم بهمن که بر اساس سال نامه آرین ها که سال به تابستان بزرگ و زمستان بزرگ بوده، صد روز از زمستان بزرگ می گذرد. صد به دبیره (خط پارسی باستان) ست بوده که امروز با حروف عربی صد نوشته می شود. پدران ما تاریکی را نماد بدی دانسته بنابراین زمستان را دوست نداشتند چرا که خورشید کمتر در آسمان بود پس آنان هنگامی که صد روز از زمستان بزرگ از شروع آبان ماه (30 روز آبان+30 روز آذر+30 روز دی+ 10 روز بهمن)می گذشت روز دهم بهمن ماه را جشن می گرفتند و چون صد روز از زمستان گذشته بود نام جشن را سده نامیدند.

آنان بر این باور بودند که پس از این صد روز سرمای زمستان به آرامی کاهش می یابد. در این روز به دشت و صحرا رفته، هیزم و خارو خاشاک فراهم آورده و با رسیدن شب، آتش بزرگی می افروختند و به امید افزایش روشنایی که جلوه ای از کار و کوشش بود به شادمانی و می گساری می پرداختند.

نکته جالب این روز مسئله دیگری هم هست، روز سده به جشن آتش هم معرف است چر ا که به باور ایرانیان آتش در این روز توسط هوشنگ شاه کشف شد!

ماجرای کشف آتش توسط هوشنگ شاه ایران، به رسایی در شاهنامه فردوسی آمده است. آتش در اوستا آتر، در پهلوی آتور، در پارسی آذر، آدر، در لهجه های بومی: آدیش، آتیش، دیش و تش آمده است. در سانسکریت آدری به معنی شعله است که به عنوان صفت خدا در هند آگنی نامیده می شود.

بگفتا فروغی است این ایزدی/ پرستید باید گر بخردی

شب آمد بر افروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد با گروه

یکی جشن کرد آن شب و باده خرد/ سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند این سده یادگار/ بسی باد چون او دگر شهریار

جشن سده و پیدایش آتش که بن مایه تمدن و پیشرفت است خجسته و گرامی باد.

—————————————————————

منابع:

1- سالنامه راستی

2- نور، آتش، آتشکده در آیین زرتشت / موبد دکتر جهانگیر اوشیرری

3- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان/ موبد اردشیر آذرگشسب

پانویس:

1- زین پس روز های خجسته ایرانی ها در لابدان یاد آوری می شود.

با سپاس

Entry Filed under: روزانه, گوناگون. برچسب‌ها: , , , , .

5 Comments Add your own

  • 1. grayidea  |  ژانویه 28, 2008 at 7:58 ق.ظ

    مطلب خوبي بود ! از لطفتون ممنونم ! از اينكه كودكانه به شكستم اعتراف كردم خوشتان نيامد ؟ بايد هيچ چيز نمي گفتم ؟ اگر در دنياي مجازي هم نشود به راحتي به اشتباه اعتراف كرد پس كجا بايد رفت ؟ اين كامنتم هم نشاط نداشت ببخشيد !
    شايد اصلا نبايد كامنت مي ذاشتم !
    سپاسگذارم ولی چرا اینقدر خسته؟!

  • 2. شیخ الشیوخ  |  ژانویه 28, 2008 at 8:06 ق.ظ

    جالب بود
    نمی دانستم این روز جشن سده است
    اما چه اشکالی دارد!
    اشکال که نه ولی خوب مثلا اگه 22 بهمن بود جالب تر می شد

  • 3. gajamoo  |  ژانویه 28, 2008 at 6:08 ب.ظ

    من یه پست کلی نوشته بودم،البته موضوعش مفصله،و تنها نقطه مشترک این پست همین جشن سده بود.
    در هر حال چون شما این پست رو گذاشتید، من نذاشتم.
    چراشو نمیدونم،اما به فکرم رسیدکه امروز اون پست رو نذارم ، بهتره.
    البته اگر وبلاگم امشب ق ی ل ت ر نشد شاید فردا!!!!!!!
    آخه جالب اینجاست که الان که نگاه می کنم، جزو 100 وبلاگ برتر در هیچ گروهی نیستم،به نظرت کمی عجیب و خنده دار نیست!!؟
    یعنی وردپرس هم قاطی کرده؟به قول شاعر : خدا حفظت کنه، در مورد برتری هم خوب یه خورده به جوون تر ها هم میدون بده :-D

  • 4. احمد  |  ژانویه 29, 2008 at 5:16 ق.ظ

    سلام
    خوبی ، عزیزم مطلب خیلی جالبی بود من دورا دور یه چیزهای شنیده بودم ولی الان روشن شدم اگه بازهم ازاین اطلاعات گیر اوردی که در مورد فرهنگ وآئین گذشتگانمون باشه حتما بذار ،چون برای ماجونها خیلی لازمه که بدونیم کی بودیم چی میخوایم بشیم .
    بااحترام.

  • 5. آناهیتا  |  ژانویه 29, 2008 at 8:59 ب.ظ

    سلام عرض کرديم خدمت لابدان… بابا ما حواسمون نبود تو باغ داشتيم ميرفتيم و دنبال والش مي گشتيم که يهو برخورديم به تو تمومه تار هات چسبيد به لباسمون !!!
    از اين بابت خوشحالم…
    بچه که بودم ميرفتم تو باغ هميشه اين اتفاق برام مي افتاد حالا تو اينترنت اينجوري شد.
    هميشه جواب کامنت ها رو اينجوري بديد حداقل آدم دلش خوشه که يه تبادل نظري بين خواننده و نويسنده هست! بقول معروف آدم سرخورده نمي شه.
    گاهي وقتا يه جوون با يه تلنگر به خيلي جاها ميرسه و از خيلي چيزاي با خبر ميشه و تا تهش ميره ولي آيا دختري که همش تو فکر قروفرش هست و پسري که تو فکر… يا همون دانشجو هاي پست قبليتون هيچ وقت مياد کنجکاو بشه که جشن سده چيه؟
    طرف حتي نميخواد بفهمه برا چي چهارشنبه سوري از رو آتيش ميپره ((:
    درود
    خوشحالم که به لابدان سرمی زنید و فکر کنم شماتنها خواننده لابدان هستید که از اول با من بودید و حضور شما باعث دلگرمیه منه،

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


لابدان به لباسشان چسبیده